Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
military platform
U
سکوی نظامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
platform
U
سکو
platform
U
سکوی شیرجه
platform
U
تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
platform
U
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platform
U
نوع استاندارد سخت افزار که محدوده مشخص از کامپیوترها را می سازد
platform
U
پایه
platform
U
پایگاه
platform
U
سکوی ایستگاه راه آهن
platform nu
U
شمارهسکو
where is the platform 3?
U
سکوی شماره 3 کجاست؟
platform 3
U
سکوی شماره 3
platform
U
رسانگر حامل گیرنده
platform
U
کف راه جایگاه خطابه
platform
U
سخن رانی کردن
platform
U
خط مشی
platform
U
مرام
platform
U
صحن
platform
U
درجای بلند قرار دادن
platform
U
پایه نصب
platform
U
سطحه
platform entrance
U
سکویورود
platform ladder
U
نردبانسکویی
passenger platform
U
سکویمسافرین
platform trolley
U
چرخدستیسکویی
production platform
U
سکویتولیدات
station platform
U
سکویایستگاه
lifting platform
U
صفحه بالابر
weighing platform
U
صفحهوزنه
oil platform
U
سکوینفتی
launching platform
U
launcher
hardware platform
U
پایگاه سخت افزار
load platform
U
سکویبار
jack-up platform
U
سکویبالابر
fixed platform
U
سکویثابت
multi platform
U
که روی سخت افزارهای مختلف اجرا میشود
platform car
U
واگن بی لبه
platform independence
U
استقلال پایهای
platform load
U
بار اماده برای بارریزی هوایی
platform load
U
بار سکودار
platform load
U
بار کف دار
pouring platform
U
سطح ریزش
space platform
U
پایگاه فضایی
stairs with a platform
U
پلکان با پاگرد
starting platform
U
سکوی شروع
stepped platform
U
صفحه پله دار
bath platform
U
سکویحمام
camera platform
U
سکویدوربین
space platform
U
ایستگاه فضایی
platform shelter
U
سایبانسکو
flight platform
U
سکوی پرواز
aerial platform
U
سکوی مخصوص بارریزی هوایی
baffle platform
U
کف ارام کننده
aerial platform
U
سکوی مخصوص پرتاب بار با چتر
airdrop platform
U
سکوی بارریزی هوایی
connectivity platform
U
برنامه اتصال
compass platform
U
bridge
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
air delivery platform
U
پالت مخصوص بارریزی هوایی
camera platform lock
U
محلقفلدوربینبهپایه
Is this the right platform for the train to London?
U
آیا این سکوی قطار لندن است؟
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
platform pallet truck
U
چرخمسطحسکویی
semi-submersible platform
U
سکوینیمهشناور
What platform does the train to York leave from?
U
قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
What platform does the train from York arrive at?
U
قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
military
U
سربازی
military
U
جنگی ارتش
military
U
نظام
military
U
نظامی
military
U
ارتشی
military
U
مربوط به نظام
the military profession
U
کار نظامی
military testament
U
وصیتنامه نظامی
military symbols
U
علایم قراردادی نظامی
military strategy
U
فنون سوق الجیشی نظامی
military strategy
U
استراتژی نظامی
military spending
U
مخارج نظامی
military specifications
U
کدتخصصی نظامی
military specifications
U
خصوصیات نظامی
military services
U
نیروهای نظامی وابسته به نیروهای مسلح
military services
U
قسمتهای نظامی
military resources
U
منابع نظامی
military psychology
U
روانشناسی نظامی
military posture
U
وضعیت نظامی
politico military
U
عملیات سیاسی نظامی
military training
U
اموزش نظامی
the military profession
U
کار نظام
to enter the military
U
داخل نظام شدن
military communica
U
ارتباطاتنظامی
military campaign
U
لشکرکشی
[ارتش]
politico military
U
امور سیاسی نظامی
military service
U
خدمت نظام وفیفه
Military operations.
U
عملیات نظامی
military device
U
اسباب ارتشی
A military band.
U
دسته موزیک نظامی
military training
U
تعلیم نظامی
military testament
U
وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
military posture
U
ارایش نظامی
military service
U
خدمت زیر پرچم
military body
U
هیئت نظامی
military body
U
هیئت رئیسه نظامی
military channel
U
سلسله مراتب نظامی
military channel
U
چانل نظامی مجرای نظامی
military clock
U
ساعت یا وقت نظامی
military college
U
دانشکده افسری
military comission
U
هیئت نظامی
military comission
U
کمیسیون نظامی
military convention
U
اتحاد نظامی
military court
U
دادگاه نظامی
military courtesy
U
اداب معاشرت نظامی
military attache
U
وابسته نظامی
military assistance
U
کمک نظامی
military service
U
خدمت نظامی
military service
U
نظام وفیفه
by military force
U
با نیروی نظامی
counter military
U
ضد عملیات نظامی
counter military
U
مقابله باعملیات نظامی
military police
U
دژبان
military tribunal
U
دادگاه نظامی
military adviser
U
مستشار نظامی
military advisor
U
مستشار نظامی
military area
U
منطقه نظامی
military area
U
حوزه جغرافیایی نظامی
military courtesy
U
رفتارو اداب نظامی
military courtesy
U
احترامات نظامی
military courtesy
U
شئونات نظامی
military grid
U
شبکه مختصات نظامی
military grid
U
شبکه نظامی
military impedimenta
U
شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
military intelligence
U
اطلاعات نظامی
military intervention
U
مداخله نظامی
military justice
U
دادسرای نظامی
military justice
U
دادرسی نظامی
military justice
U
قوانین جزایی ارتش
military occupation
U
اشغال نظامی یک منطقه
military governor
U
حاکم نظامی
military governor
U
فرمانداری نظامی
military doctorine
U
دکترین نظامی
military doctorine
U
مقررات نظامی
military expenditure
U
مخارج نظامی
military funds
U
اعتبار نظامی
military funds
U
بودجه نظامی
military government
U
دولت نظامی
military government
U
حکومت نظامی فرمانداری نظامی
military government
U
حکومت نظامی
military crest
U
خط الراس نظامی
civil military action
U
عملیات مردم یاری
military occupational speciality
U
تخصص شغلی نظامی
males of military age
U
مردان در سن سربازی
military pay order
U
جدول تغییرات حقوقی پرسنل
military pay order
U
لیست حقوقی پرسنل
civil military action
U
عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
civil military relations
U
روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
military occupational speciality
U
کد تخصصی نظامی
liability to military service
U
مشمولیت برای خدمت نظام وفیفه
desert from military service
U
فراری از خدمت نظام
foreign military sales
U
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
military planning process
U
مراحل طرح ریزی نظامی
liable to military service
U
مشمول خدمت وفیفه
area of military significant fallout
U
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
Military aid with no strings attached .
U
کمکهای نظامی بدون قید وشرط
military assistance advisory group (maag
U
هیئت مستشاری نظامی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com