English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
microwave transmitter U انتقالریزموج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
microwave U کهموج
microwave U میکروویو
microwave U ریزموج
microwave U میکروموج
microwave U ریز موج
microwave U ریز موج میکرو ویو
microwave U موج خیلی کوچک الکترومغناطیسی
microwave oven U اجاقماکروفر
microwave dish U بشقابریزموج
microwave hop U یک کانال رادیویی ریزموج میان انتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند
microwave radiation U اشعه میکروموجی
microwave transmission lines U خطوط انتقال ریزموج
cosmic microwave radiation background U زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
transmitter U دهنی
transmitter U فرستنده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
transmitter U فرستند
transmitter U انتقال دهنده
transmitter U وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
transmitter U راوی
transmitter U فرستنده رادیویی
transmitter U فرافرست
transmitter U دستگاه فرستنده
telephone transmitter U دهنی
pulse transmitter U فرستنده پالس
breasted transmitter U میکروفونی که به گردن اویخته میشود
telephone transmitter U میکروفن تلفن کپسول دهنی
amateur transmitter U فرستنده اماتور
control transmitter U دستگاههای همگرد
directional transmitter U فرستنده جهت دار
emergency transmitter U فرستنده اضطراری
intermediate transmitter U فرستنده واسطه
intermediate transmitter U فرستنده میانی
jamming transmitter U فرستنده پارازیت
noise transmitter U فرستنده پارازیت
radio telephone transmitter U فرستنده تلفن بیسیم
ultrashort wave transmitter U فرستنده موج خیلی کوتاه
long wave transmitter U فرستنده موج بلند
transmitter signal element timing U زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com