Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
micro wave
U
کهموج
micro wave
U
خرده موج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
micro
U
آدرس و باسهای کنترل درریز کامپیوتر
micro
U
داده اصلی
micro
U
طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
micro
U
میکرو
micro
U
ذرهای
micro
U
خرد
micro-
U
یک میلیونیوم ثانیه
micro
U
ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند
micro-
U
نوار صوتی با قالب کوچک که در وسایل جیبی به کار می رود
micro-
U
در معنای یک میلیونیوم واحد
micro-
U
در معنای خیلی کوچک
micro
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micro
U
ارزان
micro
U
کامپیوتر کم توان
micro
U
تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است
micro
U
بیدخیلی ریز
micro
U
پروانه
micro
U
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro
U
میلیونیم
micro
U
پیشوندی بمعنی
micro
U
کوچک
micro
U
کم بزرگ کننده
micro-
U
یک میلیونیوم متر
micro
U
میلیونیم میکرو
micro
U
ریز
micro ecosystem
U
بوم سازگان خرد
micro economics
U
اقتصاد خرد
micro-computers
U
ریزرایانه
micro controller
U
ریز کنترل کننده
micro-computers
U
خرد کامپیوتر
micro manager
U
مدیر ریزکامپیوترها
micro ecosystem
U
اکوسیستم خرد
micro instruction
U
ریز دستورالعمل
micro model
U
الگوی خرد
micro or ganism
U
میکرب
micro or ganism
U
باکتری
micro-computer
U
خرد کامپیوتر
micro-computer
U
ریزرایانه
micro-computer
U
ریزکامپیوتر
micro-computers
U
ریزکامپیوتر
micro-economics
U
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
micro prolog
U
PROLO بطوریکه قابل دسترس چندین سیستم ریزکامپیوتر باشد
micro channel bus
U
گذر ریز کانال
micro channel bus
U
- بیتی که توسط IBM در micro channel Architecfure بیان شده است
Micro Channel Architecture
U
- بیتی است که وسایل کنترل باس را پشتیانی میکند
micro computer kit
U
kit computer
micro dynamic model
U
الگوی خرد پویا
micro pressure gage
U
فشارسنج دقیق
Micro Channel Architecture
U
تعداد قط عات الکترونیکی لازم برای مدیریت سیگنال زمان و داده روی باس گسترده MCA
micro to mainframe link
U
اتصال ریزکامپیوتر به کامپیوتر اصلی
micro to main frame
U
پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
wave
U
فر موی سر دست تکان دادن
wave
U
موج زدن
wave
U
موج رادیویی
wave off
U
فرود همراه با سایش
wave
U
خیزاب
To wave at someone.
U
به کسی دست تکان دادن
new wave
U
نیوویو
wave off
U
به زمین ساییده شدن هواپیما
wave
U
موجی بودن موج زدن
to wave away
U
باشاره دست بیرون کردن
wave
U
هیجان
the wave
U
دریا
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
موج
standing wave
U
موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
standing wave
U
موج ایستاده
wave train
U
قطار موج
wander wave
U
امواج سیار
wander wave
U
موج سیار
transversal wave
U
موج عرضی
transient wave
U
امواج سیار
transient wave
U
موج سیار
to wave farewell
U
باجنباندن دست بدرودگفتن دست خداحافظی تکان دادن
stationary wave
U
موج ساکن
stationary wave
U
موج ایستاده
the wave heaves
U
خیزاب بلندمیشودومیافتد
standing wave
U
موج ساکن
square wave
U
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
square wave
U
موج مربع
sine wave
U
موج سینوسی
shell wave
U
صدای زوزه گلوله
plane wave
U
موج مسطح
shear wave
U
موج برشی
scheduled wave
U
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
sawtooth wave
U
موج دنده ارهای
radio wave
U
موج رادیویی
pressure wave
U
موج فشار
progressive wave
U
موج پخش شونده
square wave
U
موج مربعی
square wave
U
موج چهار گوش
sky wave
U
امواج اسمانی
sky wave
U
موج یونکرهای
sky wave
U
موج فضایی
sawtooth wave
U
