Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
operating manual
U
دستورالعمل
operating manual
U
دستور کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
manual
U
دستی
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
manual
U
ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر
manual
U
کتابچهای که نحوه استفاده از سیستم یا وسیله را نشان میدهد
manual
U
متنی که نحوه استفاده از سیستم یا نرم افزار را نشان می دهند
manual
U
کتابچهای که نحوه نصب سیستم را نشان میدهد
manual
U
انجام شده با دست .
manual
U
انجام شده توسط اپراتور و بدون کمک ماشین
manual
U
متنی که حاوی دستورات اجرای یک سیستم یا نرم افزار است
manual
U
دستورالعمل راهنمای انجام کار
manual
U
یدی
manual
U
وابسته بدست
manual
U
انجام شده با دست
manual
U
کتاب دستی نظامنامه
manual
U
مقررات کتاب راهنما
manual
U
راهنمای کار
manual
U
راهنما
manual
U
ایین نامه
manual
U
دستور رزمی دستی سیستم دستی
manual controller
U
نافم دستی
manual cutout
U
افتامات دستی
manual dominance
U
دست برتری
manual exchange
U
مرکز دستی
manual control
U
کنترل دستی
manual alphabet
U
برای سخن گفتن با کران
manual alphabet
U
الفبای انگشتی
manual adjustment
U
تنطیم دستی
refernce manual
U
کتاب راهنمای مرجع
run manual
U
راهنمای اجرا
sign manual
U
امضا پادشاه
manual input
U
ورودی دستی
manual labour
U
امضای دستی
manual workers
U
کارگران دستکار
manual tuning
U
میزان سازی با دست
manual training
U
دوره اموزش هنرهای دستی
manual skills
U
مهارتهای دستی
manual skill
U
مهارت دستی
manual ringing
U
زنگ دستی
manual recalculation
U
محاسبه مجدد دستی
manual override
U
القای دستی
manual operation
U
عملیات دستی
manual operation
U
عمل دستی
procedure manual
U
کتاب راهنمای رویهای
sign manual
U
صحه ملوکانه
commander's manual
U
ائین نامه راهنمای فرماندهان راهنمای فرماندهان در امر اموزش
user's manual
U
کتاب راهنمای استفاده کننده
training manual
U
راهنمای اموزشی
technical manual
U
دستور فنی
manual release
U
آزادگردستی
technical manual
U
ائین نامه فنی
systems manual
U
کتاب راهنمای سیستم
field manual
U
دستور رزمی
field manual
U
ائین نامه صحرایی
first aid manual
U
جعبهکمکهایاولیه
flight manual
U
دستورالعمل پرواز
soldier's manual
U
کتاب راهنمای سرباز
soldier's manual
U
ائین نامه راهنمای سربازان
manual telephone system
U
تلفن غیر خودکار
swell organ manual
U
قسمتبرآمدهتنظیماتدستی
manual focusing knob
U
دکمهزوم دستی
manual/automatic mode
U
سبکدستی
manual pinion shift
U
استارت دستی
manual/automatic mode
U
اتوماتیک
great organ manual
U
عضوبزرگدستی
choir organ manual
U
دستهتنظیمکر
manual lever control
U
کنترل اهرم دستی
ship husbandary manual
U
دستورالعمل جرثقیل ها
auto/manual selector
U
دکمهانتخابدستی
manual dexterity test
U
ازمون چالاکی دستها
self operating
U
خود کار
operating
U
عملیاتی
operating
U
عامل
operating ratio
U
نسبت عملیاتی
operating ratio
U
نرخ عملیاتی
operating ratio
U
نسبت کارکرد موتور یا ناو
operating program
U
برنامه عملیات
operating program
U
برنامه اجرایی
operating profit
U
سود ناخالص
operating profit
U
سود عملیاتی
operating point
U
نقطه کار
operating personnel
U
افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
operating personnel
U
پرسنل فعال
operating panel
U
تابلوی عملکرد
operating floor
U
عملیاتزمین
operating rod
U
میلهعملیات
operating loss
U
زیان عملیاتی
operating signal
U
سیگنال دستگاه
operating signal
U
چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
operating slide
U
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
operating cord
U
نختنظیم
operating dam
U
سدعملیاتی
operating weight
U
وزن عملیاتی
operating voltage
U
ولتاژ کار
operating temperature
U
درجه حرارت کار
operating temperature
U
دمای عملیاتی
operating system/
U
سیستم عامل دو
operating supplies
U
مواد کمکی
operating strenght
U
پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
operating stand
U
اطاق هدایت
operating staff
U
متصدیان
operating speed
U
سرعت عملکرد کار
operating speed
U
سرعت عملیاتی
operating staff
U
کارمندان عملیاتی
operating lever
U
اهرم عملکرد
operating room
U
جایگاه عمل
machine operating
U
عملکرد ماشین
operating agency
U
شعبه عامل
operating agency
U
قسمت اجرایی
operating bridge
U
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
operating bridge
U
پل کارگاهی
operating budget
U
بودجه عملیاتی
operating budget
U
بودجه بهره برداری
field operating
U
فعال درصحرا رده صحرایی
field operating
U
عمل کننده در صحرا
operating room
U
اطاق عمل
operating rooms
U
جایگاه عمل
operating rooms
U
اطاق عمل
operating system
U
سیستم عامل
operating systems
U
سیستم عامل
operating theatre
U
نمایشگاه عمل جراحی
operating theatres
U
نمایشگاه عمل جراحی
operating capital
U
سرمایه در گردش
operating condition
U
رژیم
operating level
U
سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating key
کلید گزینش
operating instruction
U
دستور کار
operating handle
U
دستگیره عامل
operating instruction
U
مقررات کار
operating force
U
نیروهای حاضر به کار نیروی فعال
operating level
U
سطح فعالیت
operating handle
U
دستگیره راه اندازی
operating handle
U
دستگیره کولاس
operating expenses
U
مخارج عملیاتی
operating lever
U
اهرم گرداننده
operating lever
U
اهرم عامل اهرم کولاس
operating cost
U
مخارج عملیاتی
operating cost
U
هزینه عملیاتی
operating conditions
U
رژیم
operating lever
U
دستگیره عامل کولاس
operating cost
U
هزینه بهره برداری
aitcraft operating weight
U
وزن اصلی هواپیما
standing operating procedures
U
روش جاری مخابرات
crypt operating instructions
U
دستورالعملهای انجام عملیات رمز دستورات کار با رمز
gate operating ring
U
حلقهورودیعملکننده
current operating allowance
U
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
deployment operating base
U
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
disk operating system
U
سیستم عامل گردهای
network operating system
U
سیستم عامل شبکه
maximum operating voltage
U
ولتاژ کار حداکثر
host operating system
U
سیستم عامل میزبان
goest operating system
U
سیستم عامل مهمان
shortest operating time
U
کوتاهترین زمان عملیات
gate operating deck
U
سکوی مانور دریچه ها
fleet operating base
U
پایگاه عملیاتی ناوگان
standing operating procedures
U
روش جاری عملیاتی
tape operating system
U
سیستم عامل نوار
operating system monitor
U
مبصر سیستم عامل
disk operating system
U
کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
general purpose operating system
U
سیستم عامل همه منظوره
breechblock operating lever assembly
U
سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
virtual storage operating system
U
سیستم عامل حافظه مجازی
multiple loading operating system
U
سیستم عامل بارکننده چندتایی
alternate escort operating base
U
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com