Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
middle panel
U
قابچوبیمیانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
middle
U
مرکز
middle
U
وسط
of middle a
U
میان سال
middle
U
میان
middle
U
میانی وسطی
middle
U
منطقه میانی زمین
middle course
U
میانه روی
middle name
U
نام وسطی-اسموسطین
middle
U
میانه میدان
panel
U
نمایشگر ویدیو و mouse را نگه می دارد
panel
U
صورت اسامی اشخاص
panel
U
تخته کوبیدن
panel
U
یچهای کنترل سیستم کامپیوتر اصلی و نشان دهندههای وضعیت
panel
U
یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
panel
U
تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
panel
U
چاپگر
panel
U
تابلو
panel
U
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
on the panel
U
جزوصورت گرفته
on the panel
U
ثبت شده
panel
U
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panel
U
ورقه درپوش
panel
U
قاب گذاردن حاشیه زدن به
panel
U
قطعه
panel
U
صفحه
panel
U
قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
panel
U
هیئت تشک پالان
panel
U
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel
U
قاب سقف
panel
U
قطعه مستطیلی شکل
panel
U
قاب عکس
panel
U
هیئت
panel
U
میزگرد
panel
U
نقاشی روی چوی
panel
U
صفحه نمودارجعبه سویچها
panel
U
قاب تختهای قاب تزئینی
panel
U
جعبه کلیدبرق
panel
U
صفحه کلید
panel
U
صفحه تقسیم برق
panel
U
پانل
panel
U
پرده مخابرات
panel
U
پرده شبکه مخابرات
panel
U
تابلوی برق
middle finger
U
انگشت میان
middle finger
U
وسطی
middle fraction
U
جزء میانی
middle fraction
U
پاره میانی
middle game
U
وسط بازی
middle-of-the-road
U
میانه رو
middle heavyweight
U
09 کیلوگرم
middle insomnia
U
بیخوابی میانی
middle english
U
انگلیسی تا 0051میلادی
middle bar of a saw
U
کمانکش اره
middle body
U
قسمت میانه ناو یا کشتی
middle deck
U
پل میانی
middle-of-the-road
U
بیطرف
middle ear
U
گوش میانی
middle ear
U
حفره کوچکی محدود به پرده که صدا را ازگوش خارجی به گوش داخلی منتقل میکند
middle ear
U
گوش وسط
middle aisle
U
شبستان
middle latitude
U
منطقه معتدله
middle price
U
قیمت حد وسط
middle sized
U
میان اندازه
middle succession
U
توالی وسطی
middle succession
U
توالی میانین
middle term
U
قیاس مشترکی که در صغری وکبری صدق کند
middle weight
U
میان وزن
middle weight
U
میانه
up to the middle in water
U
تا کمر در اب
middle price
U
قیمت متوسط
middle plane
U
صفحه میانتار
Middle West
U
باختر میانه
Middle East
U
خاورمیانه
Middle East
U
سرزمین های میان خاور نزدیک East Near و خاور دور East Far
middle distance
U
فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
middle part
U
میان
middle part
U
قسمت میانی
middle sized
U
دارای اندازه متوسط
middle watch
U
نگهبانی نیمه شب
the middle finger
U
انگشت میانه
middle age
U
دوره بین جوانی وپیری
middle school
U
دبیرستان
middle schools
U
دبیرستان
Middle Ages
U
قرون وسطی
middle layer
U
قشر میانی
the parting in the middle
U
فرق وسط
middle of the road
<idiom>
U
سردوراهی گیرکردن
middle classes
U
طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
middle age
U
میان سال
middle aged
U
دوره بین جوانی وپیری
middle aged
U
میان سال
middle class
U
طبقه متوسط
middle class
U
طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
middle classes
U
طبقه متوسط
piggy in the middle
U
بازیخرسوسط
Middle Eastern
U
مربوطبهخاورمیانه
middle jib
U
بادبانسهگوشکوچکمیانی
middle lobe
U
نرمهششمیانی
middle covert
U
پرهایمیانی
middle leg
U
پایمیانی
middle linebacker
U
مهرهخطآخریمیانی
middle-aged
U
میان سال
middle phalanx
U
بندانگشتمیانی
middle piece
U
قطعهمیانی
middle sole
U
لژمیانی
middle toe
U
انگشتمیانی
middle torus
U
گچبریمیانی
middle aisle