جریان دندان ارهای
sinusoidal wave
U
موج سینوسی
radio wave
U
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
ultrashort wave
U
موج خیلی کوتاه
wave radiation
U
تابش موج
wave propagation
U
حرکت موج
wave propagation
U
انتشار موج
wave pressure
U
فشار حاصل از موج
wave period
U
زمان تناوب امواج دریا
wave parameter
U
پارامتر موج
wave of excitation
U
موج تهییج
wave number
U
عدد موج
wave motion
U
انتشار موج
wave motion
U
حرکت موج
wave motion
U
حرکت موجی
wave trap
U
موج ربا
wave trough
U
نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
wave vector
U
بردار موج
to wave one's handkerchief
U
دستمال جیب خود را
[برای کسی]
تکان دادن
wave wall
U
دیوارموج
wave height
U
ارتفاعموج
wave clip
U
گیرهفر
wave base
U
سطحموج
translation wave
U
موجبرگردان
seismic wave
U
ارتعاشاتزمینلرزه
wind wave
U
موج باد
wind wave
U
خیز اب ناشی از باد
wind wave
U
موج ناشی از باد
wave winding
U
سیم پیچ موجدار
wave mecanics
U
مکانیک موجی
wave speed
U
سرعت موج
wave celerity
U
سرعت موج
wave bands
U
باندهای موج
wave band
U
باند موج
wave band
U
دسته امواج رادیو
wave amplitude
U
دامنه موج
WAVE file
U
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
velocity of a wave
U
سرعت پخش موج
travelling wave
U
موج سیار
traveling wave
U
موج رونده
wave velocity
U
سرعت موج
wave drag
U
پسای موج
wave equation
U
معادله موج
wave length
U
طول موج
wave kick
U
حرکت روی جلوی تخته موج با ضربه زدن یا کشیدن یک پادر موج
wave guide
U
موجبر
wave guide
U
هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
wave function
U
تابع موجی
wave front
U
جبهه موج
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
wave frequency
U
بسامد موج
wave form
U
شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
wave form
U
شکل موج
transverse wave
U
موج عرضی
gun wave
U
موج دهانه لوله توپ
cosine wave
U
موج کسینوسی
continuous wave
U
موج پایدار
compression wave
U
موج فشاری
carrier wave
U
موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier wave
U
موج حامل
undamped wave
U
موج پایدار
burst wave
U
موج انفجار
burst wave
U
موج ترکش
bow wave
U
موج سینه
bow wave
U
موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
bow wave
U
موج بالیستیکی جلو
damped wave
U
موج میرنده
damped wave
U
موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
ground wave
U
موج زمینی
full wave
U
تمام موج
figer wave
U
فرانگشتی
electron wave
U
موج الکترونی
electromagnetic wave
U
موج الکترومغناطیسی
electromagnetic wave
U
موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electric wave
U
موج الکتریکی
diffracted wave
U
موج پراشیده
density wave
U
موج چگالی
de broglie wave
U
موج دوبروی
bow wave
U
موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
boat wave
U
موج ناو گروه
tidal wave
U
امواج جذر و مدی
tidal wave
U
پندام
tidal wave
U
سیلاب دریایی
tidal wave
U
موج کشند
medium wave
U
موج متوسط
long wave
U
موج بلند
sound wave
U
صوت
shock wave
U
موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock wave
U
موج ضربت
boat wave
U
موج قایقها
blast wave
U
موج انفجار
beta wave
U
موج بتا
all wave receiver
U
رادیوی تمام موج
all wave antenna
U
انتن تمام موج
acoustic wave
U
صوت
acoustic wave
U
موج صوتی
short-wave
U
موج کوتاه
short wave
U
موج کوتاه
shock wave
U
موج ضربهای
shock wave
U
موج ضربه
sound wave
U
موج صوتی
gun wave
U
موج ضربت دهانه لوله
permanent wave
U
فرششماهه
mach wave
U
انتن سرعت سنج هواپیما
light wave
U
موج نوری
ionospheric wave
U
موج یونکرهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com