Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
operating system
U
سیستم عامل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
disk operating system
U
سیستم عامل گردهای
disk operating system
U
کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
general purpose operating system
U
سیستم عامل همه منظوره
goest operating system
U
سیستم عامل مهمان
host operating system
U
سیستم عامل میزبان
multiple loading operating system
U
سیستم عامل بارکننده چندتایی
network operating system
U
سیستم عامل شبکه
operating system monitor
U
مبصر سیستم عامل
operating system/
U
سیستم عامل دو
tape operating system
U
سیستم عامل نوار
virtual storage operating system
U
سیستم عامل حافظه مجازی
Other Matches
self operating
U
خود کار
operating
U
عامل
operating
U
عملیاتی
operating cost
U
هزینه بهره برداری
operating cost
U
مخارج عملیاتی
operating ratio
U
نرخ عملیاتی
operating instruction
U
دستور کار
operating expenses
U
مخارج عملیاتی
operating force
U
نیروهای حاضر به کار نیروی فعال
operating handle
U
دستگیره کولاس
operating handle
U
دستگیره راه اندازی
operating instruction
U
مقررات کار
operating handle
U
دستگیره عامل
operating cost
U
هزینه عملیاتی
operating program
U
برنامه عملیات
operating agency
U
شعبه عامل
operating agency
U
قسمت اجرایی
operating strenght
U
پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
operating bridge
U
پل کارگاهی
operating budget
U
بودجه عملیاتی
operating budget
U
بودجه بهره برداری
operating bridge
U
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
operating capital
U
سرمایه در گردش
operating condition
U
رژیم
operating conditions
U
رژیم
operating key
کلید گزینش
operating program
U
برنامه اجرایی
operating ratio
U
نسبت کارکرد موتور یا ناو
operating ratio
U
نسبت عملیاتی
operating signal
U
سیگنال دستگاه
operating signal
U
چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
operating slide
U
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
operating speed
U
سرعت عملیاتی
operating speed
U
سرعت عملکرد کار
operating staff
U
کارمندان عملیاتی
operating staff
U
متصدیان
operating stand
U
اطاق هدایت
operating supplies
U
مواد کمکی
operating temperature
U
دمای عملیاتی
operating temperature
U
درجه حرارت کار
operating voltage
U
ولتاژ کار
operating profit
U
سود ناخالص
operating level
U
سطح فعالیت
operating level
U
سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating lever
U
اهرم گرداننده
operating lever
U
اهرم عامل اهرم کولاس
operating lever
U
دستگیره عامل کولاس
operating lever
U
اهرم عملکرد
operating loss
U
زیان عملیاتی
operating manual
U
دستورالعمل
field operating
U
فعال درصحرا رده صحرایی
field operating
U
عمل کننده در صحرا
operating manual
U
دستور کار
operating panel
U
تابلوی عملکرد
operating personnel
U
پرسنل فعال
operating personnel
U
افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
operating point
U
نقطه کار
operating profit
U
سود عملیاتی
operating weight
U
وزن عملیاتی
operating rooms
U
جایگاه عمل
operating cord
U
نختنظیم
machine operating
U
عملکرد ماشین
operating room
U
اطاق عمل
operating room
U
جایگاه عمل
operating floor
U
عملیاتزمین
operating rod
U
میلهعملیات
operating theatre
U
نمایشگاه عمل جراحی
operating theatres
U
نمایشگاه عمل جراحی
operating rooms
U
اطاق عمل
operating systems
U
سیستم عامل
operating dam
U
سدعملیاتی
current operating allowance
U
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
deployment operating base
U
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
maximum operating voltage
U
ولتاژ کار حداکثر
gate operating ring
U
حلقهورودیعملکننده
crypt operating instructions
U
دستورالعملهای انجام عملیات رمز دستورات کار با رمز
fleet operating base
U
پایگاه عملیاتی ناوگان
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
shortest operating time
U
کوتاهترین زمان عملیات
standing operating procedures
U
روش جاری عملیاتی
gate operating deck
U
سکوی مانور دریچه ها
aitcraft operating weight
U
وزن اصلی هواپیما
standing operating procedures
U
روش جاری مخابرات
breechblock operating lever assembly
U
سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
alternate escort operating base
