English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
obturator spindle U دوکی الات جازم
obturator spindle U دوکی جازم گاز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
obturator U ماهیچه مسدود
obturator U الات مانع خروج گاز
obturator U الات جازم
obturator U مسدودکننده
obturator nerve U عصبآبتوراتور
spindle U دوک نخ ریسی
spindle U دوک
spindle U شی ای که دیسک را در مرکز می چرخاند
spindle U هرزگرد ماشین تراش
spindle U دراز و باریک شدن
spindle U بشکل دوک درامدن
spindle U دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
spindle U محور
spindle U سگدست
spindle U هرچیزی شبیه دوک
spindle U دوک نخ ریسی
spindle U میله گردان
spindle legged U دیلاق
spindle shanked U دارای پاهای دراز وباریک لندوک
spindle shanked U دیلاق
spindle stairs U راه پله مارپیچی
spindle stairs U پلکان مارپیچی
spindle tree U اونموس
pedal spindle U محورپدال
pivot spindle U محورپاشنه
spindle molder U دستگاه فرز میزی
spindle legged U دارای پاهای درازوباریک لندوک
spindle nose U سر هرزگرد
spindle head U سر هرزگرد
cutter spindle U هرزگرد کاتر
newel spindle U مارپیچ پله
muscular spindle U دوک عضلانی
driving spindle U هرزگرد محرک
cutter spindle bearing U یاطاقان هرزگرد کاتر
double four spindle machine U دستگاه چهار هرزگردی دوبل
eight spindle automatic machine U دستگاه خودکار با هشت هرزگرد
four spindle automatic machine U دستگاه خودکار با چهارهرزگرد
double three spindle machine U دستگاه سه هرزگردی دوبل
camlock spindle nose U هرزگرد بادامکی شکل
multi spindle drilling machine U ماشین مته با چند هرزگرد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com