English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
naval aircraft U هواپیمای ناوپایه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
naval U نیروی دریایی
naval U دریایی
naval U وابسته به نیروی دریایی
naval U وابسته به کشتی
naval U افسرنیروی دریایی
naval conscript U ناوی وفیفه
naval district U ناحیه دریایی
naval district U ناحیه عملیات دریایی
naval establishment U تاسیسات دریایی
naval establishment U قسمت دریایی
naval forces U نیروهای دریایی
naval forces U نیروی دریایی
naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
naval pipe U مجرای زنجیر
naval port U بندر دریایی
naval campaign U نبرد دریایی
naval activity U یکان دریایی
naval campaign U جنگ دریایی
naval auxiliary U پایگاه لجستیکی دریایی
naval aviation U قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
naval aviation U هوا دریا
naval base U پایگاه دریایی
naval attache U وابسته نیروی دریایی
naval attache U وابسته دریایی
naval architect U ارشیتکت کشتی ساز
naval activity U تاسیسات دریایی قسمت دریایی
naval station U پایگاه دریایی
naval stores U ذخایر و اماد دریایی
naval stores U کالای دریایی
naval support U پشتیبانی دریایی
Naval blockade . U محاصره دریایی
naval war U جنگ با کشتی
naval war U جنگ دریایی
naval vessel U ناو
naval support U یکان پشتیبانی کننده دریایی
naval landing party U تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
evening naval twilight U شفق دریایی
evening naval twilight U غروب دریایی
chief of naval operations U فرمانده عملیات دریایی
bureau of naval personnel U اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
air and naval gunfire U اتش توپخانه دریایی و هوایی
air and naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی وهوایی
armed naval vessel U ناو جنگی
naval appropriation bill U بودجه نیروی دریایی
deputy chief of naval operation U جانشین فرماندهی نیروی دریایی
aircraft U هواپیما
aircraft U طیاره
lead aircraft U هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
large aircraft U هواپیمای بزرگ
landing aircraft U هواپیمای در حال فرود
integrated aircraft U هواپیمای یک پارچه
escort aircraft U هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
clean aircraft U هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
civil aircraft U هواپیمای غیر نظامی
axial of an aircraft U محور هواپیما
marine aircraft U هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
maritime aircraft U هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
one aircraft was shot down U یک هواپیما
one aircraft was shot down U سرنگون گردید
program aircraft U جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
shipboard aircraft U هواپیمای ناو پایه
tactical aircraft U هواپیمای جنگی
tailless aircraft U هواپیمای بی دم
ultralight aircraft U هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
The aircraft got off the ground . U هواپیما اززمین بلند شد
aircraft company U شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
passenger aircraft U هواپیمای مسافربری
unmanned aircraft U هواپیمای بدون سرنشین
notional aircraft U هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
assault aircraft U هواپیمای هجومی
aircraft carrier U ناو هواپیمابر
aircraft arresting U دستگاه مهار هواپیما
aircraft arrestment U عملیات مهار هواپیما
aircraft arrestment U مهارکردن هواپیما
aircraft battery U منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft defective U هواپیمای معیوب
aircraft defective U هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft engine U موتور هواپیما
aircraft guide U مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft handover U تعویض کنترل هواپیما
aircraft handover U تبادل کنترل هواپیما
aircraft inspection U بازرسی هواپیما
aircraft plotter U وسیله ناوبر هواپیما
aircraft arresting U دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft alternation U اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft carrier U carrier : syn
aircraft carriers U ناو هواپیمابر
light aircraft U هواپیمای سبک
aircraft carriers U carrier : syn
anti-aircraft U ضد هواپیما
active aircraft U هواپیمای فعال
active aircraft U هواپیمای درگیر در رزم
aircraft accident U سانحه هوایی
aircraft plotter U وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft specification U خصوصیات هواپیما
aircraft structure U ساختمان هواپیما
aircraft system U سیستم ساختمان هواپیما
aircraft turn around U اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft vectoring U کنترل سمتی هواپیما
aircraft vectoring U کنترل مسیر سمتی هواپیما
anti aircraft U ضد هوایی
anti aircraft U پدافند هوایی
army aircraft U هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
aircraft section U رسدهواپیمایی
aircraft section U قسمت هواپیمایی
aircraft plumping U لوله کشی هواپیما
aircraft repair U تعمیر هواپیما
aircraft rigging U تنظیم نهایی هواپیما
aircraft records U اسناد هواپیما
aircraft scrambling U دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
lighter than air aircraft U هواپیمای سبکتر از هوا
control line aircraft U نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
aircraft mission equipment U وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft log book U بایگانیها هواپیما
rotary wing aircraft U هواپیما با بال گردنده
aircraft modification and control U کنترل و هدایت هواپیما
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
aircraft maintenance truck U کامیونتعمیرهوایی
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
The lights of the aircraft were blinking. U چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
awaiting aircraft availability U زمان انتظار درخط تعمیر
awaiting aircraft availability U زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
aircraft gun laying U رادار هواپیما
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
aircraft cross servicing U سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
aircraft control unit U کابین کنترل هواپیما
aircraft control unit U قسمت کنترل هواپیما
aircraft climb corridor U دالان صعود هواپیما
aircraft block speed U سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
attack aircraft carrier U ناو هواپیمابر تهاجمی
aircraft role equipment U تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
variable geometry aircraft U هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft arresting hook U مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft arresting hook U قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting gear U جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
high tailed aircraft U هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
heavier than air aircraft U هواپیمای سنگین تر از هوا
fixed wing aircraft U هواپیما با بال ثابت
aircraft accident report U گزارش سانحه هوایی
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com