Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
piv variable speed transmission
U
جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
variable speed transmission
U
گیربکس پلهای
Other Matches
four speed transmission
U
گیربکس چهاردور
variable speed generator
U
مولد با دور متغیر
variable speed motor
U
مولد با دور متغیر
variable speed control
U
کنترل سرعت متغیر
variable speed d.c. motor
U
موتور جریان دائم با سرعت متغیر
variable speed drive
U
محرکه پلهای
variable speed gear drive
U
گیربکس قابل تنظیم
transmission
U
مخابره کردن
transmission
U
جعبه دنده
transmission
U
گیربکس
transmission
U
فرافرستی
transmission
U
ارسال کردن
transmission
U
مخابره
transmission
U
مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
transmission
U
مخابره مخابرات
transmission
U
ارسال
transmission
U
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
transmission
U
فرا فرستی
transmission
U
فرافرستادن
transmission
U
انتقال
transmission
U
سخن پراکنی
transmission
U
عبور
transmission
U
ارسال پیام
transmission
U
مخابرات ارسال
transmission
U
ارسال سیگنال ها از یک وسیله به دیگری
transmission
U
که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
transmission
U
ارسال داده یک بیت در هر زمان
transmission
U
ارتباط فیزیکی بین در نقط ه که امکان ارسال داده را فراهم میکند.
transmission
U
خطای ناشی از اختلال در خط
transmission
U
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
transmission
U
اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
transmission
U
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission
U
تراگسیل
asymmetric transmission
U
روش ارسال داده که در مودم های سریع استفاده میشود
analog transmission
U
مخابره قیاسی
synchronous transmission
U
مخابره همزمان
analog transmission
U
انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
asynchronous transmission
U
اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
asynchronous transmission
U
انتقال غیرهمزمان
asynchronous transmission
U
مخابره ناهمگام
asynchronous transmission
U
مخابره غیرهمزمان
transmission line
U
خط مخابرهای
duplex transmission
U
مخابره دورشتهای
transmission case
U
جعبه دنده
synchronous transmission
U
انتقال همزمان
error transmission
U
ارسال خطا
digital transmission
U
مخابره دیجیتال
digital transmission
U
انتقال دیجیتالی
transmission shaft
U
محور انتقال
transmission security
U
تامین مخابره
transmission security
U
تامین ارسال
transmission security
U
تامین ارسال پیام
transmission ratio
U
نسبت تبدیل جعبه دنده
transmission rate
U
سرعت مخابره
transmission rate
U
نرخ مخابره
digital transmission
U
انتقال رقمی
transmission shaft
U
شفت گیربکس
epicyclic transmission
U
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
epicyclic transmission
U
جعبه دنده اپی سیکلیک
energy transmission
U
انتقال انرژی
transmission tower
U
برج انتقال
end of transmission
U
انتهای مخابره
transmission system
U
دستگاه انتقالی
heat transmission
U
انتقال گرما
duplex transmission
U
مخابره دو رشتهای
transmission system
U
شبکه انتقال
transmission oil
U
روغن جعبه دنده
data transmission
U
مخابره داده
data transmission
U
ارسال داده
transmission grease
U
گریس جعبه دنده
transmission grating
U
شبکه عبور
transmission gear
U
چرخ دنده انتقال
transmission factor
U
ضریب عبور
transmission facility
U
وسیله انتقال
transmission error
U
خطای مخابره
baseband transmission
U
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
data transmission
U
مخابره داده ها
transmission dynamometer
U
توان سنج انتقالی
transmission limit
U
محدوده فرافرستی
light transmission
U
انتقال نور
image transmission
U
انتقال تصویر
information transmission
U
انتقال اطلاعات
transmission of sound
U
انتقال یاعبورصدا
transmission system
U
سیستم انتقالی
isochronous transmission
U
ارسال داده آسنکرون روی خط سنکرون
transmission line
U
سیم انتقال
transmission line
U
خط انتقال
transmission case
U
گیربکس
synchronous transmission
U
مخابره همگام
social transmission
U
انتقال اجتماعی
parallel transmission
U
انتقال موازی
serial transmission
U
ارسال سری
serial transmission
U
مخابره سری مخابره نوبتی
simplex transmission
U
مخابره ساده
transmission cable
U
کابلانتقال
video transmission
U
ارسال ویدئویی
parallel transmission
U
ارسال موازی
electricity transmission
U
انتقالالکتریسیته
