English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nuclear detector U اشکارساز هستهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
detector U وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
detector U ردیاب
second detector U اشکارساز
second detector U دومین
first detector U اشکارساز
first detector U نخستین
first detector U یکسوساز فرکانس بالا
detector U مفتش
detector U یابنده
detector U کشف کننده موج یاب
detector U اشکارگر
detector U اشکارساز
detector U کاراگاه
detector U گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detector U کشف کننده
detector tube U لامپ اشکارساز
grid detector U اشکارساز شبکه
gas detector U اشکارساز گازی
fault detector U اشکارساز خطا
ground detector U اشکارساز زمین
electrolytic detector U اشکارساز الکترولیتی
diode detector U یکسوسازدیودی
detector paper U کاغذ حساس دستگاه اکتشاف ش م ر
diode detector U اشکارسازی دیودی
grid detector U یکسوسازشبکه
ground detector U اشکارساز اتصال با زمین
ground detector U تستر زمین
ratio detector U اشکارساز نسبت
regenerative detector U اشکارساز تشدیدی
maximum detector U اشکارساز حداکثر
linear detector U اشکارساز خطی
lindberg detector U اشکارساز لیندبرگ
lie detector U دروغیاب
lie detector U دستگاه کشف دروغ
lie detector U دروغ سنج
insulation detector U دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
impluse detector U اشکارسازجریان ضربهای
impluse detector U مدولاتور ایمپولز
phase detector U اشکارساز فاز
detector crayon U مداد دستگاه اکتشاف ش م ر میله کشف کننده
video detector U اشکارساز ویدئو
metal detector U فلزیاب
contact detector U اشکارساز کنتاکتی
silicon detector U دیود سیلیسیم دار
crystal detector U اشکارساز بلورین
current detector U اشکارساز جریان
detector circuit U مدار اشکارساز
activation detector U دستگاه تعیین غلظت نوترون
crankcase mist detector U اشکارساز الودگی روغن
hydrogen flame detector U اشکارساز شعلهای هیدروژن
electron capture detector U اشکارساز الکترون گیراندازی
anode band detector U اشکارسازی اندی یکسوسازی اندی
signal quality detector U اشکارگر کیفیت سیگنال
sweep potential detector U اشکارساز جاروکننده پتانسیلی
vacuum tube detector U اشکارساز با لامپ خلاء
barrier layer detector U اشکارساز لایه سدی
flame ionization detector U اشکارساز یونش شعلهای
grid leak condenser detector U اشکارسازی با خازن ومقاومت نشتی
nuclear U اتمی
non-nuclear U غیراتمی
non-nuclear U نااتمی
non-nuclear U ناوابسته به اتم و نیروی اتمی
nuclear U هستهای
nuclear U مغزی
nuclear U مربوط به اتمی
nuclear reaction U واکنش هستهای
nuclear radius U شعاع هسته
nuclear radiation U تشعشع هستهای
nuclear power U انرژی هستهای
nuclear reaction U فرایند هستهای
nuclear power U نیروی هستهای
nuclear pile U پیل هستهای
nuclear particle U هستک
nuclear parity U قدرت اتمی یکسان
nuclear parity U همطرازی اتمی
nuclear number U عدد هستهای
nuclear number U عدد جرمی
nuclear size U اندازه هسته
nuclear winter U زمستان اتمی
nuclear membrane U عضوهستهای
nuclear whorl U پیچهستهای
nuclear-free U مکانیکهدرآناستفادهازسلاحوانرژیهستهایقدغنباشد
nuclear warfare U میدان جنگ اتمی
nuclear warfare U جنگ اتمی
nuclear transformation U تبدیل هستهای
nuclear submarine U زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
nuclear structure U ساختار هستهای
nuclear strike U تک هستهای
nuclear strike U تک اتمی
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
nuclear magneton U مگنتون هسته
nuclear chemistry U شیمی هستهای
nuclear configuration U ترکیب هستهای
nuclear corrosion U فرسایش هستهای
nuclear dud U بمب عمل نکرده اتمی
nuclear electricity U الکتریسیته هستهای
nuclear electron U الکترون هسته
nuclear energy U انرژی هستهای
nuclear cell U پیل اتمی
nuclear reactor U پیل اتمی
nuclear family U خانواده هستهای
nuclear families U خانواده هستهای
nuclear reactors U راکتور هستهای
nuclear reactors U واکنشگاه هستهای
nuclear reactors U پیل اتمی
nuclear reactor U واکنشگاه هستهای
nuclear reactor U راکتور هستهای
nuclear engineering U تکنولوژی هستهای
nuclear forces U نیروهای هستهای
nuclear charge U بار هسته
nuclear fusion U گداز هستهای
nuclear fusion U گداخت هستهای
nuclear fusion U همجوشی هستهای
nuclear fission U شکافت هستهای
nuclear fusion U ذوب هستهای
nuclear technology U تکنولوژی هستهای
nuclear equipoise U گلوله اتمی ممنوعه
nuclear equipoise U گلوله اتمی که نبایستی مورداستفاده قرار گیرد
nuclear fission U انشقاق هستهای
nuclear power station U نیروگاه هسته ای
nuclear boiler room U اتاقکمولدبخارهستهای
nuclear power plant U نیروگاه هسته ای
attack nuclear carrier U ناو هواپیمابر افندی هستهای
nuclear magnetic resonance U تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
nuclear power plant U تاسیسات انرژی هستهای
nuclear power production U تولید انرژی هستهای
nuclear power station U نیروگاه هستهای
nuclear powered submarine U submarine nuclear
nuclear fusion energy U انرژی ذوب هستهای
nuclear biological chemical U شیمیایی میکربی هستهای
nuclear binding energy U انرژی اتصال هستهای
magnetic nuclear resonance U تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
effective nuclear charge U بار موثر هسته
civil nuclear powers U کشوردارای قدرت اتمی
civil nuclear powers U کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
production of electricity from nuclear energy U تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
a declared [pronounced] opponent of nuclear power U مخالف آشکار [اعلام شده] انرژی هسته ای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com