English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nick U شکستگی
nick U شکاف
nick U دندانه
nick U موقع بحرانی
nick U سربزنگاه
nick U دندانه دندانه کردن
nick U شکستن
nick U ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nick U چاک دادن
nick U شکاف دادن بریدگی
nick U چاک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
in the nick U سر بزنگاه
in the nick U بموقع
nick of time <idiom> U درآخرین لحظه
in the nick of time U سر بزنگاه
to nick a horse's tail U بیخ دم اسب را چاک زدن برای اینکه دم خود را بلند نگاه دارد
You arrived in the nick of time. U درست بموقع رسیدی
He arrived in the nick of time . U درست به موقع رسید ( سر بزنگاه )
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com