Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
national saving
U
پس انداز ملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
saving
U
پس انداز
saving
U
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
saving
U
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving
U
صرفه جویی
saving
U
رستگار کننده پس انداز
saving
U
نجارت دهنده
net saving
U
پس انداز خالص
compulsory saving
U
پس انداز اجباری
planned saving
U
پس انداز برنامه ریزی شده
private saving
U
پس انداز خصوصی
rate of saving
U
نرخ پس انداز
saving rate
U
نرخ پس انداز
aggregate saving
U
پس انداز کل
actual saving
U
پس انداز واقعی
labour-saving
U
کار کم کن رنج گاه
labour saving
U
کار کم کن رنج گاه
forced saving
U
پس انداز اجباری
personal saving
U
پس انداز شخصی
labor saving
U
کاراندوز
ex ante saving
U
پس انداز
permanent saving
U
پس انداز دائمی
ex post saving
U
پس انداز
ex post saving
U
واقعی
cost saving
U
درامد حاصل از تقلیل هزینه
saving your reverence
U
دورازجناب شما
negative saving
U
پس انداز منفی
gas saving
U
صرفه جویی در مصرف بنزین
intended saving
U
پس انداز مورد انتظار
saving account
U
حساب پس انداز
unintended saving
U
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
face-saving
U
مراعات کنندهی فواهر
saving grace
U
وجدان
ex ante saving
U
پیش بینی شده
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
theory of saving
U
نظریه پس انداز
He is saving his money.
U
پولهایش راجمع می کند
face-saving
U
آبرو نگهدار
saving ratio
U
نسبت پس انداز
I'm saving up for a new bike.
U
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
saving motive
U
انگیزه پس انداز
saving institutions
U
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving function
U
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function
U
تابع پس انداز
saving equation
U
معادله پس انداز
saving bank
U
بانک پس انداز
energy saving bulb
U
حبابحافظانرژی
labor saving techinque
U
فن کاراندوز
daylight saving time
U
ساعت تابستانی
net business saving
U
پس انداز خالص شرکتها
capital saving technique
U
فن تولید سرمایه اندوز
labor saving devices
U
ابزارهای کاراندوز
soil saving dam
U
سد محافظ خاک
saving and loan associations
U
شرکتهای پس انداز و وام
wealth saving relationship
U
رابطه ثروت و پس انداز
daylight saving time
U
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
Saving your presence . present company excepted .
U
بلانسبت شما !
national
U
ملی
national
U
در سطح ملی
national
U
شهروند
national
U
تبعه
national
U
وابسته به قوم یاملتی
national
U
قومی
national salute
U
احترام به پرچم ملی
national pride
U
شعوبیه
national programs
U
برنامههای ملی
national security
U
امنیت ملی
national reserve
U
اندوختگاه ملی
national reserve
U
پاستگاه ملی
national salute
U
شلیک 12 توپ به احترام پرچم ملی
national round
U
مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان
national policy
U
سیاست ملی
national policy
U
خط مشی ملی
national infrastructure
U
سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
national investment
U
سرمایه گذاری ملی
national loan
U
وام ملی
national output
U
تولید ملی
national product
U
تولید ملی
national plan
U
برنامه ملی
national planning
U
برنامه ریزی ملی
national sovereignty
U
حاکمیت ملی
national spending
U
مخارج ملی
national anthem
U
سرود ملی
national objectives
U
هدفهای ملی
national service
U
خدمت ملی
foreign national
U
ملیت خارجی
foreign national
U
تبعه خارجی
national service
U
خدمت نظام وظیفه
national government
U
ائتلافدولت
national mourning
U
سوگواری ملی
national park
U
باغ ملی
national parks
U
باغ ملی
national state
U
دولت ملی
national strategy
U
استراتژی ملی
national strategy
U
مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
national supply
U
عرضه ملی
national wealth
U
ثروت ملی
national anthems
U
سرود ملی
national insurance
U
بیمه اجتماعی
national insurance
U
بیمه ملی
national convention
U
مجمع ملی
national debt
U
قرضه ملی
national debt
U
بدهی ملی
national debt
U
قرض ملی
national defence
U
دفاع ملی
national defence
U
پدافند ملی
national defense
U
دفاع ملی
national accounting
U
حسابداری ملی
national assembly
U
مجلس ملی
national component
U
هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
national command
U
یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
national capital
U
سرمایه ملی
national budget
U
بودجه ملی
national bank
U
بانک ملی
national consumption
U
مصرف ملی
national culture
U
فرهنگ ملی
national asset
U
دارائی ملی
national defense
U
دفاع در سطح ملی
national demand
U
تقاضای ملی
national dividend
U
سود سهام ملی
national flag
U
پرچم ملی
national guard
U
گارد ملی
national income
U
درامد ملی
local national
U
اهل محل
national highway
U
شاهراه
national highway
U
راه اصلی
national finance
U
مالیه ملی
national expenditures
U
مخارج ملی
national economy
U
اقتصاد ملی
local national
U
سکنه محلی
national ensign
U
پرچم ملی که روی کشتی نصب میشود
national expenditures
U
هزینههای ملی
gross national product
U
تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
gross national product
U
محصول ناخالص ملی
gross national product
U
تولید ناخالص ملی
national consulative assembly
U
مجلس شورای ملی
real national income
U
درامد ملی به قیمت ثابت
member of the national team
U
عضو تیم ملی
men's national round
U
مسابقه مردان در سطح ملی با 84 تیر از 08 متری و 42تیر از 06 متری با تیر وکمان
national broadcasting network
U
شبکهجهانیپخشبرنامه
ministry of national defence
U
وزارت دفاع ملی
ministry of national defence
U
وزارت پدافند ملی
ministry of national economy
U
وزارت اقتصاد ملی
National Health Service
U
سیستمتفمینسلامتعمومی
national balance sheet
U
ترازنامه ملی
the national consultative assembly
U
مجلس شورای ملی
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
front de liberation national
U
فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
gross national expenditure
U
هزینه ناخالص ملی
net national income
U
درامد خالص ملی
net national product
U
محصول خالص ملی
gross national quality
U
کیفیت ناخالص ملی
drawen on the national bank
U
عهده بانک ملی
gross national income
U
درامد ناخالص ملی
army national guard
U
گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
national economic budget
U
بودجه اقتصادی ملی
national net income
U
درامد خالص ملی
national money income
U
درامد ملی پولی
national income determination
U
تعیین درامد ملی
national income analysis
U
تحلیل درامد ملی
real national income
U
درامد ملی واقعی
national debt burden
U
بار قرضه ملی
To squander tyhe national wealth.
U
ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
national educational computing conferenc
U
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
national crime information center
U
شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
real gross national product
U
تولید ناخالص ملی واقعی
american national red cross
U
نشان صلیب سرخ امریکا
american national standards institute
U
سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
national computer graphics association
U
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
american national standards institute
U
موسسه ملی استانداردهای امریکا
potential gross national product
U
تولید ناخالص ملی بالقوه
National Center for Supercomputing Applications
U
سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
nominal gross national product
U
محصول ناخالص ملی اسمی
congress party (indian national congress
U
حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
national
[state, federal state]
<adj.>
U
دولتی
national
[state, federal state]
<adj.>
U
حکومتی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com