Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
normal maintenance
U
نگاهداری بهنجار
normal maintenance
U
محافظت عادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
normal
U
هر محدوده خارج آن خطا محسوب میشود
normal
U
بهنجار
normal
U
به هنجار
normal
U
میانه متوسط
normal
U
طبیعی
normal
U
هنجار معمول
normal
U
معمولی
normal
U
عادی
normal
U
عادی معمولی
normal
U
روش ساخت اطلاعات در پایگاه داده برای جلوگیری از افزونگی و بهبود کارایی ذخیره
normal
U
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
normal
U
محدوده مورد نظر برای نتیجه یا عدد
normal
U
متعارف بهنجار
normal
U
قائم
normal
U
نرمال
normal
U
عمود
normal
U
قایم
normal
U
معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
maintenance
U
1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
maintenance
U
تعویض قط عات و...
maintenance
U
تعمیر و نگهداری
maintenance
U
تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
maintenance
U
نگهداری
maintenance
U
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
maintenance
U
تعمیر
maintenance
U
نگاهداری
maintenance
U
حفظ کردن
maintenance
U
حفافت کردن
maintenance
U
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
maintenance
U
حفظ
maintenance
U
تاسیسات
maintenance
U
نگهداشت
maintenance
U
ابقاء
maintenance
U
گذران خرجی
maintenance
U
قوت
maintenance
U
مراقب مرتب از سیستم برای جلوگیری از رویداد خرابی
maintenance
U
قرارداد با شرکت تعمیری که بررسیهای مرتب و تعمیر با قیمت مخصوص در صورت خرابی دارد
maintenance
U
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
maintenance
U
ابزار تشخیص نرم افزاری که مهندسان در حین عملیات نگهداری سیستم انجام می دهند
maintenance
U
نگهداری و تعمیر
maintenance
U
جلوگیری ازاستهلاک یا کند کردن استهلاک ماشینها و وسایل صنعتی ازطریق اعمال طرق فنی
maintenance
U
نفقه
maintenance
U
حمایت خرجی
maintenance
U
صیانت
normal function
U
تابع بهنجار
normal form
U
صورت هنجار
normal good
U
کالای عادی
normal hydrocarbon
U
هیدروکربن نرمال
normal interval
U
فاصله معمولی صف
normal interval
U
از جلونظام
normal interval
U
فرمان از جلو نظام
normal opening
U
گشایش نرمال یا فرانسوی
normal permeability
U
نفوذپذیری معمولی
normal form
U
صورت عادی
normal force
U
نیروی عمودی
normal axis
U
محور عمودی
normal band
U
نوار متعارفی
normal charge
U
خرج معمولی توپ
normal curve
U
منحنی نرمال
normal curve
U
منحنی بهنجار
normal distribution
U
توزیع نرمال
normal distribution
U
توزیع بهنجار
normal exit
U
درروی عادی
normal fault
U
گسل طبیعی
normal force
U
تلاش عمودی
normal axis
U
محور قائم
normal plane
U
توزیع نرمال
normal stress
U
تنش نرمال
normal termination
U
پایان عادی
normal vector
U
بردار عمود
normal vector
U
بردار قائم
normal voltage
U
ولتاژ عادی
Now I'm back to normal.
U
حالا به حالت عادی برگشتم.
Can't you just say hello like a normal person?
U
نمیتونی مثل یک آدم معمولی سلام بدی؟
normal distribution
U
توزیع نرمال
[ریاضی]
normal stress
U
تنش شاغولی
normal state
U
حالت نرمال
normal plane
U
صفحه قائم
normal price
U
قیمت متعارف
normal price
U
قیمت عادی قیمت معمولی
normal price
U
قیمت عادی
normal profit
U
سود متعارف
normal profit
U
سود عادی
normal range
U
محدوده عادی
normal salt
U
نمک خنثی
normal school
U
دانش سرا
normal school
U
دارالمعلمین
normal slump
U
درازمایش افت مخروطی بتن حالتی است که بتن پس ازنشست شکل مخروطی ناقص خود را حفظ کند
normal solution
U
محلول نرمال
normal distribution
U
توزیع گوسی
[ریاضی]
normal acceleration
U
شتاب قائم
it is of a normal size
U
دارای اندازه عادی یا معمولی است
normal good
U
کالای معمولی
angle ti the normal
U
زاویه نرمال
normal acceleration
U
شتاب عمودی
program maintenance
U
نگهداری برنامه
organizational maintenance
U
تعمیرات سازمانی
organizational maintenance
U
نگهداری سازمانی
preventive maintenance
U
نگهداشت پیش گیر
preventive maintenance
U
نگهداری حفافتی
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیری
remedial maintenance
U
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
preventive maintenance
U
نگهداشت پیشگیر
program maintenance
U
نگهداشت برنامه
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیرانه
corrective maintenance
U
عمل تشخیص
emergency maintenance
U
نگهداشت اضطراری
depot maintenance
U
نگهداری دپویی
depot maintenance
U
نگهداری امادگاهی
deffered maintenance
U
تعمیر ونگهداری غیر معمولی
deffered maintenance
U
نگهداری مخصوص
deferred maintenance
U
قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
cost of maintenance
U
هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
corrective maintenance
U
پشتیبانی اصلاحی
corrective maintenance
U
جداسازی وتصحیح خرابی ها پس ازوقوع انها
schedule maintenance
U
نگهداشت زمان بندی شده
schedule maintenance
U
نگهداری زمانبندی شده
corrective maintenance
U
نگهداشت اصلاحی
remote maintenance
U
نگهداری از راه دور
remote maintenance
U
پشتیبانی از راه دور
remote maintenance
U
تعمیر و نگهداری از راه دور
maintenance work
U
کار تعمیر و نگهداری
categories of maintenance
U
انواع نگهداری
categories of maintenance
U
طبقات نگهداری
corrective maintenance
U
نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
separate maintenance
U
نفقه زنی که جدا از شوهرزندگی میکند
software maintenance
U
نگهداری نرم افزار
supplementary maintenance
U
نگهداشت تکمیلی
system maintenance
U
تامین و نگهداری سیستم
term of maintenance
U
دوره نگاهداری
term of maintenance
U
مهلت نگاهداری
maintenance area
U
قسمتنگهداریوتنظیم
maintenance hangar
U
آشیانهنگهداریهواپیما
corrective maintenance
U
یافتن و تصحیح خطایی که رخ داده است
corrective maintenance
U
عمل جستجو
maintenance window
U
[زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
entitled to maintenance
U
واجب النفقه
maintenance float
U
شارژ انبار سیال
maintenance float
U
شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
maintenance functions
U
کارکردهای نگهداری
maintenance status
U
وضعیت نگهداری
maintenance history
U
تاریخ تعمیرات
maintenance level
U
سطح تثبیت
maintenance materials
U
مواد تعمیرات
maintenance materials
U
لوازم تعمیرات
maintenance programmer
U
برنامه نویس پشتیبان
maintenance cost
U
هزینه نگهداری
maintenance programmer
U
برنامه نویس نگهداشت
maintenance programmer
U
برنامه نویس تعمیر ونگهداری
maintenance panel
U
تابلوی نگهداشت
maintenance period
U
دوره نگهداری
maintenance period
U
دوره تعمیرات
maintenance period
U
زمان تعمیرات
maintenance cost
U
ارزش نگهداری
maintenance of membership
U
حمایت از عضویت
maintenance program
U
برنامه نگهداشت
field maintenance
U
نگهداری صحرایی
field maintenance
U
نگهداری در صحرا
file maintenance
U
نگاهداشت پرونده ها
maintenance support
U
پشتیبانی تعمیراتی
maintenance of membership
U
هرکس حق اشتغال به کار دارد لیکن اگر عضو اتحادیهای باشدباید در صورت عضویت ان تازمان تعیین شده باقی بماندوالا شغلش را از دست خواهدداد
maintenance support
U
پشتیبانی نگهداری
maintenance shop
U
کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
maintenance routine
U
روال تعمیر و نگهداری
levels of maintenance
U
ردههای نگهداری
library maintenance
U
نگهداشت کتابخانهای
maintenance schedule
U
برنامه نگهداشت
maintenance calibration
U
تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
normal bivariate distribution
U
توزیع دو متغیری نرمال
normal distribution curve
U
منحنی توزیع بهنجار
normal boiling point
U
نقطه جوش متعارفی
normal error curve
U
منحنی خطای نرمال
I'd like a shampoo for normal hair.
من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
normal distribution curve
U
منحنی توزیع نرمال
normal zeeman effect
U
اثر بهنجار زیمان
normal temperature and pressure
U
شرایط متعارفی
log normal distribution
U
لگاریتم توزیع عادی
normal pool level
U
تراز بهنجار مخزن
normal water level
U
تراز بهنجار اب
normal temperature and pressure
U
شرایط استاندارد
normal zeeman splitting
U
شکافتگی بهنجار زیمان
normal magnetization curve
U
خم مغناطیس پذیری معمولی
normal probability curve
U
منحنی بهنجار احتمال
normal energy level
U
تراز متعارفی
normal glow discharge
U
تخلیه تابناک متعارف
normal rate of return
U
نرخ بازده متعارف
normal sulphation of battery
U
سولفاتی شدن معمولی
normal freezing point
U
نقطه انجماد متعارفی
normal shock wave
U
موج ضربهای عمود
normal temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
master file maintenance
U
فرایند بروز دراوردن
master file maintenance
U
تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
aircraft maintenance truck
U
کامیونتعمیرهوایی
in normal situations on public roads
U
در ترافیک معمولی خیابان
yield point at normal temperature
U
نقطه تسلیم در دمای بالا
machine wash in warm water at a normal setting
U
شستشوباماشیندرآبگرم ونرمال
machine wash in hot water at a normal setting
U
شستشوباماشیندرآبنرم وگرم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com