English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
military intelligence U اطلاعات نظامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intelligence U هوش
intelligence U اطلاع
intelligence U 1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
intelligence U طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence U اطلاعات نظامی
intelligence U اطلاعات
intelligence U زیرکی
intelligence U فراست
intelligence U فهم بینش
intelligence U اگاهی
intelligence U روح پاک یادانشمند
intelligence U فرشته
intelligence U خبرگیری جاسوسی
intelligence annex U پیوست اطلاعاتی
intelligence annex U پیوست اطلاعات
general intelligence U هوش عمومی
to give intelligence U خبر دادن
fluid intelligence U هوش سیال
dispersed intelligence U یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
verbal intelligence U هوش کلامی
departmental intelligence U اطلاعات وزارت خانهای
departmental intelligence U اطلاعات اداری
crystalized intelligence U هوش متبلور
critical intelligence U اطلاعات حیاتی
critical intelligence U اطلاعات مهم
weather intelligence U اطلاعات هواشناسی
intelligence collection U جمع اوری اطلاعات
intelligence summary U خلاصه اطلاعاتی
intelligence cycle U مدار اطلاعاتی
intelligence service U قسمت اطلاعات
intelligence quotient U عددی که هوش و زیرکی شخص را نشان میدهد
intelligence process U جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
intelligence office U دفتر اطلاعات
intelligence office U دفتر راهنمایی
intelligence journal U دفتریادداشت اطلاعات
intelligence journal U دفتر روزنامه اطلاعات
intelligence estimate U براورداطلاعاتی
intelligence estimate U براورد اطلاعات
intelligence department U ادارهای که وفیفه اش جمع اوری اطلاعات است
intelligence department U اداره اطلاعات
intelligence data U عناصر اطلاعات
intelligence service U اداره اطلاعات
intelligence signal U پیام خبری
counter intelligence U ضداطلاعات
marketing intelligence U اطلاعات بازاریابی
the supreme intelligence U عقل کل
tactical intelligence U اطلاعات جنگی
tactical intelligence U اطلاعات تاکتیکی
artificial intelligence U هوش ساختگی
artificial intelligence U طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
artificial intelligence U هوش ماشینی
artificial intelligence U هوش مصنوعی
social intelligence U هوش اجتماعی
intelligence collection U طرح جمع اوری اطلاعات
machine intelligence U هوش ماشین
local intelligence U هوش محلی
intelligence summary U خلاصه وضعیت اطلاعاتی
to give intelligence U اگاهی دادن
concrete intelligence U هوش عینی
acoustical intelligence U اطلاعات جمع اوری شده ازسیستم صوتی
intelligence test U ازمایش هوش
intelligence test U ازمون هوش
combat intelligence U اطلاعات رزمی
biographical intelligence U اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
periodic intelligence report U گزارش نوبهای اطلاعاتی
automated intelligence file U پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
Central Intelligence Agency U مرکز اداره اطلاعات [ایالات متحده آمریکا]
lorge thorndike intelligence test U هوش ازمای لورج- ترندایک
stanford binet intelligence scale U مقیاس هوشی استانفورد-بینه
leiter adult intelligence scale U مقیاس هوشی لایتر برای بزرگسالان
wechsler adult intelligence scale U مقیاس هوشی وکسلر برای بزرگسالان
military U نظامی
military U سربازی
military U نظام
military U جنگی ارتش
military U ارتشی
military U مربوط به نظام
military intervention U مداخله نظامی
military posture U وضعیت نظامی
military psychology U روانشناسی نظامی
military resources U منابع نظامی
military services U قسمتهای نظامی
military services U نیروهای نظامی وابسته به نیروهای مسلح
military specifications U خصوصیات نظامی
military specifications U کدتخصصی نظامی
military device U اسباب ارتشی
military platform U سکوی نظامی
military occupation U اشغال نظامی یک منطقه
military grid U شبکه نظامی
military impedimenta U شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
military justice U قوانین جزایی ارتش
military justice U دادرسی نظامی
military justice U دادسرای نظامی
military spending U مخارج نظامی
military strategy U استراتژی نظامی
A military band. U دسته موزیک نظامی
Military operations. U عملیات نظامی
to enter the military U داخل نظام شدن
military posture U ارایش نظامی
the military profession U کار نظام
the military profession U کار نظامی
military campaign U لشکرکشی [ارتش]
politico military U عملیات سیاسی نظامی
politico military U امور سیاسی نظامی
military training U تعلیم نظامی
military training U اموزش نظامی
military testament U وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
military testament U وصیتنامه نظامی
military symbols U علایم قراردادی نظامی
military strategy U فنون سوق الجیشی نظامی
military communica U ارتباطاتنظامی
military grid U شبکه مختصات نظامی
military service U خدمت زیر پرچم
military assistance U کمک نظامی
military attache U وابسته نظامی
military body U هیئت نظامی
military body U هیئت رئیسه نظامی
military channel U سلسله مراتب نظامی
military channel U چانل نظامی مجرای نظامی
military clock U ساعت یا وقت نظامی
military college U دانشکده افسری
military area U حوزه جغرافیایی نظامی
military area U منطقه نظامی
military advisor U مستشار نظامی
military service U خدمت نظام وفیفه
military service U خدمت نظامی
military service U نظام وفیفه
by military force U با نیروی نظامی
military police U دژبان
counter military U ضد عملیات نظامی
counter military U مقابله باعملیات نظامی
military tribunal U دادگاه نظامی
military adviser U مستشار نظامی
military comission U هیئت نظامی
military comission U کمیسیون نظامی
military convention U اتحاد نظامی
military funds U بودجه نظامی
military funds U اعتبار نظامی
military government U حکومت نظامی فرمانداری نظامی
military government U حکومت نظامی
military governor U فرمانداری نظامی
military expenditure U مخارج نظامی
military governor U حاکم نظامی
military doctorine U مقررات نظامی
military court U دادگاه نظامی
military courtesy U اداب معاشرت نظامی
military government U دولت نظامی
military courtesy U رفتارو اداب نظامی
military courtesy U احترامات نظامی
military courtesy U شئونات نظامی
military crest U خط الراس نظامی
military doctorine U دکترین نظامی
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation. U پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
males of military age U مردان در سن سربازی
civil military action U عملیات مردم یاری
civil military action U عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
desert from military service U فراری از خدمت نظام
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
military pay order U جدول تغییرات حقوقی پرسنل
military pay order U لیست حقوقی پرسنل
military occupational speciality U تخصص شغلی نظامی
military occupational speciality U کد تخصصی نظامی
liable to military service U مشمول خدمت وفیفه
liability to military service U مشمولیت برای خدمت نظام وفیفه
foreign military sales U فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
civil military relations U روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
area of military significant fallout U منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
Military aid with no strings attached . U کمکهای نظامی بدون قید وشرط
military assistance advisory group (maag U هیئت مستشاری نظامی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com