Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
musical boxes
U
جعبه ساز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
musical
U
دارای اهنگ
musical
U
موزیکال
musical
U
موسقی دار
musical instrument
U
ساز
musical language
U
زبان موسیقی
musical box
U
جعبه ساز
musical ability
U
توانش موسیقی
musical chairs
<idiom>
U
هر روز شخصی را سریککار گذاشتن
musical chairs
U
نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
musical instrument
U
الت موسیقی
musical instruments
U
ساز
musical instruments
U
الت موسیقی
A musical tone .
U
مقام ( درموسیقی )
musical advisers
U
مشاورموزیکالی
musical instrument digital interface
U
واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
musical instrument digital interface
U
میانجی رقمی الات موسیقی
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
boxes
U
سرپناه
boxes
U
درقاب یاچهار چوب گذاشتن
boxes
U
مقر پاسبانان یا نگهبانان
boxes
U
احاطه کردن
boxes
U
منطقه پنالتی
boxes
U
هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
boxes
U
مربع روی ورقه محاسبه
boxes
U
چاله
boxes
U
جعبه مقوایی
boxes
U
وسیلهای که تابعی را بدون اینکه کاربر آن بداند چگونه انجام میدهد
boxes
U
جعبه کاغذی یا چوبی یا پلاستیکی
boxes
U
بوکس بازی کردن سیلی زدن
boxes
U
:مشت زدن
boxes
U
درجعبه محصورکردن
boxes
U
شکل حاصل از حرکت چهارهواپیما بصورت لوزی
boxes
U
:
boxes
U
جعبه
boxes
U
قوطی
boxes
U
صندوق
boxes
U
اطاقک جای ویژه
boxes
U
لژ
boxes
U
توگوشی سیلی
boxes
U
بوکس
penalty boxes
U
محوطهی پنالتی
call boxes
U
تلفن صحرایی
post-boxes
U
صندوق پست
call boxes
U
کیوسک تلفن
call boxes
U
کابین تلفن
call boxes
U
اتاقک تلفن
the boxes were nested
U
جعبه ها یکی در توی دیگری قرار گرفته بودند
check boxes
U
جعبههای مقابله
window-boxes
U
قاب پنجره
check boxes
U
چهارگوشهای انتخاب
black boxes
U
جعبه سیاه
signal boxes
U
توقف گاه متصدی علائم
pillar boxes
U
صندوق پستی ستونی شکل
junction boxes
U
جعبه ترمینال
junction boxes
U
جعبه تقسیم
money-boxes
U
غلک
money-boxes
U
صندوق اعانه
tool boxes
U
جعبه ابزار
fuse boxes
U
جعبه فیوز
tinder boxes
U
فندک
tinder boxes
U
قودادن
ballot boxes
U
صندوق ارا
junction boxes
U
جعبه اتصال
sentry boxes
U
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
sentry boxes
U
سایبان چوبی نگهبان
sentry boxes
U
اتاقک نگهبانی
jack-in-the-boxes
U
علی ورجه
jack-in-the-boxes
U
نوعی اتش بازی
jack-in-the-boxes
U
جعبهای که چون در انرامیگشایند ادمکی از ان خارج شود
telephone boxes
U
کیوسک تلفن
press boxes
U
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
boxes are made of wood
U
جعبه ها از چوب ساخته میشوند
Handle the boxes with care.
U
جعبه ها رابا احتیاط جابجا کنید
boxes are made of wood
U
جعبه ها را از چوب میسازند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com