English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
movement pattern U الگوی حرکتی
movement pattern U انگاره حرکتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
movement U حرکت دادن
movement U نهضت
movement U وزن ضرب
movement U گردش
movement U تغییرمکان
movement U حرکت
movement U تکان
movement U جنبش
movement U گردش جابجا کردن تحرک
movement U تغییر دادن محل چیزی
movement U فایل که تغییر اخیر را تراکنشهای رکورد را ذخیره میکند تا برای بهنگام سازی فایل اصلی استفاده شود
pattern U ردیف بندی
pattern U الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند
pattern U محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
pattern U مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
to pattern out U نمونه شدن برای
pattern U انگاره
pattern U شیوه
pattern U نقش
pattern U الگو
pattern U بعنوان الگو بکاربردن
pattern U طرح ساختن
pattern U نقشه ساختن
pattern U تقلیدکردن
pattern U همتا بودن
pattern U بعنوان نمونه یا سرمشق بکار رفتن نظیربودن
pattern U خصوصیات
pattern U خصوصیات فردی
pattern U الگو صفات فردی
pattern U طرح
pattern U نمونه
pattern U الگوقالب
pattern U نقشه شکل
pattern U بطور نمونه ساختن
pattern U گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
pattern U نقش ونگار
pattern U نقشه طرح اصابت گلوله ها
pattern U سرمشق
pattern U انگاره نقش
motor movement U عمل حرکتی
movement along a curve U حرکت در روی یک منحنی
movement control U کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
movement credit U نوبت حرکت
movement credit U وقت پیش بینی شده و تعیین شده برای حرکت یک ستون
movement order U دستور حرکت
movement table U جدول حرکت ستونهای موتوری
movement to contact U حرکت به اخذ تماس
missing movement U ترک ستون نظامی
missing movement U غیبت از ستون نظامی
mass movement U جنبش تودهای
turning movement U احاطه دورانی
forced movement U حرکت اجباری
gamma movement U حرکت گاما
human movement U حرکت انسان
induction movement U دستگاه اندازه گیری القائی
initial movement U نخستین اقدام
initial movement U نهضت اول پیشقدمی
intentional movement U حرکت عمدی
labor movement U جنبش کارگری
labor movement U نهضت کارگری
linear movement U حرکت خطی
movement to contact U حرکت به تماس
offensive movement U حرکت تهاجمی شمشیرباز
peristaltic movement U حرکت دودی
tactical movement U حرکات تاکتیکی
tactical movement U نقل و انتقال نظامی
turning movement U حرکت دورانی
uniform movement U جنبش یکسان
voluntary movement U حرکت ارادی
pincer movement U حملهدوطرفهبصورتهمزمان
women's movement U تلاشبرایتحققآزادیزنان
revivalist movement U جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
revivalist movement U جنبش اصول بیداری مذهبی
Aesthetic Movement U [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
movement off-the-ball U بازی بدون توپ [تمرین ورزش فوتبال]
support movement U تغییر مکان تکیه گاه
saccadic movement U حرکت جهشی
peristaltic movement U جنبش کرم وار
physical movement U حرکت بدنی
physical movement U حرکت جسمانی
reform movement U جنبش یا نهضت برای اصلاحات
relative movement U حرکت نسبی
retrograde movement U حرکات به عقب
retrograde movement U عملیات عقب روی
rhytmic movement U حرکت موزون
road movement U راهپیمایی
road movement U حرکات روی جاده
ease of movement U سهولت
delta movement U حرکت دلتا
brownian movement U حرکت براونی
movement response U پاسخ حرکت
downward movement U حرکت رو به پایین
an onward movement U جنبش سوی پیش
ease of movement U مانور
ease of movement U سهولت حرکت راحتی مانور
administrative movement U حرکت اداری
actual movement U حرکت حقیقی
capital movement U حرکت سرمایه
expressive movement U حرکت بیانگر
absolute movement U حرکت مطلق
pattern making U نمونه سازی
pattern plate U صفحه مدل
radiation pattern U الگوی تابش
bravo, pattern U شکلی که حرارت سنج اب درعمق کمتر از 001 فاتوم نشان میدهد
bit pattern U الگوی بیتی
pattern recognitation U تشخیص الگو
pattern shop U کارگاه مدل سازی
pattern making U مدل سازی
pattern recognition U الگوشناسی شناسایی الگو
pattern recognition U تشخیص الگو
pattern of development U الگوی توسعه
pattern offense U موضعگیری در برابر حریف
pattern recognition U الگو شناسی
key pattern U زنجیره یونانی
bit pattern U الگوی ذرهای
bar pattern U ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
attack pattern U ارایش تک
key pattern U زبانه یونانی
move of pattern U [وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
Herati pattern U طرح هراتی [در این طرح گل ها در قالب شکل لوزی خود را نشان داده و تمامی متن فرش را در بر می گیرند. برگ ها از چهارسو به سمت خارج امتداد داده شده و با لوزی های مجاور خود متقارن می شوند.]
