Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
nozzle efficiency
U
راندمان نازل
nozzle efficiency
U
کارایی نازل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nozzle
U
لوله خرطومی
nozzle
U
سر لوله اب
nozzle
U
بینی
nozzle
U
پوزه دهانک
nozzle
U
فواره
nozzle
U
نازل
nozzle
U
گلوگاه
nozzle
U
دهانه
nozzle
U
شیپوره
nozzle
U
افشانک
injector nozzle
U
نازل سوخت پاش
discharge nozzle
U
فواره تخلیه
exhaust nozzle
U
نازل خروجی
fog nozzle
U
مه پاش
fog nozzle
U
مه افشان
de leval nozzle
U
نازل همگرا
con di nozzle
U
نازل موتورجت با مقطع همگرا
chocked nozzle
U
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
burner nozzle
U
شیپوره یاافشانک سوخت پاش
burner nozzle
U
نازل سوخت پاش
blast nozzle
U
افشانک دم
blowing nozzle
U
مبدل
blowing nozzle
U
شیپوره دم
blast nozzle
U
شیپوره دم
main nozzle
U
شیپوره یا نازل اصلی
nozzle contraction
U
نسبت همگرایی نازل
nozzle diaphragm
U
دیافراگم نازل
secondary nozzle
U
نازل ثانویه
supersonic nozzle
U
نازل مافوق صوت
turbine nozzle
U
شیپوره توربین
cutting nozzle
دهانه لوله برش
[ابزار]
hose nozzle
U
سرشلنگ
nozzle cleaners
U
تمیزکنندهسرلولهآب
pistol nozzle
U
سرپیستول
pump nozzle
U
سرلولهپمپ
spray nozzle
U
پیستولآبپاشی
upholstery nozzle
U
برسمبل
washer nozzle
U
دهانهآبپاش
pouring nozzle
U
شیپوره ریزش
plug nozzle
U
نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
nozzle tester
U
دستگاه ازمایش نازل
nozzle throat
U
گلوگاه نازل
spary nozzle
U
افشانک
nozzle expasion ratio
U
نسبت واگرایی نازل
nozzle guide vane
U
تیغههای هادی یا راهنما
ladder pipe nozzle
U
آبپخشکنلولهاینردبانی
omni axial nozzle
U
نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
sand blast nozzle
U
شیپوره ماسه پاشی
overall efficiency
U
بازده کلی
overall efficiency
U
راندمان کلی
efficiency
U
لیاقت
efficiency
U
بازده سودمندی
efficiency
U
کارایی وسیله یا نفر شایستگی
efficiency
U
قابلیت کاردانی
efficiency
U
بهره
efficiency
U
ضریب انتفاع
efficiency
U
اثر بخشی
efficiency
U
درجه تاثیر
efficiency
U
راندمان
efficiency
U
خوب کار کردن
efficiency
U
بهره وری
efficiency
U
کارامدی
efficiency
U
فعالیت مفید بازده
efficiency
U
بازده
efficiency
U
کارایی
efficiency
U
کفایت
efficiency
U
عرضه
efficiency
U
میزان لیاقت تولید
motor efficiency
U
بازده موتور
mechanical efficiency
U
کارایی مکانیکی
thermal efficiency
U
راندمان حرارتی
volumetric efficiency
U
بازده حجمی
teacher efficiency
U
کارامدی معلم
tax efficiency
U
کارائی مالیاتی
efficiency point
U
حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
transformer efficiency
U
بازده مبدل
rectifier efficiency
U
بازده یکسوکننده
transformer efficiency
U
راندمان ترانسفورماتور
radiation efficiency
U
راندمان تابش
total efficiency
U
راندمان کل
production efficiency
U
کارائی تولید
predictive efficiency
U
کارایی پیش بینی
production efficiency
U
کارائی در تولید
mechanical efficiency
U
بازده مکانیکی
mechanical efficiency
U
راندمان مکانیکی
ballistic efficiency
U
کارایی بالیستیکی گلوله یاجنگ افزار بازده بالیستیکی
generator efficiency
U
بازده مولد
energy efficiency
U
بازده انرژی لومینسانس
emission efficiency
U
بازده کاتد
efficiency variance
U
اختلاف بازدهی
efficiency variance
U
تباین کارایی
efficiency unit
U
واحد کارایی
efficiency of rectification
U
بازده یکسوکنندگی
economic efficiency
U
کارائی اقتصادی
conversion efficiency
U
بازده تبدیل
component efficiency
U
میزانی برای اندازه گیری بازده یک قسمت از یک ماشین
commercial efficiency
U
بازده صنعتی
combustion efficiency
U
بازده احتراق
combustion efficiency
U
راندمان احتراق
combat efficiency
U
کارایی رزمی
average efficiency
U
بازده متوسط
absolute efficiency
U
کارائی مطلق
high efficiency
U
راندمان بالا
high efficiency
U
ضریب بهره بالا
ideal efficiency
U
بازده ایده ال
maximum efficiency
U
راندمان حداکثر
luminous efficiency
U
ضریب روشنایی
maximum efficiency
U
راندمان بیشینه
increase of efficiency
U
افزایش راندمان
internal efficiency
U
راندمان داخلی
luminous efficiency
U
راندمان روشنایی
injection efficiency
U
بازده تزریق
ideal efficiency
U
راندمان ایده ال
maximum efficiency
U
حداکثر کارائی
margine efficiency of capital
U
بازده نهایی سرمایه
marginal efficiency of investment
U
کارائی نهائی سرمایه گذاری
marginal efficiency of capital
U
کارائی نهائی سرمایه
margin efficiency of investment
U
بازده نهایی سرمایه گذاری
annual efficiency index
U
شاخص کارایی سالانه خدمتی
lamp bulb efficiency
U
بازده لامپ
energy conversion efficiency
U
راندمان تبدیل انرژی
equity versus efficiency
U
برابری در مقابل کارائی
margine efficiency of capital
U
نرخ مورد نظر هر کس ازسرمایه گذاری خود
crystal frequency changer efficiency
U
بازده بلور تغییر دهنده بسامد
decreasing marginal efficiency of capita
U
کارائی نهائی نزولی سرمایه
marginal efficiency of investment schedu
U
نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
low level injection efficiency
U
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
coefficient of relative efficiency organ
U
ضریب نسبی کارایی سازمان
ampere hour efficiency of storage batter
U
بازده باتری انبارهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com