English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
microcomputer components U مولفههای ریزکامپیوتر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
microcomputer U کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
microcomputer U طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
microcomputer U آدرس و باس کنترل اصلی در ریز کامپیوتر
microcomputer U ریزکامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپ شده هستند
microcomputer U کامپیوتر کم توان
microcomputer U ارزان
microcomputer U اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
microcomputer U ریزکامپیوتر
microcomputer U داده
microcomputer U میکروکامپیوتر
microcomputer U ریز کامپیوتر
microcomputer U تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد
microcomputer ship U تراشه ریزکامپیوتر
microcomputer system U سیستم ریزکامپیوتری
personal microcomputer U computer personal
trs 0tm microcomputer U ریزکامپیوتر 08TRS-
microcomputer development system U سیستم توسعه ریزکامپیوتر
components U خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
components U تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U سازنده
components U مولفه بردار
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U عضو
components U قسمت
components U مولفه
components U جزء
components U ترکیب دهنده
components U ترکیب کننده
components U اجزاء
components U جزء در شیمی
components U سازا
components U جسمهای ترکیب کننده
components U جزء سازنده
components U عضو قسمت
components U جزء ساختمانی
components U قطعه
components U عنصر
components U همنه
components U همنهند
components of displacement U مولفههای تغییر مکان
electronic components U اجزاء الکترونیکی
reserve components U قسمتهای احتیاط ارتش
system components U اجزادستگاه
principal components method U روش مولفههای اصلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com