Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overhead frame
U
قالببالایسر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overhead
U
بالا
overhead
U
مقدار پردازش مورد نیازبرای اتمام یک کار معین بالاسری
overhead
U
کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
overhead
U
بیت تشخیص خطا در ارسال
overhead
U
مدت زمان کامپیوتر برای فراخوانی و بررسی هر ترمینال شبکه
overhead
U
سر ستون
overhead
U
در بالای سر
overhead
U
در هوا
overhead
U
سر بالا
overhead
U
ابشار
overhead
U
مخارج کلی سرجمع
overhead
U
بالاسری
overhead
U
هوایی
overhead
U
منابع حاشیهای
overhead
U
منابع انسانی و اقتصادی که درپشتیبانی غیر مستقیم یکانهابه کار می رود
overhead
U
بالای سر
overhead
U
دربالای سر
overhead conductor
U
سیم هوایی
overhead conductor
U
خط هوایی
overhead costs
U
هزینههای بالاسری
overhead costs
U
هزینههای اضافی
overhead costs
U
هزینههای عمومی
overhead cover
U
حفاظ بالای سر
overhead cover
U
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
overhead clearance
U
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead charges
U
هزینه ثابت عمومی
overhead expenses
U
به هزینه
overhead expenses
U
به خرج
overhead rial
U
ریل اویزان
overhead wires
U
کابلهایبالایی
overhead guard
U
حافظبالایسر
overhead connection
U
اتصالبالایی
overhead backhand
U
بک هند از بالای سر
overhead beam
U
تیر سقف
overhead forehand
U
فورهند از بالای سر
overhead gharges
U
هزینه اداری
system overhead
U
مازاد سیستم
overhead roadway
U
پل هوایی
overhead stroke
U
ضربه از بالای سر
overhead roadway
U
جاده هوایی
overhead costs
U
هزینههای حاشیهای
overhead product
U
محصول سبک
overhead personnel
U
پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
overhead pass
U
پاس با دو دست از بالای سر
overhead loop
U
گره حلقومی یا گره بالاتنه
overhead line
U
خط هوایی
system overhead
U
بالاسری سیتم
overhead line
U
سیمکشی هوایی
overhead kick
U
ضربه قیچی به عقب
overhead investments
U
سرمایه گذاریهای عمومی
overhead gharges
U
هزینه ثابت عمومی
overhead trolley
U
خطوط هوایی ترن برقی
overhead switch panel
U
صفحهکلیدبالایسر
overhead earth wire
U
قسمتبالاییتیربرق
overhead transmission line
U
خط انتقال هوایی
ox frame
U
قابی که گوشههای چلیپایی دارد
to frame someone
U
پاپوش درست کردن برای کسی
frame
U
چارچوب
K-frame
U
قاببصورتحرفk
to frame someone
U
کسی بیگناه را متهم کردن
frame up
U
توط ئه
frame up
U
دوز وکلک
frame up
U
دسیسه
saw frame
U
کمان اره
frame
U
قاب کردن قاب گرفتن
frame
U
قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
frame
U
باربست
frame
U
سازه
frame
U
قاب کادر
frame
U
دنده عرضی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
frame
U
کالبد
frame
U
تنه
frame
U
فریم
frame
U
قاب چارچوب کمان
frame
U
استاتور استخوان بندی
frame
U
هیکل حالت موقتی
frame
U
قواره
frame
U
چارچوب گرفتن طرح کردن
frame
U
تنظیم کردن
frame
U
بیان کردن
frame
U
فرمول
frame
U
قاعده
frame
U
منطق اسکلت
frame
U
ساختمان
frame
U
چهارچوب تنه
frame
U
بدن
frame
U
پاپوش درست کردن
frame
U
صحنه
frame
U
شاسی
frame
U
چهارچوب
frame
U
کنترل هایی
frame
U
قاب کردن
frame
U
قاب
frame-up
U
توط ئه
frame-up
U
پرونده سازی
frame
U
1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
frame
U
بخشی از حافظه برای ذخیره سازی تصور پیش ز نمایش آن روی صفحه
frame
U
خطای ناشی از یک بیت مشکل دار در فریمی در نوار مغناطیسی
frame
U
و مرز اطراف فضای پنجره
adjustable frame
چهارچوب قابل تنظیم
