Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
of ripe years
U
کامل
of ripe years
U
پابسن گذاشته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
We don't know what the world will be like in 20 years, to say nothing of in 100 years.
U
ما نمی دانیم دنیا در ۲۰ سال آینده چه جور تغییر می کند چه برسد به ۱۰۰ سال آینده.
over ripe
U
له
over ripe
U
زیاد رسیده
ripe
U
مسلح شدن
ripe
U
مسلح
ripe
U
پراب
ripe
U
بالغ چیدنی
ripe
U
رسیده
ripe
U
جا افتاده
ripe
U
پخته
ripe beauty
U
زیبایی زنی که رشد کرده است
ripe lips
U
لبهای قرمز
when the time is ripe
U
در وقت مناسب
soon ripe soon rotten
U
هرچه زود براید دیر نپاید
he is 0 years old
U
او ده ساله است
my a is 0 years
U
چهل سال ازعمرمن می گذرد
my a is 0 years
U
من 04سال دارم
my a is 0 years
U
سن من 04سال است
in years
U
سالخورده
in years
U
مسن
the last two years
U
دوسال اخیر یا گذشته
these two years
U
این دوساله
three whole years
U
سه سال تمام
I am over 50 years old.
U
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
getting on in years
U
پا به سن گذاشتن
I've been doing it for nine years.
U
من این کار نه سالی هست که انجام میدهم.
he is 0 years old
U
او ده سال دارد
years
U
حق انتفاع محدودبه چند سال
about two years
U
تقریبا`
about two years
U
تقریبا` دو سال
years
U
حق رقبی
get on in years
<idiom>
U
به سن پیری رسیدن
You are 5 years younger than me.
U
شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
financial years
U
سال مالی
Many years passed .
U
چندین سال گذشت
To be gettingh on in years.
U
پا به سن گذاشتن
I have been working here for years.
U
سالهاست دراینجا کار می کنم
Seven solid years.
U
هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
to wear one's years well
U
ماندن
We'll need 10 years at a
[the]
minimum.
U
ما کمکمش به ۱۰ سال
[برای این کار]
نیاز داریم.
intercalary years
U
سال های کبیسه
a few years back
<adv.>
U
چند سال پیش
leap years
U
سال کبیسه
light-years
U
سال نوری
not in a thousand years
<idiom>
U
صد سال آزگار
leap years
U
سال های کبیسه
to wear one's years well
U
خوب ماندن جوان
to grow in years
U
پابسن گذاشتن
to grow in years
U
سالخورده شدن
of late years
U
دراین چند سال گذشته
application years
U
عمر مفید یک دستگاه
application years
U
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
estate for years
U
حق رقبی
man years
U
نفر در سال
full of years
U
سالخورده
of mature years
U
سالخورده
in subsequent years
U
د رسالهای بعد
he is scarcely 0 years old
U
جخت اگر بیست سال د اشته باشد
stricken in years
U
سالخورده
grow in years
U
سالخورده شدن
he is years senior to me
U
اودوسال ازمن بزرگتریاجلوتراست
over a number of years
U
در طی چند سال
fiscal years
U
سال مالی
fiscal years
U
سال مالی سال جاری
tenant for years
U
شخص دارای حق رقبی
ten years old
U
ده ساله
some years ago
U
چند سال پیش
fiscal years
U
دوره مالی
past years
U
سالهای گذشته
He has been a beggar for a hundred years; yet he d.
<proverb>
U
صد سال گدائى مى کند هنوز شب جمعه را نمى داند .
The contract has a few years to run .
U
به انقضای قرار داد چند سال مانده
The law prescribes a prison sentence of at least five years for such an offence.
U
قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com