Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
national budget
U
بودجه ملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
national economic budget
U
بودجه اقتصادی ملی
Other Matches
budget
U
بودجه
budget
U
اعتبار
budget
U
حساب درامد وخرج
budget period
U
دوره بودجه
budget period
U
زمان بودجه
budget process
U
فرایند بودجه
budget process
U
مراحل بودجه
budget surplus
U
مازاد بودجه
budget surplus
U
اضافه بودجه
capital budget
U
بودجه سرمایهای
capital budget
U
بودجه تاسیساتی
budget line
U
خط بودجه
preliminary budget
U
بودجه مقدماتی
budget deficit
U
کسر بودجه
budget determinant
U
تعیین بودجه
budget directive
U
دستورالعمل تهیه بودجه
budget estimates
U
براوردهای بودجهای
budget execution
U
اجرای بودجه
budget expenditures
U
مخارج بودجه
budget item
U
اقلام نقدی
budget item
U
اقلامی که به دستور فرمانده قیمت ان ازبودجه یکان کسر میشود
capital budget
U
بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
cash budget
U
بودجه نقدی
preliminary budget
U
بودجه ابتدائی
fixed budget
U
بودجه ثابت
flexible budget
U
بودجه متغیر
flexible budget
U
بودجه انعطاف پذیر
operating budget
U
بودجه بهره برداری
operating budget
U
بودجه عملیاتی
government budget
U
بودجه دولت
state budget
U
بودجه دولت
household budget
U
بودجه خانوار
financial budget
U
بودجه مالی
family budget
U
بودجه خانوار
current budget
U
بودجه جاری
current budget
U
بودجهای که برای یک سال مالی تدوین شود
cyclical budget
U
بودجه ادواری
cyclical budget
U
بودجه دورانی
development budget
U
بودجه عمرانی
family budget
U
بودجه خانواده
municipal budget
U
بودجه شهرداری
budget data
U
اطلاعات بودجه
budget cycle
U
مراحل بودجه
annual budget
U
بودجه سالانه
program budget
U
بودجه برنامهای
provide for in the budget
U
در بودجه پیش بینی کردن
to p for a sum in the budget
U
مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
administrative budget
U
بودجه اداری
unbalanced budget
U
بودجه نامتوازن
unified budget
U
بودجه واحد
variable budget
U
بودجه متغیر
budget account
حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
budget deficit
U
کسری بودجه
balanced budget
U
بودجه متوازن
budget constraint
U
محدودیت بودجه
budget credit
U
اعتبار بودجه
budget cycle
U
گردش بودجه
budget comittee
U
گروه بودجه
budget classification
U
طبقه بندی بودجه
budget ceiling
U
سقف بودجه
budget bureau
U
دفتر بودجه
budget balance
U
توازن بودجه
budget balance
U
تعادل بودجه
budget constaint
U
محدودیت بودجهای
The welfare budget has been cut down.
U
از بودجه رفاهی مقداری زده اند
cyclically balanced budget
U
بودجه متوازن ادواری
The budget deficit of 1980 .