frame agreement
U
توافق اولیه
frame agreement
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
freeze-frame
U
قاب ایستا
frame of mind
U
حالتذهنیفرد
time frame
U
مدت لازم
time frame
U
چارچوب زمانی
freeze-frame
U
قاب ایستایی
to connect to frame
U
اتصال به بدنه
cold frame
U
سرما دورکن
door-frame
U
چارچوب در
two light frame
U
پنجره دوچشمه
two light frame
U
پنجره دو قلو
warp frame
U
قاب چله
climbing frame
U
وسیلهایمخصوصبازیکودکان
burner frame
U
قالب
burner frame
U
سوخت
head of frame
U
سرقاب
metal frame
U
قالبفلزی
frame stile
U
قالبنردبانی
to frame an answer
U
پاسخی را طرح کردن
portal frame
U
قالبدرگاهی
box-frame
U
قاب صندوقی
roller frame
U
قالبدورانی
sash frame
U
حمایلقاب
sill of frame
U
آستانهقاب
timber frame
U
قالبچوبی
track frame
U
قالبشیار
vertical frame
U
قالبعمودی
walking frame
U
قالبچهارپا
warping frame
U
قالبپیچنده
web frame
U
قالبشبکهای
wire frame
U
قالبفلزی
frame push
U
اهرم فشاردهنده
claim frame
U
فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه
frame of hachsaw
U
کلاف اره چکی
frame partition
U
جداگر سازه دار
c frame press
U
پرس با قالب "سی " شکل
frame partition
U
تیغه تیرپایهای
belt frame
U
اسکلت محیطی بدنه هواپیما
frame work
U
چهارچوب
full frame
U
قاب کامل
beacon frame
U
فرم مخصوص در پروتکل FDDI که پس از توقف در شبکه ارسال میشود
bar frame
U
تیرک قاب
frame of hachsaw
U
کمان اره چکی
casement frame
U
قاب بازشو
base frame
U
چهارچوب زیر دستگاهها
chassis frame
U
چارچوب شاسی
crane frame
U
چارچوب جرثقیل
distribution frame
U
مقسم
door frame
U
چارچوب در
frame antenna
U
انتن چارگوش
frame frequency
U
بسامد صحنه
frame house
U
خانهای که کالبدان چوب وپوشش ان تخته باشد خانه چوبی
frame of an apparatus
U
شاسی
machine frame
U
چارچوب دستگاه
magnet frame
U
یوغ اهنربایی
main frame
U
کامپیوتر بزرگ
piling frame
U
داربست
plan frame
U
چارچوب برنامه
frame partition
U
تیغه قالبی
provisional frame
U
ان بخش از بازی بولینگ که گوی موقعی پرتاب شده که بخش قبلی مورد اعتراض است
reference frame
U
دستگاه مقایسهای
frame of reference
U
چهارچوب داوری
space frame
U
قاب سه بعدی
spinning frame
U
چهارچوب یا دستگاه نخ تابی
step frame
U
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
picture frame
قاب عکس
page frame
U
قاب صفحه
mast frame
U
قاب چهارگوش
window-frame
U
قاب پنجره
window frame
U
قاب پنجره
mirror frame
U
جعبه اینه
open frame
U
هر بخش از بازی بولینگ باناتوانی در انداختن تمام میله ها
frame-ups
U
توط ئه
frame-ups
U
پرونده سازی
page frame
U
قالب صفحه
pack frame
U
کوله پشتی زین دار
wood frame construction
U
ساختمان با استخوانبندی چوبی
I am not in the right frame of mind. I cannot concerntrate.
U
فکرم حاضرنیست ( تمرکز فکر ندارم )
track roller frame
U
قالبگردندهشیاردار
swing frame grinder
U
دستگاه سنگ زنی نوسان دار
wire frame model
U
نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
gap frame press
U
پرس "سی " شکل
intermediate distribution frame
U
مقسم میانی
micro to main frame
U
پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
double frame hobbing machine
U
دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
middle rial of door frame
U
قیدچه
locomotive frame drilling machine
U
دستگاه مته چارچوب لوکوموتیو
frame of mind (good or bad)
<idiom>
U
top and bottom rail of door frame
U
پاسار
sewing: sewing frame
U
ماشیندوخت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com