Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
past or preterite d.
U
ماضی مطلق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the preterite tense
U
زمان گذشته
the preterite tense
U
ماضی مطلق
past
U
دور از پیش از
past
U
سابقه
past
U
بعد از مافوق
what is the past of go
U
چیست
what by gone or past
U
مافات
past
U
ماضی
past
U
درماورای
past
U
گذشته از ماورای
What is past is past . what is gone is gone .
U
گذشته ها گذشته
past
U
گذشته
past
U
پایان یافته
the past
U
چیزی که در گذشته پیش آمد و تمام شد
past
U
پیشینه وابسته بزمان گذشته
past
U
پیش ماقبل
past performances
U
سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
the present and the past
U
گذشته و حال
the present and the past
U
حال و گذشته
the present and the past
U
اکنون و گذشته
the past tense
U
زمان ماضی ماضی مطلق
the past tense
U
زمان گذشته
see in the past makes saw
U
فعل see در گذشته sawمیشود
past years
U
سالهای گذشته
the year past
U
سال گذشته
During the past few days.
U
طی چند روز گذشته
In the course of the past centuries.
U
درطی قرنهای گذشته
He is past work.
U
دیگر از سن کار کردنش گذشته
we cannot undo the past
U
چیز گذشته را نمیتوان برگرداند
to sweep past
U
تندگذاشتن
to sweep past
U
اسان رفتن
to rank past
U
رژه رفتن
to march past
U
رژه رفتن
to file past
U
رژه رفتن
we cannot undo the past
U
اب رفته بجوی برنمیگردد
for some time past
U
تا چندی پیش
he is a past master in
U
او در استاد یا کهنه کار است
half past two
U
دوونیم
for some time past
U
درگذشته
for some time past
U
مدتی
file past
U
رژه رفتن
past masters
U
استاد قدیمی
past masters
U
استاد پیشین
past master
U
استاد قدیمی
past master
U
استاد پیشین
past perfect
U
ماضی بعید
past tense
U
زمان گذشته
past participle
U
اسم مفعول
i went past the house
U
از پهلوی ان خانه رد شدم
march past
U
رژه رفتن
march past
U
رژه
make up for the past
U
جبران مافات کردن
it is past reclaim
U
دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
it is past reclaim
U
دیگر قابل اصلاح یااستردادنیست
it is past cure
U
از علاجش گذشته است مافوق انست که بتوان علاج کرد
it is past all hope
U
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is 0 minutes past four
U
ده دقیقه از چهار می گذرد
it is minutes past
U
ساعت سه وپنج دقیقه است 5دقیقه از3 گذشته است
past participles
U
اسم مفعول
put (something) past someone (negative)
<idiom>
U
ازکار شخص متعجب شدن
past perfect tense
U
ماضی بعید
We are past that sort of thing .
U
دیگر این کارها از ماگذشته
on old woman past sixty
U
پیرزنی بیش از شصت سال داشت
her prime of life is past
U
عنفوان جوانی وی گذشته است
spike past the block
U
ابشار را پشت پای مدافعان کوبیدن
Whistle past the graveyard
<idiom>
U
تلاش برای بشاش ماندن در اوضاع وخیم
I walked past the shop ( store ) .
U
از جلوی فروشگاه گذشتم
In times past . In olden days .
U
درروزگاران قدیم
To review the past in ones minds eye .
U
گذشته را از نظر گذراندن
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring.
U
در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com