U
صحن
solar panel
U
پهنهی آفتابگیر
panel wall
U
اگین دیوار
to panel a dress
U
جامه زنانه را با تیکهای ازرنگ دیگر اراستن
to panel a door
U
تنکه بدر گذاشتن
panel work
U
تنکه سازی
the panel of a door
U
تنکه در
panel work
U
تخته کوبی
patch panel
U
تابلوی سرهم بندی
plywood panel
U
تخته چندلا
signal panel
U
پرده مخابرات
to panel a wall
U
دیواری را تخته کوبی کردن
touch panel
U
صفحه حساس به تماس
side panel
U
حاشیهکناری
scuttle panel
U
صفحهحبله
sail panel
U
صفحهقایقرانی
drapery panel
U
چین پرده ای
photovoltaic panel
U
تابلویقدرتزاینوری
modesty panel
U
صفحهحفظعفت
veneer panel
U
صفحه روکش
trim panel
U
آرایندهتختهمیانی
radiator panel
U
صفحهرادیاتور
data panel
U
دکمهاطلاعات
panel truck
U
یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
feeder panel
U
تابلوی تغذیه
access panel
U
پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
front panel
U
مجموعهای از کلیدها و علائم برای کنترل سیستم کامپیوتری توسط اپراتور
fuse panel
U
پانل فیوز
graphic panel
U
تابلو نگارهای
maintenance panel
U
تابلوی نگهداشت
marking panel
U
پرده مخابرات
marking panel
U
پرده شناسایی
marking panel
U
پرده علامت گذاری مین
door panel
U
بخش مسطح درب
distribution panel
U
تابلوی توزیع
control panel
U
تابلوی کنترل
ceiling panel
U
لقط
control panel
U
صفحه کنترل
built in panel
U
تابلوی نصب
control panel
U
تابلوی فرمان
control panel
U
پانل مخصوص نصب کنترل ها
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
back panel
U
صفحه عقبی
panel discussion
U
بحث میزگرد
fuse panel
U
تابلوی فیوز
panel code
U
علامت رمزپرده شناسایی
panel cutout
U
فیوز تابلو
panel box
U
جعبه تابلو
panel board
U
تابلوی برق
front panel
U
تابلوی جلو دار
operating panel
U
تابلوی عملکرد
panel formwork
U
تخته قالب بندی بتن
panel code
U
کد پرده مخابرات
panel truck
U
بارکش کوچک موتوری
panel screen
U
صفحه
panel formwork
U
قالببندی پیاده شونده
panel house
U
جنده خانه
panel interview
U
مصاحبه میزگرد
type of middle cloud
U
شکالابرقسمتمیانی
upper middle class
U
طبقه متوسط بالا
[در اجتماعی]
middle level management
U
مدیریت سطح متوسط
member of the middle class
U
عضو طبقه متوسط
middle ground buoy
U
بویه زمین میان گذرگاه
middle distance race
U
دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
middle lintel in window
U
وادار میانی پنجره
middle lintel in window
U
الت وسطی پنجره
inflammation of the middle ear
U
عفونت گوش میانی
[پزشکی]
mullion=middle post
U
وادار
infection of the middle ear
U
عفونت گوش میانی
[پزشکی]
middle-class person
U
عضو طبقه متوسط
middle nasal concha
U
کنجایمیانیدماغی
middle lintel in window
U
کمرکش پنجره
middle primary covert
U
پرهایاولیهمیانی
central control panel
U
مرکز کنترل
electrical connection panel
U
صفحهاتصالبهبرق
touch sensitive panel
U
صفحه حساس به تماس
plasma panel display
U
وسیله نمایش مسطح باحبابهای کوچک نئون
plasma display panel
U
صفحه نمایش گازی
switch board panel
U
تابلو کلید
flat panel display
U
صفحه نمایش مسطح
overhead switch panel
U
صفحهکلیدبالایسر
control panel device
U
ابزار تابلوی کنترل
solar cell panel
U
صفحهباطریخورشیدی
video connection panel
U
صفحهاتصالبهنمایشگر
central control panel
U
تابلوی مرکزی کنترل
middle rial of door frame
U
قیدچه
The working (middle,upper)class.
U
طبقه کارگر (متوسط بالا )
middle leg (outer surface)
U
پایمیانی
middle ear inflammation
[MEI]
U
عفونت گوش میانی
[پزشکی]
To steer a middle course . To act within judicious bounds .
کجدار و مریض عمل کردن
[به نعل و به میخ زدن]
liquid crystal bar graph panel indicator
U
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com