English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
multi user U چند کاربری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
multi user system U سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
Other Matches
user U زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
user U یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن
user U کدشناسایی یکتا که به کامپیوتر امکان تشخیص کاربر را میدهد
user U دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
user U اپراتور
user U نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
user U متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن
user U نام شناسایی یک کاربر که به شماره صحیح کاربر دستیابی دارد
user U حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
user U نرم افزار یا سخت افزاری که برای این طراحی شده اند که ارتباط با ماشین ساده تر شود
user U 1-شخصی از کامپیوتر یا ماشین یا نرم افزار استفاده میکند. 2-به ویژه اپراتورصفحه کلید
user U کاربر
user U کاربر
user U گرداننده
user U آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
user U بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
user U بکار برنده
user U استعمال کننده کاربر
user U استفاده کننده
user U مصرف کننده
user U انتفاع از اموال
user U سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
user U انجمن یا کلوپ کاربران یا کامپیوتر مشخص
user U رکوردی که کاربر را مشخص میکند و حاوی کلمه رمز آن و حقوق دستیابی آن است
user U بخشی از حافظه که برای کاربر فراهم است و حاوی سیستم عامل نیست
user U مشابه 10322
user U پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
user U متصدی
multi- U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi- U سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi- U دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi U دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi U سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
user defined U تعریف یا انتخاب کاربر
user defined U تعریف شده توسط کاربر
user default U پیش فرض کاربر
user cost U هزینه استفاده
user area U فضای مخصوص استفاده کننده
single user U تک کاربری
power user U کاربر پیشرفته
naive user U شخصی که می خواهد کاری را با کامپیوتر انجام دهد امافاقد تجربه لازم برای برنامه نویسی با کامپیوتر میباشد
user cost U هزینه استعمال
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
user freindly U کاربرپسند
user freindly U کاربریار
user's terminal U ترمینال استفاده کننده
user's manual U کتاب راهنمای استفاده کننده
user supplied U تامین شده توسط کاربر
user program U برنامه استفاده کننده
user program U برنامه کاربر
user profile U جدول نمودار استفاده کننده
user library U کتابخانه استفاده کننده کتابخانه کاربر
user interface U میانجی کمکی
user group U گروه کاربران
user group U گروه استفاده کننده
user terminal U پایانه کاربر
user friendly U که استفاده و کار با آن ساده است
mid user U اپراتوری که اطلاعات مربوطه را از پایگاه داده ها دریافت میکند برای مشتری یا کاربر
end user U استفاده کننده نهایی
end user U کاربر نهایی
user-friendly U که استفاده و کار با آن ساده است
end user U شخصی که از وسیله یا برنامه یا محصول استفاده خواهد کرد
dominant user U یکان مصرف کننده عمده
dominant user U استفاده کننده عمده
computer user U استفاده کننده کامپیوتر
common user U خدمات عمومی
common user U عمومی
common user U مشترک
multi level U چند سطحی
multi valued U چند ارز
multi-millionaire U بسیار پولدار
multi channel U چند کاناله
multi tasking U توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
multi tasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking U اجرای چندین کار
multi stage U چند طبقه
multi way machine U دستگاه چند راهه
multi way switch U کلید چند راهه
multi way switch U کلید تبدیل
multi chamber U نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
multi address U با چند نشانی
multi-storey U چندطبقه
multi-coloured U چندرنگه
multi-millionaires U بسیار ثروتمند
multi-millionaires U بسیار پولدار
multi-millionaire U بسیار ثروتمند
multi stage U چند مرحلهای
multi ply U چند لا
multi disk U مربوط به چندین نوع دیسک
multi meter U سنجه چند کاره
multi disk U وسیلهای که از اندازههای مختلف و قالبهای دیسک می خواند
multi mate U مالتی میت
multi pass U چند گذری
multi platform U که روی سخت افزارهای مختلف اجرا میشود
multi purpose U چند منظوره
multi contact U چند قطبی
multi programming U سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
multi disk U سیستمی که دیسک درایوهای نصب شده با اندازههای مختلف دارد
common user supplies U کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
common user items U کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
multiple user system U سیستم چند استفاده کننده
user oriented language U زبان استفاده کننده گرا
graphical user interface U استفاده میکند و به نرم افزار امکان کنترل آسانتر میدهد. دستورات سیستم که لازم به نوشتن نیستند
user cost of capital U هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
graphical user interface U واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل
graphical user interface U میانجی نگارهای کاربر
user defined function U عملکردی که توسط استفاده کننده تعریف شده است
user defined key U کلید تعریف شده توسط استفاده کننده
user programmable terminal U ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
highway user tax U مالیات حق عبور
common user items U امادمشترک
marginal user cost U هزینه استفاده نهائی یاهزینه بکارگیری نهائی
common user items U اقلام مشترک المصرف بین یکانها
common user items U اقلام عمومی
multi conductor cable U کابل چند رشتهای
multi conductor cable U کابل افشان
multi-ply yarn U نخ چند لا
multi-purpose ladder U نردبانچندمنظوره
multi line spectrum U طیف چند خطی
A multi-storey building. U ساختمان چندین طبقه
multi contact plug U دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
multi-chain necklaces U گردن بند چند زنجیره
multi level planning U برنامه ریزی چند سطحی
multi color recorder U نگارنده چند رنگ
multi layer coil U سیم پیچی چند لایه
multi jet blowpipe U بوری چند شعله
multi variate analysis U تحلیل چند متغیره
multi-ply plywood U تختهچندخط
multi grid tube U لامپ چند شبکه
multi electrode valve U لامپ چند قطبی
multi flame burner U اجاق چند شعله
multi layer weld U جوشکاری چند لایه
multi stage press U پرس چند طبقه
multi rate meter U کنتور با چند نرخ مختلف
multi strand machine U دستگاه چند رشتهای
multi statement line U خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
multi stage scaffolding U داربست چند طبقه
multi stage sampling U نمونه گیری چند مرحلهای
multi stage experiment U ازمایش چند مرحلهای
multi stage amplifier U امپلی فایر چند طبقه
multi stage amplifier U تقویت کننده چند طبقه
multi scan monitor U مشابه 6632
multi speed motor U موتور چند سرعتی
multi span bridge U پل چند دهانه
multi segment magnetron U ماگنترون با اند چند تیغهای
multi purpose vehicle U وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
multi purpose machine U ماشین چند کاره
multi terminal system U سیستمی که چندین ترمینال به یک CPU وصل شده اند
multi stage production U تولید چند مرحلهای
multi blade grap U قلاب چند تیغه
multi board computer U کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
multi bus system U معماری کامپیوتر که باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و یک باس کند تر بین CPU و سایر وسایل جانبی دارد
multi part stationery U کاغذ متمادی با چند ورق با هم یا همراه کاربن یا بدون کاربن
multi window editor U برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
multi circuit switch U کلید سری
multi tone horn U بوق با اصوات مختلف
multi prupose project U طرح چند منظوره
multi chamber klin U کوره چند محفظهای
common user net work U شبکه مخابراتی مشترک
multi strike printer ribbon U ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
multi span deap beam U تیر تیغه چند دهانه
multi-storey car park U پارکینگ طبقاتی
multi spindle drilling machine U ماشین مته با چند هرزگرد
multi-storey car park U پارکینگ چند طبقه
multi section type rotary switch U سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
perveance of a multi electrode valve(tub U پروه انس لامپ چند قطبی
Unimog [a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks] U یونیماک [حمل و نقل]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com