English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nominal income U درامد اسمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nominal U جزئی
nominal U صوری
nominal value U ارزش اسمی
nominal value U قیمت اسمی
nominal U فاهری
nominal U اعتباری
nominal U غیر واقعی
nominal value U قیمت اسمی سهمی
nominal value U مقدار اسمی
nominal U اسمی
nominal U کم قیمت
nominal value U بهای اسمی
nominal value U قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده
nominal size U اندازه اسمی
nominal filter U صافی به اندازه عبور معین
nominal weapon U جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
nominal pitch U گام اسمی
nominal wage U مزد اسمی
nominal voltage U ولتاژ اسمی
nominal size U اندازه نامی
nominal scale U مقیاس
nominal senator U سناتور انتصابی
nominal scale U شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
nominal scale U مقیاس اسمی
nominal rating U کار اسمی
nominal horsepower U توان اسب اسمی دستگاه
nominal frequency U فرکانس نامی
nominal filter U صافی میکرونی
nominal diameter U قطر نامی
nominal diameter U قطر اسمی
nominal data U داده اسمی
nominal capital U سرمایه اسمی
nominal bandwidth U پهنای باند نامی
nominal length U طول نامی
nominal list U فهرست نامها
nominal cost U هزینه اسمی
nominal price U بهای اسمی
nominal price U قیمت عادی
nominal price U قیمت اسمی
nominal partner U شریک اسمی
nominal partner U شریکی که درسود و زیان شرکت سهیم نیست و فقط از اسمش استفاده میشود
nominal load U بار اسمی
nominal load U بار خارجی اسمی
nominal list U صورت اسامی
nominal bandwidth U پهنای بانداسمی
nominal interest rate U نرخ بهره اسمی
nominal gross national product U محصول ناخالص ملی اسمی
but for income U قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
income U عایدی
income U جریان
income U دخل
income U ریزش فهور
mean income U درامد متوسط
his income U هر چه درامد داردخرج میکند
income U ورودیه جدیدالورود
income U عایدات
income U درامد
income U عواید
income U مهاجر واردشونده
stream of income U جریان درامد
total income U درامد کل
transfer income U درامد انتقالی
net income U درامد خالص
to rely on somebody for your income U از لحاظ درآمد وابسته به کسی بودن
a modest income U درآمدی متوسط
income support U پولیکهافرادکمدرآمدازدولتمیگیرند
windfall income U درامد باد اورده
wage income U درامدمربوط بکار
wage income U درامد بشکل دستمزد
unearned income U درامد ازمبنایی جز کار
unearned income U درامد باد اورده
transitory income U درامدموقتی
transitory income U درامد انتقالی
ordinary income U درامد عادی
present income U درامد حال
present income U درامد جاری
nonmonetary income U درامد غیر پولی
notional income U درامد فرضی
notional income U درامد خیالی
overseas income U درامد از کشور یا کشورهای خارجی
per capita income U درامد سرانه
personal income U درامد سرانه
permanent income U درامد دائمی
personal income U درامد شخصی
property income U درامد ناشی از املاک ومستغلات
psychic income U درامد بی دردسر
the p of income to expenses U نسبت درامدبه هزینه
temporary income U درامد موقتی
taxable income U درامد مشمول مالیات
supplementary income U درامد تکمیلی
rental income U درامد ناشی از اجاره بها
relative income U درامد نسبی
real income U مقدار کالا وجنسی که خریدار با درامدمحدودش میتواند بخرد
redistribution of income U توزیع دوباره درامد
real income U درامد واقعی
psychic income U درامدحاصل از مشاغل ساده و بی دردسر
income accounts حساب های درآمد
earned income U درامد تحصیل شده
income distribution U توزیع درامد
distribution of income U توزیع درامد
disposable income U درامد دریافتی
disposable income U درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
disposable income U درامدقابل استفاده
disposable income U درامد قابل تصرف
deferred income U پیش دریافت درامد
earned income U درامدکسب شده
earned income U درامدحاصله از کار
imputed income U درامد انتسابی
imputed income U درامد ضمنی
gross income U درامد ناخالص
flow of income U گردش درامد
flow of income U جریان درامد
fixed income U درامد ثابت
economic income U درامد اقتصادی
deferred income U درامدهای انتقالی
deduction from income U کسور درامد
current income U درامدیک دوره معین
income taxes U مالیات برعایدات
income taxes U مالیات بر درامد
current income U درامد یک سال مالی
current income U درامد جاری
business income U درامد خالص تجارتی
bunched income U درامد خدمات شخصی
annual income U درامد سالانه
actual income U درامد واقعی
income tax U مالیات بر درامد
income tax U مالیات برعایدات
income leakage U کسر درامد
income per capita U درامد سرانه
income policy U سیاست درامدی
income policy U سیاست مربوط به درامدها
income velocity U سرعت گردش پول
income velocity U دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
marginal income U درامد نهائی
live up to one's income U به اندازه درامد خود خرج کردن
labor income U درامدهای کار
median income U درامد متوسط
median income U درامد میانی
money income U درامد پولی
money income U مزد و حقوق
national income U درامد ملی
income multiplier U ضریب فزاینده درامد
income leakage U نشت درامد
income determination U تعیین درامد
income forgone U درامداز دست رفته
income forgone U درامد صرف نظر شده
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
income effect U تناسب خرید با درامد
income and expenditure U درامد و هزینه
income analysis U تحلیل درامد
actual water income U اب ورودی موثر
income consumption curve U منحنی درامد
income consumption curve U مصرف
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
theory of income determination U نظریه تعیین درامد
size distribution of income U توزیع درامد مقداری
size distribution of income U توزیع درامد برحسب مقدار
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
gross national income U درامد ناخالص ملی
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
national money income U درامد ملی پولی
I have a steady monthly income. U درآمد ماهیانه ثابتی دارم
national net income U درامد خالص ملی
negative income tax U مالیات بر درامد منفی
theory of income distribution U نظریه توزیع درامد
uneven distribution of income U توزیع نابرابر درامد
unequal distribution of income U توزیع نابرابر درامد
income and expenditure approach U مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
net national income U درامد خالص ملی
relative income hypothesis U بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
marginal utility of income U مطلوبیت نهائی درامد
corporation income tax U مالیات بر درامد شرکتها
debt income ratio U نسبت قروض به درامد ملی
progressive income tax U مالیات بر درامد تصاعدی
income velocity of money U سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
nonneutralities of income taxation U خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
income elasticity of demand U تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
disposable personal income U درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
personal disposable income U درامد قابل تصرف شخصی
permanent income hypothesis U مینامد میباشد . این تئوری یکی از تئوریهای جدیددر باره مصرف است
permanent income hypothesis U این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
permanent income hypothesis U فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
national income analysis U تحلیل درامد ملی
property income tax U مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
proportional income tax U مالیات بر درامد تناسبی
national income determination U تعیین درامد ملی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
income elasticity of demand U کشش
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
circular flow of income U گردش دورانی درامد
real national income U درامد ملی به قیمت ثابت
real national income U درامد ملی واقعی
circular flow of income U جریان دوری درامد
income elasticity of demand U درامدی تقاضا
personal income tax U مالیات بر درامد شخصی
individual income tax U مالیات بر درامد شخصی
disposable personal income U پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
With meager income . I am working all day for a mere pittance . U با چندرغاز تمام روزکار می کنم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com