U
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
linear system
[system of linear equations]
U
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
system
U
نظم ترتیب
system
U
اسلوب
system
U
اصول وجود
system
U
سازگان
system
U
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
U
سامانه
system
U
طرز روش
system
U
سلسله
system
U
نظام
system
U
نظم منظومه
system
U
قاعده رویه
system
U
طرز اسلوب
system
U
جهاز
cw system
U
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system
U
دستگاه
system
U
سلسله رشته
system
U
طریقه
system
U
همستاد روش
p system
U
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system
U
سازمان
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
U
منظومه
system
U
مجموعه سازمان
system
U
ترتیب
system
U
روش اصول
system
U
نظام سیستم
system
U
تشکیلات
system
U
سیستم
c.g.s. system
U
دستگاه سگث
the system of
U
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
the system of
U
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
system
U
رشته دستگاه
system
U
همست
an system
U
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
value system
U
نظام ارزشها
number system
U
سیستم عددی
mixed system
U
نظام مختلط
planetary system
U
شمسی
planning system
U
نظام برنامه ریزی
point system
U
شرط بندی براساس امتیاز
polyphase system
U
دستگاه چندفاز
power system
U
شبکه نیرو
planetary system
U
سیستم خورشیدی
physiocratic system
U
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
modern system
U
نظام جدید
modern system
U
نظام نوین
organ system
U
دستگاه
orthorhomobic system
U
دستگاه راست گوشه
rhombic system
U
دستگاه راست گوشه
mnemonic system
U
نظام یادیار
parallel system
U
شبکه موازی
payroll system
U
سیستم پرداخت حقوق
mksa system
U
دستگاه مکثا
phonetic system
U
سیستم صوتی
power system
U
سیستم قدرت سیستم انرژی
miniature system
U
خرده نظام
railroad system
U
سیستم راه اهن
recoil system
U
سیستم دافع
total system
U
سیستم کامل
railway system
U
شبکه راه اهن
railway system
U
سیستم راه اهن
rationing system
U
نظام جیره بندی
rationing system
U
نظام سهمیه بندی
recoil system
U
دستگاه دافع توپ
recoil system
U
سیستم عقب نشینی توپ
ragozin system
U
سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
measuring system
U
سیستم سنجش
quota system
U
سیستم سهمیهای
microcomputer system
U
سیستم ریزکامپیوتری
mature system
U
سیستم کامل
price system
U
نظام قیمت
price system
U
نظام قیمتی
price system
U
نسبت و رابطه قیمتها با هم
merit system
U
نظام شایستگی نگر
ptolemaic system
U
هئیت بطلیموسی
quantized system
U
دستگاه کوانتایی
quota system
U
نظام سهمیه بندی
practical system
U
دستگاه یکانهای عملی
modular system
U
سیستم پیمانهای
monitor system
U
سیستم مبصر
open system
U
نظام باز
one component system
U
سیستم یک جزیی
on line system
U
سیستم درون خطی
oblique system
U
سیستم مایل
numeration system
U
سیستم شمارشی
numeral system
U
سیستم عددی
market system
U
نظام بازار
number system
U
سیستم عدد نویسی
open system
U
سیستم باز
management system
U
سیستم اداره
limbic system
U
دستگاه کناری
london system
U
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
lymphatic system
U
دستگاه لنفاوی
magnetic system
U
سیستم مغناطیسی
makagonov system
U
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
management system
U
سیستم مدیریت
open system
U
سازگان باز
non quantized system
U
دستگاه کلاسیک
non quantized system
U
دستگاه ناکوانتایی
multiple well system
U
سیستم چند چاهی
multilink system
U
سیستمی که بیش از یک اتصال بین دو نقط ه دارد
multicomputer system
U
سیستم چند کامپیوتری
multicomponent system
U
سیستم چند جزیی
monoprogramming system
U
سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
monocyclic system
U
دستگاه تکدور
monoclinic system
U
دستگاه تک شیب
multiprocessing system
U
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
monetary system
U
سیستم پولی
multiplex system
U
سیستم چند سیمه
multiplex system
U
سیستم چندگانه
neurovegetative system
U
دستگاه اعصاب نباتی
maroczy system
U
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
multiuser system
U
سیستم چند استفاده کننده سیستم چند کاربر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com