diaper pattern U طرح گل و بلبل تکراری [بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
cane pattern U طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد
Afshan [all-over pattern] U طرح افشان [با حالت های پیچشی و یا زوایای هندسی و ترکیبی از گل ها و شکوفه ها که نشان دهنده و عدم محدودیت در طرح است. گاه با طرح های دیگر مثل میناخانی، بوته، هراتی، بندی و گل و بته ترکیب می شود]
punch and pattern U سوراخوحککردن
fallout pattern U شکل ریزش
test pattern U طرح ازمایشی
target pattern U شکل هدف مسیر تک هواپیما به هدف
target pattern U شکل قرار گرفتن هدف
antenna pattern U انتشار انتن
antenna pattern U طرح انتشارامواج انتن
stimulus pattern U طرح محرک
attack pattern U الگوی تک
activation pattern U طرح برانگیختگی
disruptive pattern U اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
energy pattern U الگوی انرژی
energy pattern U نقشه انرژی
herringbone pattern U طرح جناغی
holding pattern U کنترل هواپیما برای پرواز دریک مسیر پیش بینی شده
effective pattern U منطقه اثر موثر
effective pattern U منطقه اصابت موثر
deflection pattern U مستطیل انحراف
dispersion pattern U شکل پراکندگی
factor pattern U طرح عاملی
deflection pattern U مستطیل پراکندگی سمتی پراکندگی سمتی
drilling pattern U نمونه مته کاری الگوی مته کاری
demand pattern U الگوی تقاضا
drilling pattern U طرح مته کاری
dispersion pattern U مستطیل پراکندگی طرح پراکندگی
crosshatch pattern U طرح شطرنجی
controlled pattern U بارریزی کنترل شده هوایی بارریزی با استفاده ازگسترش معین چترها
pattern maker U قالب ساز
pattern laying U مین گذاری طراحی شده
pattern laying U مین گذاری مدل دار
pass pattern U مسیر منحنی که گیرنده پاس برای گرفتن توپ طی میکند
pattern lady U بانویی که سرمشق بانوان دیگر باشد
pattern generator U مولد تعمیر کار
pattern maker U طرح ساز
pattern bombing U بمباران پوشش کننده هدف بمباران پوشاننده
fallout pattern U نمونه ریزش اتمی
fine miscle movement U حرکت فریف عضلانی
air movement section U قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
air movement section U قسمت حرکات هوایی
free movement of capital U ازادی جابجایی سرمایه
air movement of patients U ترابری هوایی بیماران
air movement of patients U ترابری بیماران از طریق هوا
freight movement [American E] U رفت و آمد بار
air movement column U ستون حرکت هوایی
freight movement [American E] U حمل و نقل بار
Have you had a blowle movement today ? U شکمتان امروز کار کرده ؟
air movement column U ستون هوایی
dog leg movement U حرکت زیگزاگی
road movement table U جدول راهپیمایی
cursor movement keys U کلیدهای حرکت مکان نما
daily movement summary U خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
data movement time U زمان صرف شده برای انتقال داده به دیسک
road movement graph U گرافیک راهپیمایی
road movement graph U منحنی مسیر راهپیمایی
cursor movement keys U کلیدهای جهت
positive movement reflex U بازتاب حرکت گرایشی
road movement table U جدول حرکت و راهپیمایی
commercial air movement U پرواز دادن با هواپیمای غیرنظامی حمل و نقل باهواپیمای غیرنظامی
negative movement reflex U بازتاب گریز
commercial water movement U حرکت دادن با کشتی غیرنظامی
commercial water movement U حمل و نقل با کشتیهای شخصی
arsonval meter movement U سنجه ارسنوال
pattern milling attachment U تجهیزات فرز مدل
fundamental motor pattern U انگاره بنیادی حرکت
weft-face pattern U [بافت پود نما که بیشتر در پارچه و گلیم بکار می رود.]
fundamental motor pattern U الگوی بنیادی حرکت
pattern perception test U ازمون ادراک طرحها
pattern construction drawing U الگوی نقشههای ساختمانی
photo pattern generation U تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
battery groung pattern U وضع قرار گرفتن توپها درموضع تیر
developmental motor pattern U الگوی حرکت تکوینی
spot pattern test U ازمون طرح نقطه ها
sport skill pattern U الگوی مهارت ورزشی
pattern start key U کلیدشروعبافت
stitch pattern memory U حافظهبافتودوخت
weaving pattern brush U مجموعهبرسموجدار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com