Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
multi line spectrum
U
طیف چند خطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
line spectrum
U
طیف خطی
line spectrum
U
بیناب خطی
spectrum line
U
خط طیفی
bright line spectrum
U
طیف خطی روشن
dark line spectrum
U
طیف خطوط تاریک
multi statement line
U
خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
spectrum
U
بینایی
spectrum
U
طیف
spectrum
U
خیال
spectrum
U
منظر شبح
spectrum
U
رنگهای مریی درطیف بین
spectrum
U
گستره تابش
spectrum
U
بیناب
spectrum
U
قالب
spectrum
U
حیطه عمل
spectrum of war
U
جنگ در تمام زمینه ها
input spectrum
U
بیناب یا طیف اولیه
spectrum of war
U
زمینه ها یا طیف جنگ
energy spectrum
U
طیف انرژی
spectrum analysis
U
تجزیه بیناب
infrared spectrum
U
طیف زیر قرمز
frequency spectrum
U
بیناب فرکانس
frequency spectrum
U
طیف فرکانس
absorption spectrum
طیف درآشامی
fraunhofer spectrum
U
طیف فرانهوفر
power spectrum
U
طیف توانی
flourescence spectrum
U
طیف فلوئورسانی
rotational spectrum
U
طیف چرخشی
energy spectrum
U
بیناب انرژی
emission spectrum
U
طیف نشری
electromagnetic spectrum
U
طیف الکترومگنتیک
electromagnetic spectrum
U
میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum
U
طیف الکترومغناطیسی
electric spectrum
U
طیف برقی
spectrum analyser
U
تجزیه کننده طیف
spectrum analysis
U
تجزیه طیف
input spectrum
U
طیف ورودی
ultreaviolet spectrum
U
طیف فرابنفش
diffraction spectrum
U
طیف پراش
band spectrum
U
بیناب نواری
band spectrum
U
طیف نواری
molecular spectrum
U
طیف مولکولی
acoustic spectrum
U
طیف صوتی
absorption spectrum
U
طیف جذبی
absorption spectrum
U
طیف جذب
absorption spectrum
U
خطوط جذبی
broad spectrum
U
طیف گسترده
visible spectrum
U
طیف مرئی
continuous spectrum
U
طیف انفصالی
discrete spectrum
U
طیف گسسته یا انفصالی
continuous spectrum
U
طیف پیوسته
continuous spectrum
U
طیف نشری
emission spectrum lines
U
خطوط نشری
high frequency region of a spectrum
U
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
multi
U
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi
U
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi
U
دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi-
U
دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi-
U
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi-
U
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi meter
U
سنجه چند کاره
multi-storey
U
چندطبقه
multi-millionaire
U
بسیار پولدار
multi way machine
U
دستگاه چند راهه
multi way switch
U
کلید چند راهه
multi-millionaire
U
بسیار ثروتمند
multi way switch
U
کلید تبدیل
multi-millionaires
U
بسیار ثروتمند
multi-coloured
U
چندرنگه
multi-millionaires
U
بسیار پولدار
multi platform
U
که روی سخت افزارهای مختلف اجرا میشود
multi contact
U
چند قطبی
multi disk
U
وسیلهای که از اندازههای مختلف و قالبهای دیسک می خواند
multi purpose
U
چند منظوره
multi stage
U
چند طبقه
multi stage
U
چند مرحلهای
multi channel
U
چند کاناله
multi disk
U
سیستمی که دیسک درایوهای نصب شده با اندازههای مختلف دارد
multi pass
U
چند گذری
multi level
U
چند سطحی
multi mate
U
مالتی میت
multi programming
U
سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
multi ply
U
چند لا
multi disk
U
مربوط به چندین نوع دیسک
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi valued
U
چند ارز
multi tasking
U
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
multi user
U
چند کاربری
multi chamber
U
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
multi address
U
با چند نشانی
multi tasking
U
اجرای چندین کار
multi layer weld
U
جوشکاری چند لایه
multi layer coil
U
سیم پیچی چند لایه
multi-ply plywood
U
تختهچندخط
multi level planning
U
برنامه ریزی چند سطحی
multi color recorder
U
نگارنده چند رنگ
multi-chain necklaces
U
گردن بند چند زنجیره
multi-purpose ladder
U
نردبانچندمنظوره
A multi-storey building.
