Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
participant observer
U
مشاهده گر شرکت کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
participant
U
شریک در جرم
participant
U
شرکت کننده
participant
U
انباز سهیم
participant
U
همراه
participant
U
مشترک
participant
U
شریک
participant observation
U
مشاهده توام با مشارکت
observer
U
مشاهده کننده
observer
U
نافر
observer
U
پیرورسوم خاص
observer
U
مراقب
observer
U
دیده بان
observer
U
شاهد
observer
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observer
U
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
ground observer
U
دیدبان زمینی
forward observer
U
دیدبان مقدم
forward observer
U
دیدبان جلو
an acute observer
U
بیننده تیز نظر
air observer
U
دیدبان هوایی
advance observer
U
دیدبان جلو
advance observer
U
دیدبان مقدم
technical observer
U
بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
tactical air observer
U
دیدبان هوایی
tactical air observer
U
دیدبان تاکتیکی هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com