English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mirror carpet U طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
carpet U فرش
carpet U قالی
carpet U زیلو
to be on the carpet U مطرح بودن
carpet value U ارزش قیمتی فرش
outside mirror U آینهبغل
mirror U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirror U اینه
mirror U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirror U ایینه
mirror U ایجاد کپی دقیق
carpet loom U دار قالیبافی که بصورت افقی، ثابت و یا گردان تهیه می شود و شامل تیرک ها و پیج و مهره ها می شود
carpet washing U قالی شویی
carpet market U بازار فرش
carpet materials U مواد اولیه فرش
carpet moth U بید فرش که خصوصا در جاهای تاریک و کم نور الیاف پشم فرش را مورد حمله قرار می دهد
carpet showroom U نمایشگاه و غرفه فرش
carpet thinckness U کلفتی یا ضخامت فرش
carpet exporter U صادرکننده فرش
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
carpet beetle U نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود
stair carpet U فرش راه پله
carpet sweeper U جاروی فرش پاک کن
carpet sweepers U جاروی فرش پاک کن
felt carpet U زیرانداز
carpet slipper U دمپاییراحتی
call on to the carpet <idiom> U مورد مواخذه قرارگرفتن
red carpet U علامت پذیرایی مخصوص
Ardabil carpet U فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
carpet washing U شستن فرش
carpet weaving U بافتن فرش
landscape carpet U فرش دور نما [فرش چشم انداز] [عده ای آن را طرح گورستان می نامند با عقیده به اینکه این طرح در مراسم تدفین بکار می رفته است. نمای کلی فرش جلوه ای از خانه ها و درختان و حالت عادی زندگی را نشان داده.]
table carpet U فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
Zeigler carpet U فرش زیگلر [فرش طاقی]
carpet-bedding U [گلکاری به روش قرن نوزدهم میلادی]
carpet sweeper U جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
Persian carpet U قالی ایرانی
greige carpet U فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
Gohar carpet U فرش گوهر [این فرش که توسط بافنده ای به همین نام از اهالی ارمنستان وسیه بافته شده از فرش های شاخص و کلیدی این منطقه محسوب شده و طرح آنرا مربوط به قره باغ می دانند.]
carpet width U پهنا و عرض فرش
carpet workshop U کارگاه قالیبافی
carpet-dyer U رنگرز قالی
carpet weight U وزن فرش
Chelsea carpet U فرش های با نقش لهستانی مربوط به قرن شانزدهم میلادی
circular carpet U قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
coronation carpet U فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
Dudley carpet U فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
felt carpet U فرش نمدی
carpet weaver U قالی باف
magic carpet U فرشجادوئی
carpet bombing U توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
carpet beetle U بالشتک مار
carpet beetle U بالشک مار
carpet bag U خرجین
red carpet U تشریفات و احترامات رسمی
prayer carpet U سجاده
carpet bombing U بمباران منطقهای
mirror finish U براق
mirror effect U اثرتقارن
mirror finish U درخشان
mirror effect U اثر اینهای
mirror frame U جعبه اینه
mirror galvanometer U گالوانومتر ائینه دار
mirror glass U شیشه اینه
mirror image U تصویر قرینه
mirror instrument U دستگاه اینه دار
convex mirror U اینه محدب
mirror reading U وارونه خوانی
mirror drawing U نقاشی از ایینه
magic mirror U اینه غیب نما اینه شعبده
magic mirror U ایینه دور نما
mirror image تصویر آیینه ای
mirror images U تصویر قرینه
mirror images U تصویر ایینهای
illuminated mirror U چراغآینه
convex mirror U اینه کوژ
deflection mirror U اینه انحراف
dichroic mirror U اینه دو رنگ نما
driving mirror U اینه اتومبیل
driving mirror U اینه عقب اتومبیل
electron mirror U اینه الکترونی
mirror symmerty U تقارن ایینهای
sconce mirror U اینه دیوار کوب
secondary mirror U دومینآینه
rearview mirror U آینهدیدپشت
reading mirror U آینهمخصوصخواندن
primary mirror U آئینهابتدائی
outside mirror control U کنترلکنندهآینهبیرونی
spherical mirror U اینه کروی
main mirror U آینهاصلی
index mirror U آینهنما
illumination mirror U آینهروشنساز
horizon mirror U آینهافقی
flat mirror U آئینهپهن
sconce mirror U ایینه دیواری
side mirror U آینهجانبی
sighting mirror U آینهکناری
mirror tracing U ترسیم از ایینه
This mirror is very dull . U این آینه خیلی مات است
mirror effect U اثر انعکاسی
parabolic mirror U اینه سهمی وار
mirror writing U وارونه نویسی
vanity mirror U آینهآرایش
carpet and floor brush U جارویکفوفرش
To snake the dust off the carpet. U خاک قالی را تکان داد (تکاندن )
roll out the red carpet <idiom> U حسابی پذیرایی کردن
Iran Carpet Company U شرکت سهامی فرش ایران
roll out the red carpet <idiom> U برای خوشآمد فرش زیرپای مهمان پهن کردن
To rinse the prayer carpet . <proverb> U جا نماز آب کشیدن .
carpet exporters union U اتحادیه صادرکنندگان فرش
mirror plane of symmetry U صفحه تقارن اینهای
trail-view mirror U آینهبغلتریلی
rear-view mirror U آیینهی جلو
rear-view mirror U آیینهی عقبنما
concave spherical mirror U اینه کروی مقعر
rear-view mirror U آیینهی پسنما
concave spherical mirror U اینه کروی کاو
dual swivel mirror U آینهبازشو
main reflex mirror U آینهانعکاساصلی
plane of mirror symmetry U صفحه تقارن اینهای
mirror backed screen U صفحه تصویر الومینیمی
Imperial Silk Hunting Carpet U فرش شکارگاهی ابریشمی درباری [این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
mirror writing shadow reading U کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com