English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
per mill U در هر هزار
per mill U در هزار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mill U اسیاب
mill U ماشین
mill U کارخانه اسیاب کردن
mill U کنگره دار کردن
mill U دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
mill U فرز کردن
mill U هل دادن
mill U اسیاب کردن
mill U نورد کردن فرز کردن اسیاب
mill U کارخانه نورد
mill U اسیا
run of the mill U برجسته نبودن در جنس متوسط
run of the mill U عادی
run-of-the-mill U برجسته نبودن در جنس متوسط
run-of-the-mill U عادی
armor plate rolling mill U دستگاه نورد ورق زرهی
ball mill U سنگ شکن گلولهای
ball mill U اسیاب ساچمهای
band saw mill U اره نواری ماشین فرز
bar mill U دستگاه نورد میله گرد
beam rolling mill U نورد کاری تیر
beater mill U تغارچهای که در داخل ان استوانه نیز قرار دارد
becking mill U غلطک برای افزایش طول
cluster mill U فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
cogging mill U دستگاه نورد شمشه
cogging mill train U مسیر دستگاه نورد شمش
cold rolling mill U دستگاه نورد سرد
color grinding mill U دستگاه رنگ سای
continous rod mill U دستگاه نورد سیم دائمی
corrugated rolling mill U دستگاه نورد ورق موجدار
cotton mill U کارخانه نخ ریسی
crazing mill U اسیاب یا کارخانهای که قلع معدنی رادران خرد میکنند
cross country mill U نورد چلیپایی
double column vertical boring mill U ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
double two high rolling mill U دستگاه نورد مضاعف دوبل
drawing mill U دستگاه نورد کششی
edge mill U اسیاب غلطکی
end mill U فرز انگشتی
ex mill U تحویل در کارخانه
form mill U فرز کردن پروفیل
fulling mill U کارخانه قصاری
gig mill U ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
glacier mill U تنوره یخچالی
hammer mill U سنگ شکن چکشی
hammer mill U اسیا چکشی
hand mill U اسیاب دستی
hot rolling mill U نوردکاری داغ
hot strip mill U مسیر نورد گرم
incorporating mill U کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی
ingots slab mill U دستگاه نورد لوحه
slabbing mill U دستگاه نورد لوحه
loop mill rolling U نوردکاری حلقوی
mill circle U چرخ اسیاب ژیمناستیک
mill dam U بند اسیاب
mill file U سوهان دستی
mill race U اب اسیاب
mill race U جوی اسیاب
mill wheel U چرخ یا پره اسیاب
mill wright U اسیاب ساز
mortar mill U مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
muck mill U دستگاه نورد فولاد
narrow strip mill U نورد نوار باریک
paint roller mill U دستگاه مالش رنگ بر روی دیوار
paint roller mill U غلطک دسته دار ویژه نقاشی ساختمان
paper mill U ماشین کاغذسازی
pepper mill U فلفل ساب
pepper mill U فلفل سا
plate mill U دستگاه فرز غلطکی
plate mill U غستگاه نورد صفحه
plate rolling mill U نوردکاری صفحه
plug mill U دستگاه نورد توپی
plunge mill U فرز کردن غوطهای
powder mill U کارخانه باروت سازی
pug mill U اسیای گل مخلوط کن
pulverizing mill U اسیای گردساز
rod mill U سنگ شکن میلهای
rolling mill U کارخانه تولید ورق اهن وفولاد
rolling mill U ماشین غلتک دار کارخانه شیشه جام
rolling mill U دستگاه نورد
rolling mill engineer U نوردکار
rolling mill engineer U مهندس نوردکاری
saw mill U کارخانه اره کشی
sheet mill stand U مقام نورد ورق
single stand mill U دستگاه نورد یک مقامه
slab mill U فرز کردن غلطکی
stamp mill U ماشین پرس یا منگنه
stamp mill U اسیاب سنگ کوبی
stamping mill U ماشین پرس یامنگنه
stamping mill U اسیاب سنگ کوبی
steel mill U ذوب اهن
tire mill U دستگاه نورد لاستیک
tire rolling mill U دستگاه نورد لاستیک
to bring grist to the mill U نان دراب دارد
to go through the mill U ورزیده شدن
to mill flour U ارد درست کردن
unit mill U سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
water mill U اسیاب ابی
water mill U اسیاب
wide strip mill U دستگاه نورد نوار پهن
wire rod mill U کالیبر نورد سیم
Other Matches
through the mill <idiom> U تجربه شرایط مشکل
post mill U آسیابنصبشده
run-of-the-mill <idiom> U معمولی
wire rolling mill U دستگاه نورد سیم
The waters run clear of the mill . <proverb> U آبها از آسیاب افتاد .
wrounght iron mill bar U اهن جوش خورده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com