Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
monetary assets
U
دارائیهای پولی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
monetary
U
مالی
non monetary
U
غیر نقدی
monetary value
U
ارزش پولی
monetary
U
پولی
value of assets
U
ارزش دارائی ها
assets
U
موجودی
assets
U
مال و اموال
assets
U
که در برنامههای کاربردی چند منظوره به کار می روند
assets
U
دارائی
assets
U
موجودی شخص ورشکسته
assets
U
مواد لازم
assets
U
وسایل
assets
U
اجزای داده جدا
assets
U
ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
assets
U
مایملک دارایی
assets
U
دارائیها
monetary control
U
نظارت پولی
monetary convention
U
اتحاد ارزی
monetary deflation
U
انقباض پولی
monetary deflation
U
محدودیت پولی
monetary expansion
U
افزایش پول
monetary economy
U
اقتصاد پولی
monetary control
U
کنترل پولی
monetary contraction
U
تقلیل پول
monetary contraction
U
کاهش پول
monetary base
U
پایه پولی
monetary base
U
مبنای پولی
monetary authorities
U
مقامات پولی
is a monetary sign
U
انگلیسی است
is a monetary sign
U
نشان پول
monetary expansion
U
توسعه پولی
monetary incentive
U
مشوق پولی
monetary inflation
U
تورم پولی
monetary unit
U
واحد پول
monetary unit
U
واحد پولی
monetary targets
U
اهداف پولی
monetary system
U
سیستم پولی
monetary stand
U
عیار قانونی مسکوکات
monetary sector
U
بخش پولی
monetary school
U
مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
monetary school
U
مکتب پولی
monetary restriction
U
محدودیت پولی
monetary reserves
U
ذخائر پولی
monetary policy
U
سیاست پولی
monetary instruments
U
ابزارهای پولی
Monetary systems.
U
سیستم های پولی ( مالی )
monetary convention
U
اتحاد پولی
dedicated assets
U
دارایی وقف شده
assets and equities
U
دارایی ودیون
assets and liabilities
U
دارائیها و بدهیها
capital assets
U
دارایی طویل المده اعم ازمالی واعتباری
capital assets
U
اموال سرمایهای
current assets
U
دارایی جاری
current assets
U
پول نقد یامالیات یا عوارضی که درحدود یک سال پس از بستن ترازنامه قابل وصول باشد
current assets
U
دارائیهای جاری
nonmonetary assets
U
دارائیهای غیر پولی
pipeline assets
U
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
assets and equities
U
ترازنامه
assets and equities
U
بیلان
tangible assets
U
داراییهای قابل لمس
tangible assets
U
دارائیهای مادی
tangible assets
U
دارائی مرئی
tangible assets
U
دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
tangible assets
U
دارائیهای مرئی
real assets
U
دارائیهای واقعی
quick assets
U
موجودی نقدشو
defferential assets
U
هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
intangible assets
U
دارائیهای نامرئی
frozen assets
U
دارائیهای مسدود
fixed assets
U
دارائیهای ثابت
frozen assets
U
دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
intangible assets
U
دارائیهای غیرمادی
intangible assets
U
دارائیهای غیرمرئی
intangible assets
U
دارائیهای ناملموس
fixed assets
U
درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
fixed assets
U
داراییهای ثابت
invisible assets
U
دارائیهای نامرئی دارائیهای غیرقابل رویت
cash assets
U
داراییهای نقدی
financial assets
U
دارائیهای مالی
financial assets
U
موجودی مالی
liabilities and assets
U
بدهی و دارایی
liquid assets
U
دارائیهای نقدی
tools of monetary policy
U
ابزار سیاست پولی
international monetary reserves
U
ذخائر پولی بین المللی
european monetary agreement
U
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
international monetary fund
U
صندوق بین المللی پول
expansionary monetary policy
U
سیاست پولی انبساطی
contractionary monetary policy
U
سیاست پولی انقباضی
restrictive monetary policy
U
سیاست پولی انقباضی
european monetary system
U
سیستم پولی اروپایی
european monetary fund
U
صندوق پولی اروپا
pure monetary policy
U
سیاست پولی خالص
assets liabilities technique
U
شیوه محاسن- معایب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com