English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
multiple offence U حمله مرکب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
offence U توهین
offence U عملیات تعرضی
offence U افند
No offence! U قصد اهانت ندارم!
offence U اهانت توهین
offence U تعرض
No offence! U نمی خواهم توهین کنم!
offence U قانون شکنی- بزه
offence U رنجش تجاوز
offence U دلخوری
offence U گناه
offence U تقصیر حمله
offence U عملیات افندی
offence U یورش
offence U حمله
offence U بزه
offence U تفصیر
offence U خلاف
offence U لغزش
offence U خطا
offence U جرم
offence U هجوم
full offence U جرم تام
minor offence U جرم خلافی
complete offence U جرم تام
committing an offence U مرتکب جرمی شدن
petty offence U جرم کوچک
petty offence U جرم خلافی
petty offence U خلاف
petty offence U انحراف
petty offence U خطا
petty offence U لغزش
perpetrator of an offence U مرتکب جرم
perpetration of an offence U مباشرت در جرم
perpetration of an offence U مباشرت
non political offence U جرم غیر سیاسی
participation an offence U معاونت در جرم
impossible offence U جرم محال
incomplete offence U جرم عقیم
it is an offence to morlity U منافی اخلاق است
minor offence U خلاف
To take offence at something . To take something to heart . U حرفی را بدل گرلتن
victim of an offence U مجنی علیه
victim of an offence U person the committedagainst
political offence U جرم سیاسی
non indictable offence U جرایمی که بدون صدورادعانامه تعقیب می شوند
commit a minor offence U خلاف کردن
punishment of a minor offence U مجازات تکدیری
strict liability offence U جرم مادی صرف
contempt [criminal offence] U اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
guilty of a minor offence U مرتکب جرم خلافی
guilty of a minor offence U خلاف کار
court of minor offence U محکمه خلاف
commit a minor offence U مرتکب جرم خلافی شدن
offence against public order U جرائم بر علیه نظم عمومی
contempt [criminal offence] U توهین به دادگاه [جرم جنایی]
capital offence or crime U گناه مستوجب اعدام
counselling and procuring an offence U معاونت در جرم
The law prescribes a prison sentence of at least five years for such an offence. U قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
multiple U گوناگون
multiple U چندلا گوناگون
multiple U چندگانه
multiple U مضاعف چند ردیفه چند لولهای
multiple U چند
multiple U مضاعف
multiple U مضرب
multiple U چند فاز چندگانه
multiple U متعدد
multiple U چند برابر
multiple U مضروب
multiple U ضرب چندتا
multiple U چندین
multiple U نتیجه و محل دستور بعدی که باید اجرا شود
multiple U دستوری با بیش از یک آدرس برای عملوندها
multiple U استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
multiple U معماری کامپیوتر موازی که یک ALU و باس داده و چندین واحد کنترل دارد
multiple U معماری کامپیوتر که از باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و باس کندتر بین CPU و رسانه جانبی استفاده میکند
multiple U حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
multiple U معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
multiple stores U فروشگاههای بزرگ فروشگاههای زنجیرهای
multiple star U ستاره چندگانه
multiple series U مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
multiple reinforcement U تقویت چندگانه
multiple regression U رگرسیون چند گانه
multiple personality U شخصیت چندگانه
multiple precision U دقت چند برابر
multiple punch U منگنه چندگانه
multiple regression U رگرسیون چند متغیره
multiple regression U رگرسیون
multiple regression U چندمتغیری
multiple telegraphy U تلگراف چندگانه
multiple transformer U مبدل با اتصال موازی
multiple-choice U وابسته به پرسش چند پاسخی
multiple use key U استفادهمتعددکلید
least common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
multiple integral U انتگرال چندگانه [ریاضی]
multiple sclerosis U فلج چندگانه
least common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple wire U چند رشتهای
multiple well system U سیستم چند چاهی
multiple wire U چند سیمه
multiple bond U پیوند چندگانه
multiple amplifier U تقویت کننده چند طبقه
multiple access U دستیابی چندگانه
multiple cut off U برش چند متغیری
multiple correlation U همبستگی چند متغیری
multiple correlation U همبستگی چندگانه
multiple contact U کنتاکت دستهای
multiple contact U دسته کنتاکت
multiple connector U بست چند گانه
multiple circuit U مدار چند طبقه
multiple circuit U مدار چندگانه
multiple address U با نشانی چندگانه
multiple capacitor U خازن چندگانه
multiple cable U کابل چند رشتهای
multiple length U با درازی چندگانه
multiple therapy U درمان تعاونی
multiple images U تصاویر چندگانه
multiple landuse U استفاده چندگانه زمین
multiple key کلید چند راه
multiple ionization U یونش مکرر
multiple gun U توپ چند لولهای
multiple foul U خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
common multiple U مضرب مشترک
multiple moment U گشتاور چندگانه
multiple drill U تمرین چندکاره یا مختلط
multiple drill U تمرین چند یکانی
multiple exposure mode U چندحالته
multiple absolute prediction U پیش بینی چند متغیری مطلق
multiple arc lamp U لامپ قوسی با اتصال چند گانه
multiple light fitting U رابطچندلامپ
multiple address message U پیام چند ادرسه
multiple address instruction U دستورالعمل چند ادرسه
smallest common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
lowest common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple access network U شبکه با دسترسی چندگانه
coefficient of multiple correlation U ضریب همبستگی چندگانه
multiple grid valve U لامپ چند شبکه
law of multiple proportions U قانون نسبتهای اضعافی
index of multiple correlation U شاخص همبستگی چندگانه
multiple arch dam U سد چند قوسی
multiple conductor cable U کابل چند رشتهای
multiple discriminant function U تابع تشخیص چند متغیری
multiple dome dam U سد چند گنبدی
multiple voltage system U روش چند ولتی
multiple user system U سیستم چند استفاده کننده
multiple unit valve U لامپ مرکب
multiple drum winding U سیم پیچ استوانهای چندگانه
multiple series condenser U خازن متغیر چند اتصالی
multiple pass printing U چاپ چند گذری
multiple job processing U پردازش چند کاره
lowest common multiple U کوچکترین مضرب مشترک
multiple differential prediction U پیش بینی افتراقی چند متغیری
multiple determination coefficient U ضریب تعین چند متغیری
multiple contact switch U کلید پلهای
multiple choice test U ازمون چند گزینهای
multiple choice item U پرسش چند گزینهای
multiple channel system U سیستم چند کاناله
multiple cable joint U مفصل انشعاب
multiple cable joint U موف انشعاب
multiple cable joint U اتصال کابل چند رشتهای
multiple-span beam bridge U پلمیلهایچنددهانهای
lowest common multiple [LCM] U کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
double multiple disc clutch U کلاج چند صفحه- دوبل
multiple loading operating system U سیستم عامل بارکننده چندتایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com