Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
music synthesizer
U
ایجادکننده موسیقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
synthesizer
U
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizer
U
وسیلهای که چیزی تولید میکند
synthesizer
U
ترکیب کننده
speech synthesizer
U
ترکیب کننده گفتاری
frequency synthesizer
U
ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
voice synthesizer
U
ترکیب کننده صدا
music
U
موسیقی
music
U
اهنگ
music
U
خنیا رامشگری
music
U
در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است
music
U
موزیک
make music
U
موسیقی ساختن
to let music wash over somebody
U
به موسیقی متن گوش دادن
[اصطلاح روزمره]
play music
U
موسیقی ساختن
music to one's ears
<idiom>
U
صدایی که شخص دوست دارد بشنود
face the music
<idiom>
U
پذیرش نسخه
rock music
U
موسیقیRock
piped music
U
موسیقیکهبابلندگودرمکانهایعممیپخششود
music rest
U
خروجموزیک
soul music
U
سول
soul music
U
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
sheet music
U
نتهای موسیقی که روی صفحات جدا از هم چاپ شده است
make music
U
موزیک ساختن
music track
U
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
music track
U
تیتر آهنگ
background music
U
موسیقی پس زمینه
ambient music
U
موسیقی پس زمینه
ambient music
U
موزیک متن
background music
U
موسیقی متن
ambient music
U
موسیقی متن
play music
U
آهنگ ساختن
make music
U
آهنگ ساختن
play music
U
موزیک ساختن
music stands
U
میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
music box
U
جعبه محتوی ساز کوکی
martial music
U
مزیک جنگی یا نظامی
instructor of music
U
مشاق موسیقی
indiental music
U
موزیک همراه
indiental music
U
ساز و اوازی که با نمایشی همراه باشد
electronic music
U
موسیقی الکترونیکی
ear for music
U
موسیقی
ear for music
U
گوش
devotion to music
U
دلبستگی به موسیقی
computer music
U
موسیقی کامپیوتری
an airy music
U
ساز یا موزیک با روح
music halls
U
سالن موسیقی
music halls
U
اطاق ساز ورقص
music hall
U
سالن موسیقی
music hall
U
اطاق ساز ورقص
music chip
U
مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
music mistress
U
بانویی که موزیک یاد میدهد معلمه موسیقی
background music
U
موزیک متن
chamber music
U
موسیقی مجلسی
to a ones voice to music
U
صدای خودراباسازجفت کرد
range of music
U
حدود یا میدان علم موسیقی
program music
U
موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
music therapy
U
موسیقی درمانی
music stool
U
کرسی پیانو زنان
music of the spheres
U
اهنگ حرکات افلاک
music of the spheres
U
اهنگ جنبش سیارات
to face the music
U
دلیرانه با چیزی روبرو شدن
college of
[music, technology,...]
U
دانشگاه فناوری
to perform a piece of music
U
قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
to perform a piece of music
U
ساز زدن
To compose music (potery) .
U
آهنگ ( شعر ) ساختن
Beautiful music ( weather ) .
U
موسیقی ( هوای ) قشنگ
to set a poem to music
U
اهنگ برای شعری ساختن
To accpt the consequences . to face the music .
U
پای لرزش نشستن ( عواقب کاری را پذیرفتن )
high fidelity music reproducing system
U
سیستم بازیابی موسیقی باکیفیت عالی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com