Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
on application
U
در زمان
[حالت]
درخواست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
application
U
درخواست
application
U
درخواست نامه پشت کار
application
U
استعمال
application
U
کاربرد استفاده
application
U
کاربرد
application
U
اعمال
application
U
موارد استعمال
application
U
تقاضای کار
application
U
به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
application
U
اجرا
application
U
فرم تقاضا
application
U
عرضحال
application
U
تقاضا برای چیز
application
U
معمولا به صورت نوشته
application
U
کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
application
U
برنامه کاربردی استفاده
application for loan
U
تقاضای وام
application form
U
برگ درخواست
application heap
U
پشته کاربردی
application heap
U
حافظه پایه
application of a force
U
کاربرد نیرو
application of a force
U
فرود نیرو
application of fire
U
اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
application of load
U
کاربرد بار
application of load
U
فرود بار کاربرد نیرو
application of low to instances
U
تطبیق قانون با موارد
application oriented
U
کاربرد گرا
application oriented language
U
زبان کاربردی
application package
U
بسته کاربردی
application program
U
برنامه کاربردی
application program interface
U
میانجی یا رابط برنامه کاربردی
application programmer
U
برنامه نویس کاربردی
application programming
U
برنامه نویسی کاربردی
application programs
U
برنامههای کاربردی
application software
U
programs application
application software
U
نرم افزار کاربردی
application study
U
بررسی پذیرش اماد
application study
U
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
application years
U
عمر مفید یک دستگاه
application years
U
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
brush application
U
رنگزنی با قلم مو
client based application
U
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
compressive load application
U
بار فشاری
credit application
U
تقاضای گشایش اعتبار
field of application
U
میدان کاربرد
mail application programming interface
U
مجموعه استانداردها
mail application programming interface
U
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
microcompouter application
U
کابردهای ریزکامپیوتر
nontransactional application
U
برنامه کاربردی غیر ثبت وضبطی
outward application
U
استعمال برونی یا خارجی
point of application of a force
U
نقطه فرود نیرو
systems application architecture
U
معماری کاربردی سیستم ها
server based application
U
برنامه کاربرد شبکه
standby application
U
کاربرد جانشین
transactional application
U
برنامه کاربردی ثبت و ضبط
vertical application
U
برنامه کاربردی عمودی
written application
U
تقاضانامه
FI'll in the job application form.
U
این برگ درخواست کاررا پرکنید
application
[for something]
U
درخواست نامه
[برای چیزی]
to make an application
[to apply]
U
درخواست کردن
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to grant an application
U
درخواست نامه ای را پذیرفتن
to reject
[refuse]
an application
U
درخواست نامه ای را رد کردن
to withdraw an application
U
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
subsequent filing
[application, documents]
U
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
application
U
پیشنهاد
application credentials
U
مدارک درخواستنامه
application documents
U
مدارک درخواستنامه
application papers
U
مدارک درخواستنامه
application expenses
U
هزینه های درخواستنامه
[درخواست کار]
application
[applicability]
U
قابلیت اجرا
application
[applicability]
U
قابلیت استفاده
application
[applicability]
U
عملی بودن
application
[applicability]
U
مقبولیت
application
[applicability]
U
سودمندی
application
[applicability]
U
مفیدبودن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com