U
ساختمان چندین طبقه
multi jet blowpipe
U
بوری چند شعله
multi grid tube
U
لامپ چند شبکه
multi conductor cable
U
کابل چند رشتهای
multi circuit switch
U
کلید سری
multi conductor cable
U
کابل افشان
multi contact plug
U
دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
multi bus system
U
معماری کامپیوتر که باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و یک باس کند تر بین CPU و سایر وسایل جانبی دارد
multi board computer
U
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
multi blade grap
U
قلاب چند تیغه
multi variate analysis
U
تحلیل چند متغیره
multi electrode valve
U
لامپ چند قطبی
multi flame burner
U
اجاق چند شعله
multi chamber klin
U
کوره چند محفظهای
multi part stationery
U
کاغذ متمادی با چند ورق با هم یا همراه کاربن یا بدون کاربن
multi scan monitor
U
مشابه 6632
multi stage press
U
پرس چند طبقه
multi stage production
U
تولید چند مرحلهای
multi stage sampling
U
نمونه گیری چند مرحلهای
multi-ply yarn
U
نخ چند لا
multi stage scaffolding
U
داربست چند طبقه
multi strand machine
U
دستگاه چند رشتهای
multi stage amplifier
U
تقویت کننده چند طبقه
multi window editor
U
برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
multi terminal system
U
سیستمی که چندین ترمینال به یک CPU وصل شده اند
multi tone horn
U
بوق با اصوات مختلف
multi user system
U
سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
multi stage experiment
U
ازمایش چند مرحلهای
multi purpose vehicle
U
وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
multi purpose machine
U
ماشین چند کاره
multi rate meter
U
کنتور با چند نرخ مختلف
multi prupose project
U
طرح چند منظوره
multi segment magnetron
U
ماگنترون با اند چند تیغهای
multi span bridge
U
پل چند دهانه
multi speed motor
U
موتور چند سرعتی
multi stage amplifier
U
امپلی فایر چند طبقه
multi span deap beam
U
تیر تیغه چند دهانه
multi spindle drilling machine
U
ماشین مته با چند هرزگرد
multi strike printer ribbon
U
ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
multi-storey car park
U
پارکینگ طبقاتی
multi-storey car park
U
پارکینگ چند طبقه
multi section type rotary switch
U
سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
perveance of a multi electrode valve(tub
U
پروه انس لامپ چند قطبی
Unimog
[a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks]
U
یونیماک
[حمل و نقل]
line by line analysis
U
تجزیه سطر به سطر
line to line spacing
U
فاصله سطور
line to line fault
U
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
U
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault
U
تماس خطوط
line to line voltage
U
ولتاژ زنجیر شده
line to line voltage
U
ولتاژ بین دو خط
line by line milling
U
فرز کردن سطر به سطر
line by line milling
U
فرز کردن سطری
line to line fault
U
اتصال کوتاه دوقطبی
line up
<idiom>
U
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
on line
U
مستقیم
by-line
U
خط دوم یافرعی
by line
U
کار یاشغل اضافی وزائد
by line
U
خط فرعی راه اهن
by line
U
خط دوم یافرعی
line
U
اتصال فیزیکی به ارسال داده
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
line
U
شعبه
on line
U
متصل
by-line
U
خط فرعی راه اهن
to come in to line
U
در صف امدن
out of line
<idiom>
U
ناصحیح
line
U
: خط
line
U
طناب سیم
in line
<idiom>
U
با محدودیت متداول
out of line
U
خارج از خط جبهه
on line
U
مورداستعمال
on line
U
درون خطی
line
U
سطر
line
U
ردیف
line
U
رشته بند
line
U
ریسمان
by-line
U
کار یاشغل اضافی وزائد
line
U
رسن
to come in to line
U
موافقت کردن
line
U
محصول
line
U
لاین
line
U
: خط کشیدن
line by line
U
سطر به سطر
line
U
سیم
line
U
خط انداختن در
line
U
خط دار کردن
line
U
بخط کردن
line
U
اراستن
line
U
ترازکردن
line
U
استرکردن
line
U
پوشاندن
line
U
خط
line
U
طناب خط
line
U
خط صف
line
U
صفی در خط
line
U
لجام
line
U
دهنه
line
U
جبهه جنگ
the line
U
صف
down the line
U
ضربه از کنار زمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com