polar transmission
U
مخابره قطبی
neutral transmission
U
مخابره خنثی
negative transmission
U
پخش منفی
parallel transmission
U
مخابره موازی
wireless transmission
U
انتقال بی سیم
worm transmission
U
گیربکس با چرخ دنده حلزونی
power transmission
U
انتقال قدرت
power transmission
U
انتقال انرژی
positive transmission
U
پخش مثبت
afferent transmission
U
هدایت اورانی
variable name
U
نام متغیر
variable
U
تغییرکننده
variable
U
تغییرپذیر
variable
U
بی ثبات
variable
U
بی قرار
variable
U
متغیر
variable
U
تغییر پذیر
variable
U
آنچه قابل تغییر است
variable
U
ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
variable
U
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable
U
رکورد با هر طولی
variable
U
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable
U
کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
variable
U
شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
variable
U
ناپایدار
line transmission error
U
خطای انتقال
tubular transmission shaft
U
محور انتقال لولهای
overhead transmission line
U
خط انتقال هوایی
start stop transmission
U
مخابره قطع و وصلی
transmission of the electric current
U
انتقالفوریالکتریکی
microwave transmission lines
U
خطوط انتقال ریزموج
gear transmission ratio
U
نسبت دنده گیربکس
tubular transmission shaft
U
لوله کاردان
end of transmission block
U
خاتمه ارسال بلاک
Hertzian wave transmission
U
انتقالموجافقی
end of transmission block
U
انتهای بلاک مخابره
half duplex transmission
U
مخابره دو نیم رشتهای
transmission/reception of messages
U
انتقالپیام
transmission/reception of messages
U
دریافت
digital data transmission
U
ارسال دیجیتالی داده
high frequency transmission
U
انتقال فرکانس بالا
transmission oil pump
U
پمپ روغن جعبه دنده
velocity of energy transmission
U
سرعت انتقال انرژی
automobile gear transmission
U
گیربکس اتومبیل
oil hydraulic transmission
U
گیربکس هیدرولیکی
balanced transmission line
U
سیم انتقال متقارن
maximum light transmission
U
انتقال نور حداکثر
transmission electron micrograph
U
ریزنگار انتقال الکترون
vestigial sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
transmission level meter
U
دستگاه اندازه گیری سطح انتقال پگل مسر
asymmetrical sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
internal transmission factor
U
ضریب انتقال داخلی
main transmission shaft
U
محور انتقال اصلی
integrate transmission system
U
سیستم انتقال مجتمع
integrate transmission line
U
خط انتقال مجتمع
polar variable
U
متغیر قطبی
treatment variable
U
متغیر تدبیری
random variable
U
متغیر تصادفی
subscripted variable
U
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
variable camber
U
سطوح هادی گاز به داخل توربین
reduced variable
U
متغیر کاهیده
variable budget
U
بودجه متغیر
nonrandom variable
U
متغیر غیر تصادفی
moderator variable
U
متغیر تعدیل کننده
switching variable
U
متغیر راه گزینی
nonbasic variable
U
متغیر غیر اساسی
suppressor variable
U
متغیر بازدارنده
two state variable
U
متغییر دو حالتی
unrelated variable
U
متغیر غیر وابسته
variable address
U
نشانی متغییر
residual variable
U
متغیر باقیمانده
string variable
U
متغیر رشته
it is of variable length
U
طول ان تغییر میکند
it is of variable length
U
درازای ان متغیر
intervening variable
U
متغیر فرضی رابط
integer variable
U
متغیر صحیح
independent variable
U
متغیر مستقل
induced variable
U
متغیر القائی
key variable
U
متغیر کلید
local variable
U
متغیر محلی
stochastic variable
U
متغیر تصادفی
subscript variable
U
متغیر زیرنویس دار
instrumental variable
U
متغیر ابزاری
slack variable
U
متغیر بی اثر
slack variable
U
متغیر کمکی
marker variable
U
متغیر ممیز
logic variable
U
متغیر منطقی
instrumental variable
U
متغیر وسیله
control variable
U
متغیر کنترل شده
variable parameter
U
پارامتر متغییر
binary variable
U
متغیر دودوئی
binary variable
U
متغیر دودویی
variable pitch
U
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
basic variable
U
متغیر اساسی
basic variable
U
متغیر اصلی
variable point
U
با ممیز متغییر
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
variable recoil
U
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
boolean variable
U
متغیر بولی
causal variable
U
متغیر سببی
continuous variable
U
متغیر پیوسته
variable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com