English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
multi part stationery U کاغذ متمادی با چند ورق با هم یا همراه کاربن یا بدون کاربن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stationery U کاغذی که برای استفاده در چاپگر ساخته شده است
stationery U شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
stationery U صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
stationery U یات دیگر توسط چاپگر وارد آن می شوند
stationery U لوازم التحریر
stationery U نوشت افزار
stationery office U اداره انتشارات پارلمانی ورسمی
stationery cabinet U کابینتثابت
multi U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi- U دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi- U سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi U سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi- U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi U دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi meter U سنجه چند کاره
multi way machine U دستگاه چند راهه
multi mate U مالتی میت
multi valued U چند ارز
multi level U چند سطحی
multi way switch U کلید چند راهه
multi way switch U کلید تبدیل
multi chamber U نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
multi channel U چند کاناله
multi contact U چند قطبی
multi disk U وسیلهای که از اندازههای مختلف و قالبهای دیسک می خواند
multi disk U سیستمی که دیسک درایوهای نصب شده با اندازههای مختلف دارد
multi disk U مربوط به چندین نوع دیسک
multi-millionaire U بسیار پولدار
multi-millionaire U بسیار ثروتمند
multi-millionaires U بسیار پولدار
multi-millionaires U بسیار ثروتمند
multi-coloured U چندرنگه
multi-storey U چندطبقه
multi pass U چند گذری
multi platform U که روی سخت افزارهای مختلف اجرا میشود
multi ply U چند لا
multi stage U چند طبقه
multi tasking U توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
multi tasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking U اجرای چندین کار
multi address U با چند نشانی
multi user U چند کاربری
multi stage U چند مرحلهای
multi programming U سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
multi purpose U چند منظوره
multi conductor cable U کابل افشان
multi-ply plywood U تختهچندخط
multi contact plug U دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
multi grid tube U لامپ چند شبکه
multi strand machine U دستگاه چند رشتهای
multi statement line U خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
multi flame burner U اجاق چند شعله
multi stage production U تولید چند مرحلهای
multi electrode valve U لامپ چند قطبی
multi conductor cable U کابل چند رشتهای
multi circuit switch U کلید سری
multi span bridge U پل چند دهانه
multi variate analysis U تحلیل چند متغیره
multi user system U سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
multi window editor U برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
multi board computer U کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
multi bus system U معماری کامپیوتر که باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و یک باس کند تر بین CPU و سایر وسایل جانبی دارد
multi tone horn U بوق با اصوات مختلف
multi chamber klin U کوره چند محفظهای
multi terminal system U سیستمی که چندین ترمینال به یک CPU وصل شده اند
multi stage sampling U نمونه گیری چند مرحلهای
multi color recorder U نگارنده چند رنگ
multi-purpose ladder U نردبانچندمنظوره
multi stage press U پرس چند طبقه
multi level planning U برنامه ریزی چند سطحی
multi speed motor U موتور چند سرعتی
multi prupose project U طرح چند منظوره
multi-ply yarn U نخ چند لا
multi segment magnetron U ماگنترون با اند چند تیغهای
multi scan monitor U مشابه 6632
multi rate meter U کنتور با چند نرخ مختلف
multi purpose vehicle U وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
multi line spectrum U طیف چند خطی
multi purpose machine U ماشین چند کاره
multi stage amplifier U تقویت کننده چند طبقه
multi-chain necklaces U گردن بند چند زنجیره
multi stage experiment U ازمایش چند مرحلهای
multi stage scaffolding U داربست چند طبقه
multi blade grap U قلاب چند تیغه
multi stage amplifier U امپلی فایر چند طبقه
A multi-storey building. U ساختمان چندین طبقه
multi jet blowpipe U بوری چند شعله
multi layer coil U سیم پیچی چند لایه
multi layer weld U جوشکاری چند لایه
multi-storey car park U پارکینگ چند طبقه
multi spindle drilling machine U ماشین مته با چند هرزگرد
multi-storey car park U پارکینگ طبقاتی
multi span deap beam U تیر تیغه چند دهانه
multi strike printer ribbon U ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
multi section type rotary switch U سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
perveance of a multi electrode valve(tub U پروه انس لامپ چند قطبی
Unimog [a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks] U یونیماک [حمل و نقل]
in part <idiom> U تا یک اندازه
for your part <adv.> U از طرف تو
on your part <adv.> U از طرف تو
themselves [for their part] <adv.> U از طرف آنها
on their part <adv.> U از طرف آنها
for their part <adv.> U از طرف آنها
on her part <adv.> U از طرف او [زن]
for her part <adv.> U از طرف او [زن]
for your part <adv.> U از سمت تو [از طرف تو]
on your part <adv.> U از سمت تو [از طرف تو]
for his part <adv.> U از طرف او [مرد]
on your part <adv.> U از طرف شماها
from your part <adv.> U از طرف شماها
for your part <adv.> U از طرف شماها
on my part <adv.> U از سوی من
for my part <adv.> U از سوی من
on my part <adv.> U از طرف من
for my part <adv.> U از طرف من
on your part <adv.> U از طرف شما
two part U کاغذ
take the part of U طرفداری کردن
take part U سهیم بودن
take part U سهیم شدن
take part U دخالت یا شرکت کردن
take part U مداخله کردن شرکت کردن
take part U دخالت کردن
part with each other U ازهم جدا شدن
part off U جدا کردن
on the other part U از طرف دیگر
on his part U از طرف او
name part U بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
two part U با ورقه اصلی وثانوی برای کپی
part way U تا اندازهای
part way U نیمه
for your part <adv.> U از طرف شما
as part of U بخشی از
on his part <adv.> U از طرف او [مرد]
to take part [in] U شرکت داشتن [در]
take part in <idiom> U درچیزی شرکت داشتن
A part of the whole . U جزئی از کل
part way U بخشی از راه
for my part U از سهم خودم
part U عضو
in part U تایک اندازه
part U سهم
part U قسمت
part U سهم ناحیه
part U نمایش یک بخش از صفحه و نه تمام آن
part U قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
in part U در یک قسمت
for the most part U اکثرا
for the most part U بیشتر
for my part U من که
better part U قسمت بیشتر
part U بخشی از چیزی
part U قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI
part U عضو نقطه
part U عنصر اصلی
part U قطعه یدکی
part U جزء
part U جزء مساوی
part U خرد جزء مرکب چیزی
part U بخش
part U پاره
part U مکان
part U اسباب یدکی اتومبیل
part U مقسوم
part U برخه
part U نقش بازگیر
part U قطعه
part U تفکیک کردن تفکیک شدن
part U جدا شدن
part U جداکردن
companion part U لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
imaginary part U قسمت موهومی [ریاضی]
imaginary part U بخش موهومی [ریاضی]
address part U جزء نشانی
imaginary part U مولفه موهومی [ریاضی]
companion part U لنگ
part and parcel <idiom> U قسمت مهمولازم
do one's bit (part) <idiom> U کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
companion part U میل لنگ
replacement part U زاپاس
To part ones hair . U فرق سر باز کردن
component part U جزء ساختمان
replacement part U قطعه یدکی
replacement part U مضایقه
part-time U برخه کاری
part-time U پاره وقت
part time U پاره وقت
part time U نیمه وقت
part time U برخه کاری
part time U برخه کار
part-time U برخه کار
to part one's hair U فرق سر خود را باز کردن
part [American E] U فرق سر [مدل مو]
replacement part U قطعه جایگزینی
address part جزء آدرس
address part U جز نشانی
part of speech U بخش گفتار
part song U آواز دسته جمعی بدون ساز
part of speech U ادات سخن
part-time U نیمه وقت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com