Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
photo offset
U
چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
photo-
U
مربوط به نور
photo
U
photograph=have
offset
U
پایاپای
offset
U
دوخم کردن
offset
U
دوخم
offset
U
دوخم شدگی
offset
U
تهاتر
offset
U
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offset
U
حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
offset
U
جبران کردن
offset
U
افست
offset
U
حاشیه صحافی
offset
U
حساب تهاتر
offset
U
عوض
offset
U
چاپ افست
offset
U
جابجاسازی
offset
U
مبدا نقطه شروع مسابقه
offset
U
چین خمیدگی
offset
U
انحراف
offset
U
وزنه متعادل
offset
U
رقم متعادل کننده متعادل کردن
offset
U
جبران کردن خنثی کردن
offset
U
جبران کردن جبران
offset
U
تسویه کردن
offset
U
خارج از عمل چاپ افست
offset
U
حذف شده
offset
U
جبران
offset
U
چاپ افست کردن افست
photo interpretation
U
نقشه کردن عکس هوایی
photo interpretation
U
تفسیر عکس هوایی نقشه عکسی
photo interpretation
U
تفسیر عکس
photo imagery
U
عکس برداری کردن از زمین
photo imagery
U
تهیه عکس
photo geology
U
تفسیر عکسهای هوایی
photo excitation
U
برانگیختگی نوری
photo electron
U
فوتو الکترون
photo ionization
U
یونش فوتونی
photo ionization
U
یونش تابشی
This photo does not do you justice.
U
خودتان از عکستان بهتر هستید
You have come out well in this photo(picture).
U
ازمد افتادن
photo session
U
مدتزمانیکهخبرنگارانفرصتدارندازفردیعکسبیندازند
photo print
U
چاپ عکس
photo print
U
چاپ عکسی
photo plotter
U
رسام نوری
photo nadir
U
مرکز خط المرکزین عکس نقطه لولای عکس هوایی
photo luminescence
U
لومینسانس نوری
photo electron
U
الکترون نوری
photo cell
U
پیل نور- برقی
photo finish
U
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
photo distance
U
مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
photo electric
U
وابسته به تاثیر نورو الکتریک باهم
photo cell
U
سلول فتوالکتریک
offset method
U
روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
offset plottin
U
روش استفاده از تصحیحات مخصوص در توپخانه روش محاسبه توپ به توپ
offset of one obligation against another
U
تهاتر حاصل شدن بین دو دین یا دو تعهد
offset distance
U
مسافتی که نقطه صفر زمین از مرکز منطقه هدف دورباشد
offset point
U
در رهگیری هوایی نقطه نشانی است در هوا که محل هدف نسبت به ان تعیین وهواپیمای رهگیر به سمت هدف هدایت میشود
offset wraps
U
تارهای مخالف
[لول باف]
offset bombing
U
روش بمبارانی که در ان به جای هدف از یک نقطه نشانی استفاده میشود
offset distance
U
فاصله برون محوری
binding offset
U
حاشیه جبران شیرازه
offset knots
U
گره نامتقارن
[گاه جهت ایجاد سایه و تفاوت ظاهری طرح با دیگر قسمت ها به جای تکرار گره زدن بر روی دو تار مشابه در ردیف بافت بعدی از سه تار شماره یک، دو، سه و یا یک، سه، دو استفاده می کنند.]
negative photo plane
U
سطح افق شیشه عکس
negative photo plane
U
افق شیشه عکاسی
photo pattern generation
U
تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
photo electric cathode
U
کاتد نور- برقی
photo electric current
U
جریان نور- برقی
photo electric emission
U
صدور نور- برقی
photo emission effect
U
صدور نور- برقی
photo index map
U
نقشه راهنمای عکسهای هوائی
photo conductive effect
U
اثر نور- رسانایی
photo optic memory
U
حافظه نوری
line offset method
U
روش نقشه برداری از یک مسیر منحنی
angle offset method
U
روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
target offset methode
U
روش نشان دادن هدفها روی نقشه ها یا طرحهای عملیاتی
inverse photo electric effect
U
اثر برق- نور
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com