Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mixed system
U
نظام مختلط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mixed up
U
گیجشدن قاطیکردن
get mixed up
<idiom>
U
گیج شدن
(get or become) mixed up
<idiom>
U
گیج شدن ،سردرگم شدن
mixed
U
مرکب
mixed
U
مختلط
mixed
U
امیخته
mixed
U
توام
mixed
U
یکان مختلط
mixed
U
مخلوط
mixed
U
قاتی
mixed
U
درهم
mixed bag
U
هرچیز قاتی پاتی
mixed bag
U
جورواجور
mixed air
U
توام هوا
mixed bag
U
آش شله قلمکار
applied or mixed
U
ریاضیات علمی
mixed semiconductor
U
نیمرسانای مخلوط
mixed ability
کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
mixed blessing
U
کمکحاللذتبخشودرعینحالگاهیمشکلساز
mixed farming
U
مزرعهمخصوصکاشتمحصولونگهداریحیوانات
mixed grill
U
نوعیغذایکبابی
mixed doubles
U
پینگ پنگ یاتنیس 2 نفره مختلط
mixed doubles
U
دونفره مختلط
mixed school
U
اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
mixed bathing
U
اب تنی مرد و زن با هم
mixed capitalism
U
سرمایه داری مختلط
mixed capitalism
U
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
mixed marriage
U
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
mixed mode
U
باب امیخته
mixed number
U
عدد مرکب
mixed number
U
عدد امیخته
mixed number
U
عددمختلط
mixed pairs
U
مسابقه تیمهای اسکیت دونفره زن و مرد
mixed policy
U
بیمه نامه مختلط
mixed reinforcement
U
تقویت مختلط
mixed strategy
U
استراتژی مختلط
mixed strategy
U
استراتژی ترکیبی
mixed tides
U
کشندهای امیخته
mixed highs
U
بسامدهای زیاد مخلوط شده
mixed laws
U
قوانین مربوط به اشخاص واموال economy mixed
mixed graze
U
توام زمین
mixed crystal
U
کریستال مخلوط
mixed crystal
U
کریستال امیخته
mixed environment
U
محیط درهم
mixed flow
U
جریان مرکب
mixed foursome
U
بازی گلف دو تیم دو نفره زن و مرد
mixed gas
U
گاز امیخته
mixed gas
U
گاز مخلوط
mixed glue
U
چسب مخلوط
mixed glue
U
چسب ترکیبی
mixed goods
U
کالاهای مختلط
mixed government
U
حکومت مختلط
mixed government
U
حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
random mixed
U
مخلوط شدن به طور شانسی
mixed economy
U
سیستم اقتصادی که در ان روشهای کاپیتالیستی و سوسیالیستی در جوار هم به کار گرفته شود
mixed economies
U
سیستم اقتصادی که در ان روشهای کاپیتالیستی و سوسیالیستی در جوار هم به کار گرفته شود
mixed economy
U
اقتصاد مختلط
mixed economies
U
اقتصاد مختلط
mixed mode experssion
U
عبارت امیخته یاب
mixed mode macro
U
درشت دستور امیخته باب
mixed crude oil
U
نفت خام مخلوط
ready mixed concrete
U
بتن اماده
mixed radix notation
U
نشان گذاری امیخته مبنا
mixed cerebral dominance
U
برتری نامتمایز مخ
mixed cell refernce
U
ارجاع سل ترکیبی
mixed cycle engine
U
موتور سرسرخ
transit mixed concrete
U
بتن اماده
ready mixed paints
U
رنگهای مخلوط اماده
mixed column line graph
U
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed column line chart
U
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
linear system
[system of linear equations]
U
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
Dont confuse the issue . Dont get it all mixed up .
