English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
net saving U پس انداز خالص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
saving U نجارت دهنده
saving U رستگار کننده پس انداز
saving U پس انداز
saving U صرفه جویی
saving U قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving U خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
labour saving U کار کم کن رنج گاه
labour-saving U کار کم کن رنج گاه
actual saving U پس انداز واقعی
aggregate saving U پس انداز کل
capital saving technique U فن تولید سرمایه اندوز
compulsory saving U پس انداز اجباری
forced saving U پس انداز اجباری
cost saving U درامد حاصل از تقلیل هزینه
ex ante saving U پس انداز
ex ante saving U پیش بینی شده
ex post saving U پس انداز
ex post saving U واقعی
gas saving U صرفه جویی در مصرف بنزین
intended saving U پس انداز مورد انتظار
labor saving U کاراندوز
labor saving devices U ابزارهای کاراندوز
labor saving techinque U فن کاراندوز
national saving U پس انداز ملی
negative saving U پس انداز منفی
net business saving U پس انداز خالص شرکتها
permanent saving U پس انداز دائمی
personal saving U پس انداز شخصی
planned saving U پس انداز برنامه ریزی شده
private saving U پس انداز خصوصی
rate of saving U نرخ پس انداز
saving rate U نرخ پس انداز
saving account U حساب پس انداز
saving and loan associations U شرکتهای پس انداز و وام
saving bank U بانک پس انداز
saving equation U معادله پس انداز
saving function U تابع پس انداز
saving function U صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving institutions U موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving motive U انگیزه پس انداز
saving ratio U نسبت پس انداز
saving your reverence U دورازجناب شما
soil saving dam U سد محافظ خاک
theory of saving U نظریه پس انداز
theory of saving U نظریه مربوط به پس انداز
unintended saving U پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
wealth saving relationship U رابطه ثروت و پس انداز
daylight saving time U افزودن یک ساعت بر ساعات روز
daylight saving time U ساعت تابستانی
face-saving U آبرو نگهدار
face-saving U مراعات کنندهی فواهر
energy saving bulb U حبابحافظانرژی
saving grace U وجدان
He is saving his money. U پولهایش راجمع می کند
Saving your presence . present company excepted . U بلانسبت شما !
I'm saving up for a new bike. U من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com