English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
muzzle-loading cannon U بارگیریلولهتوپ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cross section of a muzzle-loading cannon U قسمتموربدهانهتوپ
Other Matches
muzzle loading U سر پر
cannon U توپ
cannon U [ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
cannon U ضربه به دو گوی دیگر بیلیارد
cannon U لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon U لوله توپ
cannon U استوانه
cannon U لوله
cannon U بتوپ بستن
cannon U تصادم دوتوپ
cannon balls U گلوله توپ
cannon balls U سرویس چکشی
cannon ball U پرش با بدن جمع
cannon ball U سرویس چکشی
cannon ball U گلوله توپ
cannon balls U پرش با بدن جمع
cannon primer U چاشنی توپ
cannon shot U تیررس توپ شلیک شده از توپ
cannon shot U گلوله توپ
cannon proof U ضد گلوله توپ
cannon fodder U خوراک توپ
cannon proof U ضد گلوله
cannon primer U چاشنی خرج توپ
cannon bone U استخوان ساق پا
muzzle U پوزه بندزدن
muzzle U مانع فعالیت شدن
muzzle U دهانه لوله
muzzle U دهانه
muzzle U دهانه توپ
muzzle U دهانه لوله اسلحه
muzzle U سرلوله هفت تیریاتفنگ
muzzle U دهان بند دهنه
muzzle U پوزه بند
muzzle U پوزه
muzzle U دهانهای
bard cannon theory U نظریه بارد- کنون
muzzle brake U دافع دهانه
muzzle boresight U حلقه تار موی محوریابی جلوی لوله توپ
muzzle bell U دافع دهانه شیپوری لوله توپ
muzzle bell U شعله پوش شیپوری
muzzle bag U دهانه بند توپ
muzzle wave U موج پرتاب گلوله
muzzle burst U ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
To muzzle the people. U دهان مردم را بستن
muzzle bag U روپوش دهانه توپ
muzzle brake U شعله پوش لوله توپ
muzzle wave U موج ضربتی دهانه لوله توپ
muzzle compensator U دافع دهانه لوله توپ یا تفنگ
muzzle loader U تفنگ سرپر
muzzle end U دهانه لوله توپ یا تفنگ
muzzle loader U سرپر
muzzle velocity U سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
muzzle velocity U سرعت دهانه
muzzle energy U نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
muzzle energy U انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
muzzle velocity U سرعت گلوله هنگام خارج شدن از لوله
muzzle velocity U سرعت ابتدایی توپ
developed muzzle velocity U سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
cannon fodder [soldiers pointlessly and unscrupulously sacrificed] U خوراک توپ [سربازان بیهوده و بی وجدانه قربانی شده]
self loading U فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
self loading U پرشونده خودکار
loading U امیختن موادخارجی به شراب
loading U پر کردن سلاح
loading U عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
loading U بارگذاری
loading U فرفیت بارگیری
loading U فرفیت
loading U بار گذاری
loading U بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading U بارگیری مهمات درهواپیما
loading U خرج گذاری کردن سلاح
loading U بارکنش
loading U بارگیری
loading U بار محموله
loading U بار
bulk loading U بارگیری مخزن به طور یک جا
loading time U زمان بارگیری
loading table U جدول بارگیری
loading station U ایستگاه بارگیری
loading speed U سرعت بار گذاری
loading tray U سینی پر کن گلوله
magnetic loading U بارگیری مغناطیسی
cease loading U پر نکنید
base loading U بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading U بار اولیه
bill of loading U بارنامه کشتی
bulk loading U بارگیری در مخازن
breech loading U ته پر
breech loading U پر کردن تفنگ از ته
bill of loading U جواز کشتی
separate loading U مهمات مجزا
point of loading U نقطه بارگیری
wing loading U نسبت وزن کل به مساحت یال
rate of loading U میزان بارگذاری
loading area U قسمتلودینگ
loading bunker U بارگیریانبارزغال
loading dock U بارگیریبارانداز
loading door U فشاردر
tactical loading U بارگیری رزمی یا جنگی
The ship is loading. U کشتی درحال بارگیری است
wing loading U وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
up line loading U انتقال یک کپی از یک برنامه
pre loading U بارگیری اولیه
preload loading U بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
rail loading U سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
separate loading U مجزا پرشونده
horizontal loading U کولاس افقی
transverse loading U بارگذاری روی پایه
truck loading U سربار کامیون
unit loading U بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
Loading and unloading. U بارگیری وتخلیه
loading space U فضای قابل بارگیری
commercial loading U بارگیری کالای تجارتی
drift loading U دهانه
dynamic loading U بارگذاری جنبشی
emergency loading U بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency loading U بارگذاری فوق العاده
endurance loading U بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
factor loading U وزن عاملی
frequency loading U بارکنش فرکانسی
frequency loading U بارگیری فرکانسی
horizontal loading U پر کردن مهمات به طور افقی
cease loading U گلوله را پرنکنید
horizontal loading U بارگیری افقی کشتیها
indirect loading U بارگذاری غیرمستقیم
drag loading U نتیجه کشش بادیا موج انفجار
drag loading U فشار کششی
commodity loading U بارگیری کالاهای مختلف
cross loading U سر شکن کردن بارها
cross loading U تقسیم بارهای هواپیما
cross loading U مخلوط کردن بارها
cycles of loading U دورههای بار
commercial loading U بارگیری تجارتی
density of loading U تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
combat loading U بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
diffraction loading U منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
diffraction loading U منتجه فشار
direct loading U مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
disc loading U نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
lane loading U سربار خط عبوری
loading apron U نوار بارگیری
loading bridge U پل بارگیری
loading facilities U وسایل بارگیری
loading for contingencies U کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
loading routine U روال بارکننده
loading ramp U راهروی شیب دار بارگیری
loading rack U سکوی بارگیری
loading list U لیست بارگیری خودرو
loading point U نقطه سوارشدن
loading point U نقطه بارگیری
loading duration U مدت بار گذاری
loading scale U مقیاس بارگیری
loading site U سکوی بارگیری
loading bucket U سطل بارگیری
loading capacity U بار گیری
loading capacity U فرفیت
loading chart U طرح بارگیری هواپیما
loading chart U جدول بارگیری
loading coil U پیچک بار افزای
loading diagram U دیاگرام بارگیری
loading site U محل بارگیری
loading plan U طرح بارگیری خودرو
manpower loading chart U نمودار تخصیص نیروی انسانی
container-loading bridge U پلورودبستههابهکشتی
ammunition loading line U خط بارگیری مهمات
strength under tangential loading U مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
ammunition loading line U صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
volumetric loading/density U خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
block stowage loading U بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
loading on alternate spans U حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
loading participation in profits U هزینههای مشارکت در سود
bow loading door U درخمشدهمخصوصبار
multiple loading operating system U سیستم عامل بارکننده چندتایی
deflection under long term loading U خیز ریز بار طویل المدت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com