U
شلوغش نکن
system
U
نظام سیستم
system
U
تشکیلات
system
U
روش اصول
system
U
ترتیب
system
U
مجموعه سازمان
system
U
منظومه
value system
U
نظام ارزشها
system
U
سازمان
system
U
سلسله رشته
system
U
طریقه
system
U
همستاد روش
system
U
همست
system
U
سیستم
system
U
سامانه
c.g.s. system
U
دستگاه سگث
system
U
طرز روش
system
U
دستگاه
system
U
جهاز
system
U
طرز اسلوب
system
U
نظام
the system of
U
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
the system of
U
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
system
U
نظم منظومه
system
U
قاعده رویه
p system
U
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system
U
نظم ترتیب
system
U
اصول وجود
system
U
سازگان
system
U
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
U
اسلوب
system
U
سلسله
an system
U
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
cw system
U
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system
U
رشته دستگاه
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
one component system
U
سیستم یک جزیی
planning system
U
نظام برنامه ریزی
on line system
U
سیستم درون خطی
point system
U
شرط بندی براساس امتیاز
phonetic system
U
سیستم صوتی
power system
U
شبکه نیرو
polyphase system
U
دستگاه چندفاز
organ system
U
دستگاه
operating system/
U
سیستم عامل دو
planetary system
U
شمسی
planetary system
U
سیستم خورشیدی
orthorhomobic system
U
دستگاه راست گوشه
rhombic system
U
دستگاه راست گوشه
open system
U
سازگان باز
open system
U
نظام باز
parallel system
U
شبکه موازی
payroll system
U
سیستم پرداخت حقوق
open system
U
سیستم باز
physiocratic system
U
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
power system
U
سیستم قدرت سیستم انرژی
practical system
U
دستگاه یکانهای عملی
price system
U
نظام قیمت
respiratory system
U
دستگاه تنفسی
redox system
U
سیستم اکسایش- کاهش
recoil system
U
سیستم عقب نشینی توپ
recoil system
U
دستگاه دافع توپ
rotation system
U
توزیع تناوبی
recoil system
U
سیستم دافع
rationing system
U
نظام سهمیه بندی
rationing system
U
نظام جیره بندی
railway system
U
سیستم راه اهن
railway system
U
شبکه راه اهن
railroad system
U
سیستم راه اهن
rhombohedral system
U
دستگاه لوزوجهی
quota system
U
نظام سهمیه بندی
price system
U
نظام قیمتی
price system
U
نسبت و رابطه قیمتها با هم
ptolemaic system
U
هئیت بطلیموسی
quantized system
U
دستگاه کوانتایی
quota system
U
سیستم سهمیهای
serfdom system
U
نظام رعیتی
secure system
U
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
second signal system
U
دستگاه علامتی دوم
russian system
U
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
road system
U
شبکه راهسازی
road system
U
شبکه راهها
ragozin system
U
سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
inquiry system
U
سیستم پرسش- پاسخ
management system
U
سیستم اداره
market system
U
نظام بازار
maroczy system
U
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
mature system
U
سیستم کامل
total system
U
سیستم کامل
measuring system
U
سیستم سنجش
merit system
U
نظام شایستگی نگر
microcomputer system
U
سیستم ریزکامپیوتری
miniature system
U
خرده نظام
oblique system
U
سیستم مایل
magnet system
U
سیستم اهنربایی
mksa system
U
دستگاه مکثا
management system
U
سیستم مدیریت
makagonov system
U
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
integrate system
U
سیستم مجتمع
interactive system
U
سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system
U
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system
U
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
interphone system
U
سیستم تلفنی
irrigation system
U
شبکه ابیاری
isolated system
U
سیستم منزوی
limbic system
U
دستگاه کناری
london system
U
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
lymphatic system
U
دستگاه لنفاوی
magnetic system
U
سیستم مغناطیسی
mnemonic system
U
نظام یادیار
modern system
U
نظام نوین
multiprocessing system
U
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessing system
U
سیستم چند پردازی
multiprocessing system
U
سیستم پردازش چند گانه
multiprogramming system
U
سیستم عملکرد چند برنامهای
multiprogramming system
U
سیستم برنامه سازی چندگانه
multiuser system
U
سیستم چند استفاده کننده سیستم چند کاربر
neurovegetative system
U
دستگاه اعصاب نباتی
non quantized system
U
دستگاه ناکوانتایی
non quantized system
U
دستگاه کلاسیک
number system
U
سیستم عدد نویسی
number system
U
سیستم عددی
numeral system
U
سیستم عددی
multiplex system
U
سیستم چندگانه
multiplex system
U
سیستم چند سیمه
modern system
U
نظام جدید
modular system
U
سیستم پیمانهای
modulation system
U
سیستم مدولاسیون
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com