U
کسر بودجه سا ل1980
balanced budget theorem
U
قضیه بودجه متوازن
command budget estimate
U
براوردبودجه
command budget estimate
U
براورد بودجه یکان
budget forecasting model
U
مدل پیشگویی بودجهای
preliminary budget forecast
U
پیش بینی مقدماتی بودجه
balanced budget multiplier
U
ضریب بهم فزاینده بودجه متوازن
multiplier effect of a balanced budget
U
اثر بهم فزاینده بودجه متوازن
national
U
در سطح ملی
national
U
شهروند
national
U
تبعه
national
U
قومی
national
U
وابسته به قوم یاملتی
national
U
ملی
national infrastructure
U
سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
national investment
U
سرمایه گذاری ملی
national loan
U
وام ملی
national objectives
U
هدفهای ملی
national output
U
تولید ملی
national product
U
تولید ملی
national plan
U
برنامه ملی
national ensign
U
پرچم ملی که روی کشتی نصب میشود
national expenditures
U
مخارج ملی
national finance
U
مالیه ملی
national flag
U
پرچم ملی
national expenditures
U
هزینههای ملی
national guard
U
گارد ملی
national highway
U
شاهراه
national highway
U
راه اصلی
national income
U
درامد ملی
national planning
U
برنامه ریزی ملی
national policy
U
خط مشی ملی
national sovereignty
U
حاکمیت ملی
national spending
U
مخارج ملی
national state
U
دولت ملی
national strategy
U
استراتژی ملی
national strategy
U
مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
national supply
U
عرضه ملی
national wealth
U
ثروت ملی
national service
U
خدمت نظام وظیفه
national mourning
U
سوگواری ملی
national security
U
امنیت ملی
national saving
U
پس انداز ملی
national policy
U
سیاست ملی
national pride
U
شعوبیه
national programs
U
برنامههای ملی
national reserve
U
اندوختگاه ملی
national reserve
U
پاستگاه ملی
national round
U
مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان
national salute
U
احترام به پرچم ملی
national salute
U
شلیک 12 توپ به احترام پرچم ملی
national government
U
ائتلافدولت
national parks
U
باغ ملی
national consumption
U
مصرف ملی
foreign national
U
ملیت خارجی
national component
U
هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
national command
U
یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
national service
U
خدمت ملی
national capital
U
سرمایه ملی
national bank
U
بانک ملی
national asset
U
دارائی ملی
national assembly
U
مجلس ملی
national accounting
U
حسابداری ملی
national anthem
U
سرود ملی
local national
U
اهل محل
local national
U
سکنه محلی
national anthems
U
سرود ملی
national park
U
باغ ملی
national insurance
U
بیمه اجتماعی
national insurance
U
بیمه ملی
national convention
U
مجمع ملی
national defence
U
پدافند ملی
national defence
U
دفاع ملی
national defense
U
دفاع ملی
national debt
U
قرض ملی
national debt
U
بدهی ملی
national defense
U
دفاع در سطح ملی
foreign national
U
تبعه خارجی
national culture
U
فرهنگ ملی
national debt
U
قرضه ملی
national economy
U
اقتصاد ملی
national dividend
U
سود سهام ملی
national demand
U
تقاضای ملی
gross national product
U
محصول ناخالص ملی
front de liberation national
U
فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
drawen on the national bank
U
عهده بانک ملی
army national guard
U
گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
National Health Service
U
سیستمتفمینسلامتعمومی
gross national product
U
تولید ناخالص ملی
real national income
U
درامد ملی واقعی
real national income
U
درامد ملی به قیمت ثابت
gross national product
U
تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
national broadcasting network
U
شبکهجهانیپخشبرنامه
ministry of national defence
U
وزارت دفاع ملی
net national product
U
محصول خالص ملی
national net income
U
درامد خالص ملی
the national consultative assembly
U
مجلس شورای ملی
national consulative assembly
U
مجلس شورای ملی
national debt burden
U
بار قرضه ملی
national income determination
U
تعیین درامد ملی
national income analysis
U
تحلیل درامد ملی
national money income
U
درامد ملی پولی
national balance sheet
U
ترازنامه ملی
member of the national team
U
عضو تیم ملی
ministry of national economy
U
وزارت اقتصاد ملی
ministry of national defence
U
وزارت پدافند ملی
men's national round
U
مسابقه مردان در سطح ملی با 84 تیر از 08 متری و 42تیر از 06 متری با تیر وکمان
gross national quality
U
کیفیت ناخالص ملی
gross national income
U
درامد ناخالص ملی
gross national expenditure
U
هزینه ناخالص ملی
net national income
U
درامد خالص ملی
american national red cross
U
نشان صلیب سرخ امریکا
To squander tyhe national wealth.
U
ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
real gross national product
U
تولید ناخالص ملی واقعی
national crime information center
U
شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
national computer graphics association
U
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
National Center for Supercomputing Applications
U
سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
national educational computing conferenc
U
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
nominal gross national product
U
محصول ناخالص ملی اسمی
potential gross national product
U
تولید ناخالص ملی بالقوه
american national standards institute
U
موسسه ملی استانداردهای امریکا
american national standards institute
U
سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
congress party (indian national congress
U
حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
national
[state, federal state]
<adj.>
U
دولتی
national
[state, federal state]
<adj.>
U
حکومتی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com