English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
military funds U اعتبار نظامی
military funds U بودجه نظامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
funds U وجوه
the funds U قرضه دولتی سهام وام دولتی
the funds U وام دولتی
wage funds U مایه دستمزد
welfare funds U اعتبارات رفاهی یا بهزیستی اعتبار مربوط به روحیه ورفاه
company funds U اعتبارات گروهانی
slush funds U پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
slush funds U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
wage funds U وجوه دستمزد
to raise funds U تهیه وجه یاسرمایه کردن
loanable funds U وجوه وام دادنی
loanable funds U وجوه قابل عرضه به بازار پول
sundry funds U اعتبار اموررفاهی متفرقه
sundry funds U اعتبارات متفرقه
stock funds U اعتبار نقدی اماد
pension funds U وجوه بازنشستگی
nonappropriated funds U اعتبارات غیر سازمانی اعتبارات تعهد نشده
unit funds U اعتبارات یکانی
cheque without funds U چک بی محل
The funds collected so far . U وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
trust funds U وجوه امانی
mutual funds U شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
stock funds U اعتبار خریدنقدی
inflow of foreign funds U ورود وجوه خارجی
electronic funds transfer U انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
inflow of foreign funds U ورودسرمایههای خارجی
military U ارتشی
military U نظامی
military U جنگی ارتش
military U نظام
military U مربوط به نظام
military U سربازی
military intelligence U اطلاعات نظامی
military intervention U مداخله نظامی
military services U نیروهای نظامی وابسته به نیروهای مسلح
military specifications U خصوصیات نظامی
military specifications U کدتخصصی نظامی
military spending U مخارج نظامی
military resources U منابع نظامی
military psychology U روانشناسی نظامی
military justice U قوانین جزایی ارتش
military posture U ارایش نظامی
military platform U سکوی نظامی
military strategy U استراتژی نظامی
military posture U وضعیت نظامی
military occupation U اشغال نظامی یک منطقه
military justice U دادرسی نظامی
military justice U دادسرای نظامی
military services U قسمتهای نظامی
military strategy U فنون سوق الجیشی نظامی
military device U اسباب ارتشی
military campaign U لشکرکشی [ارتش]
Military operations. U عملیات نظامی
A military band. U دسته موزیک نظامی
military communica U ارتباطاتنظامی
military training U اموزش نظامی
to enter the military U داخل نظام شدن
the military profession U کار نظام
the military profession U کار نظامی
politico military U عملیات سیاسی نظامی
politico military U امور سیاسی نظامی
military training U تعلیم نظامی
military testament U وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
military testament U وصیتنامه نظامی
military symbols U علایم قراردادی نظامی
military impedimenta U شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
military service U خدمت زیر پرچم
military assistance U کمک نظامی
military attache U وابسته نظامی
military body U هیئت نظامی
military body U هیئت رئیسه نظامی
military channel U سلسله مراتب نظامی
military channel U چانل نظامی مجرای نظامی
military clock U ساعت یا وقت نظامی
military college U دانشکده افسری
military area U حوزه جغرافیایی نظامی
military area U منطقه نظامی
military advisor U مستشار نظامی
military service U خدمت نظام وفیفه
military service U خدمت نظامی
military service U نظام وفیفه
military police U دژبان
by military force U با نیروی نظامی
counter military U ضد عملیات نظامی
counter military U مقابله باعملیات نظامی
military tribunal U دادگاه نظامی
military adviser U مستشار نظامی
military comission U هیئت نظامی
military comission U کمیسیون نظامی
military convention U اتحاد نظامی
military doctorine U مقررات نظامی
military government U حکومت نظامی
military governor U فرمانداری نظامی
military governor U حاکم نظامی
military government U حکومت نظامی فرمانداری نظامی
military government U دولت نظامی
military expenditure U مخارج نظامی
military grid U شبکه مختصات نظامی
military grid U شبکه نظامی
military court U دادگاه نظامی
military courtesy U اداب معاشرت نظامی
military courtesy U رفتارو اداب نظامی
military courtesy U احترامات نظامی
military courtesy U شئونات نظامی
military crest U خط الراس نظامی
military doctorine U دکترین نظامی
males of military age U مردان در سن سربازی
civil military action U عملیات مردم یاری
civil military action U عملیات کمک رسانی به مردم توسط ارتش
civil military relations U روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
military occupational speciality U کد تخصصی نظامی
military occupational speciality U تخصص شغلی نظامی
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
military pay order U جدول تغییرات حقوقی پرسنل
military pay order U لیست حقوقی پرسنل
liable to military service U مشمول خدمت وفیفه
liability to military service U مشمولیت برای خدمت نظام وفیفه
foreign military sales U فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
desert from military service U فراری از خدمت نظام
area of military significant fallout U منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
Military aid with no strings attached . U کمکهای نظامی بدون قید وشرط
military assistance advisory group (maag U هیئت مستشاری نظامی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com