Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
my unwillingness to study
U
بی میلی من نسبت بتحصیل بیزازی من از تحصیل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unwillingness
U
بی میلی
unwillingness
U
بیزاری
I have to study
U
من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
s.for study
U
میل به تحصیل
s.for study
U
ذوق تحصیل
self study
U
مطالعه پیش خود
to study out
U
با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
to study up
U
خود را اماده امتحانات کردن
study
U
عیار گرفتن
study
U
محک زدن
study
U
مطالعه کردن
study
U
بررسی کردن
study
U
تحقیق کردن
study
U
ارزیابی کردن
study
U
سنجیدن
study
U
تجزیه کردن
study
U
درس
study
U
طرح ازمایشی
study
U
تحصیل
study
U
تحقیق
study
U
بررسی
study
U
بررسی کردن
study
U
غور بررسی
study
U
درس خواندن خوانش
study
U
تحصیل کردن مطالعه کردن
study
U
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study
U
مطالعه
to make a study of something
U
چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
time study
U
بررسی زمانی
threat study
U
بررسی توسعه تهدید دشمن
study habits
U
عادتهای مطالعه
threat study
U
بررسی امکانات رزمی دشمن
system study
U
مطالعه سیستم
to make a study of something
U
برای بدست اوردن چیزی کوشیدن
to study for the bar
U
درس حقوق خواندن
to study for the bar
U
تحصیل حقوق کردن
case study
U
بررسی موردی
to study persian
U
زبان فارسی تحصیل کردن
What is your branch of study?
U
رشته تحصیلیتان چیست ؟
brown study
U
عالم رویا و هپروت
feasibility study
U
مطالعه امکان سنجی
feasibility study
U
امکان سنجی
study for bar
U
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
staff study
U
بررسی ستادی
he applied him self to study
U
مشغول تحصیل شد
he applied him self to study
U
دست بتحصیل زد
empirical study
U
بررسی تجربی
empirical study
U
بررسی ازمودی
graduate study
U
تحصیلات دانشگاهی
feasability study
U
مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
field study
U
بررسی میدانی
area study
U
بررسی منطقه
feasibility study
U
مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
feasibility study
U
مطالعه امکانپذیری
methodical study
U
بررسی روشمند
feasability study
U
مطالعات اجرایی
motion study
U
حرکت پژوهی
application study
U
بررسی پذیرش اماد
child study
U
کودک پژوهی
area study
U
بررسی منطقهای
pilot study
U
بررسی مقدماتی
case study
U
مورد پژوهی
application study
U
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
motion study
U
تحرک سنجی
motion study
U
مطالعه ی حرکت
capability study
U
مطالعه امکان انجام کار
time and motion study
U
بررسی زمان و حرکت
time study man
U
وقت نگه دار
methods of economic study
U
روشهای مطالعه علم اقتصاد
After dinner he likes to retire to his study.
U
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
rozenzweig picture frustration study
U
ناکامی سنج مصورروزنزوایگ
symonds' picture study test
U
ازمون تفسیر تصاویرسایموندز
allport vernon lindzey study of values
U
ارزش سنج الپورت- ورنون- لیندزی
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
U
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com