English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
national planning U برنامه ریزی ملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overall planning U برنامه ریزی کلی
planning U سازماندهی نحوه انجام کاری
planning U طرحریزی طرح نقشه
planning U زمینه سازی
planning U طراحی
planning U نقشه کشی
planning U طرح ریزی
planning <adj.> برنامه ریزی
development planning U برنامه ریزی توسعه
directive planning U برنامه ریزی هدایت شده
planning system U نظام برنامه ریزی
economic planning U برنامه ریزی اقتصادی
educational planning U برنامه ریزی اموزشی
financial planning U برنامه ریزی مالی
fire planning U طرح ریزی اتش
decentralized planning U برنامه ریزی غیر متمرکز
corporate planning U برنامه ریزی شرکت
consolidated planning U برنامه ریزی تلفیقی
comprehensive planning U برنامه ریزی جامع
centralized planning U برنامه ریزی متمرکز
central planning U برنامه ریزی مرکزی
centeralized planning U برنامه ریزی متمرکز
career planning U طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
career planning U طرح ریزی مشاغل
fire planning U طرح ریزی کردن اتش
planning staff U ستاد طرح ریزی کننده
optimal planning U برنامه ریزی بهینه
optimal planning U برنامه ریزی مطلوب
planning comission U هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning cycle U دوره برنامه ریزی
planning directive U دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning factor U معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning guidance U راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
planning horizon U افق برنامه ریزی
manpower planning U برنامه ریزی نیروی انسانی
planning horizon U مدت برنامه ریزی
planning model U الگوی برنامه ریزی
imperative planning U برنامه ریزی اجباری
planning organization U سازمان برنامه
planning principles U اصول برنامه ریزی
generalized planning U برنامه ریزی تعمیم یافته
population planning U برنامه ریزی جمعیت
state planning U برنامه ریزی دولتی
project planning U نقشه کشی ساختمان
regional planning U برنامه ریزی منطقهای
rural planning U برنامه ریزی روستائی
sectoral planning U برنامه ریزی بخشی
social planning U برنامه ریزی اجتماعی
spatial planning U امایش سرزمین
planning permission U اجازه عمران و ابادی اراضی
system planning U طرح ریزی سیستم
family planning U برنامه ریزی خانواده
family planning U تنظیم خانواده
adhoc planning U برنامه ریزی روزمره
town planning U شهرسازی
agricultural planning U برنامه ریزی کشاورزی
product planning U برنامه ریزی محصولات
production planning U برنامه ریزی تولید
medium term planning U برنامه ریزی میان مدت
materials requirements planning U برنامه ریزی مواد مورد نیاز
inter sectoral planning U برنامه ریزی بین بخشی
material requirements planning U برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
multi level planning U برنامه ریزی چند سطحی
long run planning U برنامه ریزی بلند مدت
planning programming budgetting U system
short run planning U برنامه ریزی کوتاه مدت
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
production planning and control U برنامه ریزی و کنترل تولید
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
financial planning system U سیستم برنامه ریزی مالی
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
basic planning guide U راهنمای اولیه طرح ریزی
planning programming budgetting U نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
central planning team U تیم طرح ریزی مرکزی
national U در سطح ملی
national U قومی
national U شهروند
national U وابسته به قوم یاملتی
national U ملی
national U تبعه
national loan U وام ملی
national objectives U هدفهای ملی
national output U تولید ملی
national product U تولید ملی
national plan U برنامه ملی
national policy U خط مشی ملی
national policy U سیاست ملی
national sovereignty U حاکمیت ملی
national investment U سرمایه گذاری ملی
national infrastructure U سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
national highway U شاهراه
national highway U راه اصلی
national income U درامد ملی
national pride U شعوبیه
national programs U برنامههای ملی
national mourning U سوگواری ملی
national government U ائتلافدولت
national wealth U ثروت ملی
national supply U عرضه ملی
national strategy U مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
national strategy U استراتژی ملی
national state U دولت ملی
national spending U مخارج ملی
national security U امنیت ملی
national saving U پس انداز ملی
national salute U شلیک 12 توپ به احترام پرچم ملی
national salute U احترام به پرچم ملی
national round U مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان
national reserve U پاستگاه ملی
national reserve U اندوختگاه ملی
national service U خدمت نظام وظیفه
local national U سکنه محلی
national command U یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
national consumption U مصرف ملی
national convention U مجمع ملی
national component U هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
national culture U فرهنگ ملی
national debt U قرضه ملی
national debt U بدهی ملی
national park U باغ ملی
national capital U سرمایه ملی
national budget U بودجه ملی
local national U اهل محل
national insurance U بیمه اجتماعی
national accounting U حسابداری ملی
national assembly U مجلس ملی
national anthems U سرود ملی
national insurance U بیمه ملی
national parks U باغ ملی
national bank U بانک ملی
national debt U قرض ملی
foreign national U ملیت خارجی
national demand U تقاضای ملی
national dividend U سود سهام ملی
national asset U دارائی ملی
national service U خدمت ملی
national economy U اقتصاد ملی
foreign national U تبعه خارجی
national finance U مالیه ملی
national expenditures U مخارج ملی
national ensign U پرچم ملی که روی کشتی نصب میشود
national expenditures U هزینههای ملی
national defense U دفاع در سطح ملی
national defence U دفاع ملی
national flag U پرچم ملی
national guard U گارد ملی
national anthem U سرود ملی
national defence U پدافند ملی
national defense U دفاع ملی
front de liberation national U جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
army national guard U گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
front de liberation national U فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
drawen on the national bank U عهده بانک ملی
real national income U درامد ملی واقعی
real national income U درامد ملی به قیمت ثابت
national broadcasting network U شبکهجهانیپخشبرنامه
gross national product U محصول ناخالص ملی
gross national product U تولید ناخالص ملی
gross national product U تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
National Health Service U سیستمتفمینسلامتعمومی
gross national expenditure U هزینه ناخالص ملی
gross national income U درامد ناخالص ملی
gross national quality U کیفیت ناخالص ملی
national consulative assembly U مجلس شورای ملی
national debt burden U بار قرضه ملی
net national income U درامد خالص ملی
net national product U محصول خالص ملی
national net income U درامد خالص ملی
national balance sheet U ترازنامه ملی
national economic budget U بودجه اقتصادی ملی
ministry of national economy U وزارت اقتصاد ملی
national money income U درامد ملی پولی
the national consultative assembly U مجلس شورای ملی
member of the national team U عضو تیم ملی
men's national round U مسابقه مردان در سطح ملی با 84 تیر از 08 متری و 42تیر از 06 متری با تیر وکمان
ministry of national defence U وزارت دفاع ملی
national income analysis U تحلیل درامد ملی
ministry of national defence U وزارت پدافند ملی
national income determination U تعیین درامد ملی
national educational computing conferenc U جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
real gross national product U تولید ناخالص ملی واقعی
To squander tyhe national wealth. U ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
national crime information center U شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
national computer graphics association U انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
potential gross national product U تولید ناخالص ملی بالقوه
american national standards institute U موسسه ملی استانداردهای امریکا
american national standards institute U سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
american national red cross U نشان صلیب سرخ امریکا
nominal gross national product U محصول ناخالص ملی اسمی
National Center for Supercomputing Applications U سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
congress party (indian national congress U حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
national [state, federal state] <adj.> U دولتی
national [state, federal state] <adj.> U حکومتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com