Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
nuclear binding energy
U
انرژی اتصال هستهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
binding energy
U
انرژی بستگی
binding energy
U
انرژی پیوندی
total binding energy
U
انرژی بستگی کل
nuclear energy
U
انرژی هستهای
nuclear fusion energy
U
انرژی ذوب هستهای
production of electricity from nuclear energy
U
تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
binding
U
لازم الاجرا لازم
binding
U
اتصال
binding
U
دورپیچی
binding
U
سفت شدن
binding
U
لازم الاجرا
binding
U
شیرازه بافی
binding
U
نافذ
binding
U
وسیله حفظ پاروی اسکی روی اب قسمت نواردار نیزه
binding
U
فیکساتور اسکی
it is binding on me
U
برای من الزام اوراست
binding
U
انقیاد صحافی
binding
U
اجباری
binding
U
الزام اور
binding
U
جلد
binding
U
مهار کردن بار در روی پالت
binding
U
شیرازه
not binding
U
غیر لازم
binding
U
صحافی کردن به هم بستن
multicenter binding
U
پیوند چند مرکزی
binding cover
U
پوشش تعهد شده
binding force
U
سندیت
binding material
U
مصالح چسبنده
binding offset
U
حاشیه جبران شیرازه
in binding form
U
به وجه ملزم
circuit binding
U
جلو لبه دار
front binding
U
روپوشجلویی
back binding
U
گیرهپشتچوباسکی
quarter binding
U
جلدی که تنهاته ان چرم دارد
half binding
U
جلدنیم چرم
helical binding
U
دورپیچی مارپیچ وار
layer binding
U
دورپیچی سفرهای
safety binding
U
نوارامنیت
binding time
U
زمان انقیاد مرحلهای که در ان مترجم شکل زبان ماشین نام ها وادرس ها را جایگزین انهامیکند
binding screw
U
پیچ اتصال
binding potential
U
پتانسیل بستگی
binding post
U
پیچ اتصال
binding reiforcement
U
ارماتور دورپیچی
binding screw
U
ترمینال
binding screw
U
کلم کابل
binding time
U
هنگام انقیاد
rubble with binding material
U
سنگچینی با ملات
armature binding wire
U
سیم بست ارمیچر
non-nuclear
U
غیراتمی
non-nuclear
U
ناوابسته به اتم و نیروی اتمی
non-nuclear
U
نااتمی
nuclear
U
اتمی
nuclear
U
مربوط به اتمی
nuclear
U
مغزی
nuclear
U
هستهای
nuclear detector
U
اشکارساز هستهای
nuclear whorl
U
پیچهستهای
nuclear membrane
U
عضوهستهای
nuclear reaction
U
فرایند هستهای
nuclear corrosion
U
فرسایش هستهای
nuclear radius
U
شعاع هسته
nuclear radiation
U
تشعشع هستهای
nuclear electricity
U
الکتریسیته هستهای
nuclear electron
U
الکترون هسته
nuclear-free
U
مکانیکهدرآناستفادهازسلاحوانرژیهستهایقدغنباشد
nuclear engineering
U
تکنولوژی هستهای
nuclear technology
U
تکنولوژی هستهای
nuclear equipoise
U
گلوله اتمی ممنوعه
nuclear configuration
U
ترکیب هستهای
nuclear winter
U
زمستان اتمی
nuclear dud
U
بمب عمل نکرده اتمی
nuclear cell
U
پیل اتمی
nuclear warfare
U
میدان جنگ اتمی
nuclear warfare
U
جنگ اتمی
nuclear transformation
U
تبدیل هستهای
nuclear submarine
U
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
nuclear structure
U
ساختار هستهای
nuclear strike
U
تک هستهای
nuclear strike
U
تک اتمی
nuclear stalemate
U
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
nuclear size
U
اندازه هسته
nuclear reaction
U
واکنش هستهای
nuclear charge
U
بار هسته
nuclear chemistry
U
شیمی هستهای
nuclear equipoise
U
گلوله اتمی که نبایستی مورداستفاده قرار گیرد
nuclear fission
U
انشقاق هستهای
nuclear particle
U
هستک
nuclear reactor
U
راکتور هستهای
nuclear parity
U
قدرت اتمی یکسان
nuclear parity
U
همطرازی اتمی
nuclear number
U
عدد هستهای
nuclear number
U
عدد جرمی
nuclear magneton
U
مگنتون هسته
nuclear reactor
U
واکنشگاه هستهای
nuclear reactors
U
پیل اتمی
nuclear reactors
U
راکتور هستهای
nuclear reactors
U
واکنشگاه هستهای
nuclear families
U
خانواده هستهای
nuclear family
U
خانواده هستهای
nuclear pile
U
پیل هستهای
nuclear power
U
نیروی هستهای
nuclear fission
U
شکافت هستهای
nuclear forces
U
نیروهای هستهای
nuclear fusion
U
ذوب هستهای
nuclear fusion
U
گداز هستهای
nuclear fusion
U
گداخت هستهای
