English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
overload protection U حفافت بار زیاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overload U اضافه فرفیت
overload U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overload U ارسال داده با نرخ بزرگتر از فرفیت کانال
overload U بار زیاد ازدیاد بار
overload U زیاد بار کردن
overload U اجتماع مهاجمان
overload U سربار
overload U اضافه بار
overload U بار اضافی
overload U زیاد بار کردن اضافه بار
overload U زیاد پر کردن
to overload someone [with something] U کسی را [با چیزی بیش از ظرفیت آن شخص] دست پاچه کردن
overload U گرانبار کردن
to overload someone [with something] U کسی را [با چیزی] غوطه ورساختن
to overload stomach U چپاندن
overload principle U اصل اضافه باری
overload capacity U فرفیت بار زیاد
overload release U قطع کننده بار زیاد
overload speed U سرعت بار زیاد
to overload stomach U پر خوردن
overload clutch U کلاج بار زیاد
to overload stomach U تپاندن
overload device U فیوز گرمایی
magnetic overload relay U رله جریان زیاد مغناطیسی
overload circuit breaker U فیوز اضافه بار
overload circuit switch U فیوز اضافه بار
protection U محافظت
under protection U تحت الحمایه
protection U نگهداری
self protection U برقراری تامین از خود
self protection U حفافت از خود
self protection U دفاع از نفس
self protection U صیانت نفس حفافت از خود
protection U حمایت
over protection U تقویت
protection U تامین نامه
protection U نیکداشت
protection U حفظ
protection U حراست حمایت
protection U سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection U خط امان
protection U پشتیبانی
protection U تیمارداری
protection U مانع کپی گرفتن شدن
protection U کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection U حفافت
protection U سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection U اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection U عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection U عمل حفافت
protection hood U کلاهک یا روپوش محافظ
protection from sin U عصمت
password protection U حفافت به کمک کلمه رمز
overvoltage protection U حفافت فشار زیاد
feet protection U محافظپا
protection level U سطح حفافت
protection ring U حلقه حفافت
eye protection U محافظچشم
hand protection U محافظدستی
ear protection U محافظگوش
x ray protection U حفافت رونتگن
head protection U محافظسر
toe protection U پاشنه بندی
Under the protection of the law. U درپناه قانون
thermal protection U محافظت حرارتی
storage protection U حفافت حافظه
storage protection U حفافت انباره
software protection U حفافت نرم افزاری
environmental protection U حفاظت محیط زیست
rust protection U حفافت در برابر زنگ زدگی
protection key کلید حفافت
anodic protection U حفافت اندی
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
copy protection U جلوگیری از اعمال کپی
copy protection U محافظت از کپی
copy protection U حفافت دربرابر کپی
data protection U حفافت داده ها
degree of protection U میزان حفافت
degree of protection U میزان تامین درجه حفافت
collective protection U حفافت جمعی
collective protection U حفافت گروهی
anticorrosive protection U حفافت در برابر خوردگی
armor protection U حفافت زرهی
armor protection U حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
bank protection U حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
bank protection U ساحل داری
bank protection U ساحلبانی
block protection U حفافت بلوک
cell protection U حفافت سل
distance protection U وسیله حفافت فاصله
environmetal protection U حمایت محیط زیستی
file protection U حفافت پرونده
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
insulation protection U حفافت عایق بندی
memory protection U پشتیبانی ازحافظه
cathode protection U حفافت کاتدی
impedance protection U حفافت امپدانس
flood protection U حفافت در مقابل طغیان
memory protection U حفافت حافظه
file protection U حفافت فایل
over voltage protection U وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
anti skid protection U حفافت از لغزش
The Physics of Radiation Protection U فیزیک بهداشت
The Physics of Radiation Protection U فیزیک محافظت از پرتو
respiratory system protection U حافظدستگاهتنفسی
overflow protection switch U کلیدحافظآبهایاضافی
rust protection paint U رنگ ضد زنگ
frost protection preparation U ضدیخ
high tension protection U حفافت فشار قوی
positional protection device U دستگاه حفافت درگاه
indirect bank protection U کناره بندی غیر مستقیم
protection and indemnity club U باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
power system protection U حفافت سیستم قدرت
line differential protection U حفافت دیفرانسیلی خط
The Physics of Radiation Protection U بهداشت پرتوی
Protection money. Racket money. U باج سبیل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com