nuclear fusion
U
همجوشی هستهای
nuclear reactor
U
پیل اتمی
nuclear power
U
انرژی هستهای
nuclear biological chemical
U
شیمیایی میکربی هستهای
nuclear power plant
U
تاسیسات انرژی هستهای
nuclear power production
U
تولید انرژی هستهای
nuclear power station
U
نیروگاه هستهای
nuclear powered submarine
U
submarine nuclear
magnetic nuclear resonance
U
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
nuclear power plant
U
نیروگاه هسته ای
nuclear power station
U
نیروگاه هسته ای
attack nuclear carrier
U
ناو هواپیمابر افندی هستهای
civil nuclear powers
U
کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
effective nuclear charge
U
بار موثر هسته
nuclear magnetic resonance
U
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
civil nuclear powers
U
کشوردارای قدرت اتمی
nuclear boiler room
U
اتاقکمولدبخارهستهای
a declared
[pronounced]
opponent of nuclear power
U
مخالف آشکار
[اعلام شده]
انرژی هسته ای
energy
U
نیرو
energy
U
زور
energy
U
کارمایه
energy
U
قوه فعلیه
energy
U
قدرت
energy
U
ورج
energy
U
توانایی کار
energy
U
انرژی
energy
U
توانایی
energy
U
قوه بنیه
vibration energy
U
انرژی ارتعاشی
luminous energy
U
نیرویی که تبدیل به اشعه نورانی میشود
low energy
U
انرژی کم
low energy
U
انرژی پایین
loss of energy
U
افت انرژی
light energy
U
کارمایه ی نور
light energy
U
انرژی نور
lattice energy
U
انرژی شبکه
kiloton energy
U
کیلوتن انرژی
Internal energy
U
انرژی درونی
[فیزیک]
it is a strain on one's energy
U
خیلی زورمصرف میکند
it is a strain on one's energy
U
خیلی زور میبرد
ionization energy
U
انرژی یونیزاسیون
luminous energy
U
نیروی قابل تبدیل بنور
madelung energy
U
انرژی مادلونگ
muzzle energy
U
نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
muzzle energy
U
انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
mutual energy
U
انرژی متقابل
energy transition
U
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
maximum energy
U
انرژی حداکثر
mechanical energy
U
انرژی مکانیکی
maximum energy
U
انرژی بیشینه
renewable energy
U
انرژی تجدید پذیر
renewable energy
U
انرژی برگشت پذیر
mass energy
U
جرم - انرژی
magnetic energy
U
انرژی مغناطیسی
ionization energy
U
انرژی یونش
strain energy
U
انرژی کرنش
radiation energy
U
انرژی تابشی
radiant energy
U
انرژی تابشی
thermal energy
U
انرژی گرمایی
quantum of energy
U
مقدارکارمایه
quantum of energy
U
کوانتوم انرژی
psychic energy
U
نیروی روانی
potential energy
U
انرژی پتانسیل
rediant energy
U
انرژی تابشی
strain energy
U
انرژی تغییر شکل
strain energy
U
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
specific energy
U
انرژی مخصوص
sound energy
U
انرژی صوتی
solar energy
U
انرژی خورشیدی
strain energy
U
انرژی کشیدگی
rest energy
U
انرژی سکون
resonance energy
U
انرژی رزنانسی
potential energy
U
انرژی نهانی نیروی ذخیره
potential energy
U
نهان توان
pairing energy
U
انرژی زوج شده
energy feedstock
U
مواد اولیه انرژی
sustainable energy
U
انرژی پایدار
sustainable energy
U
انرژی بی پایان
sustainable energy
U
انرژی بی نهایت
sustainable energy
U
انرژی جاوید
use up every ounce of energy
U
نهایت تلاش خود را به کار بستن
To consume all ones energy .
U
تمام نیروی خودرا مصرف کردن
transformation of energy
U
تبدیل انرژی
translational energy
U
انرژی انتقالی
unavailable energy
U
نیروی عاطل و باطل
unavailable energy
U
نیروی خارج از دسترس
vital energy
U
نیروی زندگی
vital energy
U
قوه حیات
wall energy
U
انرژی در واحد سطح مرزمشترک بین حوزههای مغناطیسی مختلف الجهت
zero point energy
U
انرژی نقطه صفر
zero point energy
U
انرژی درصفر مطلق
radiant energy
U
نیروی موجی
intrinsic energy
U
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
electric energy
U
انرژی الکتریکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com