English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
methodical study U بررسی روشمند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
methodical U اسلوب دار
methodical U منظم
He is methodical in his work . U آدم منظمی ؟ ست
to study up U خود را اماده امتحانات کردن
I have to study U من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
to study out U با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
self study U مطالعه پیش خود
s.for study U ذوق تحصیل
s.for study U میل به تحصیل
study U عیار گرفتن
study U تجزیه کردن
study U مطالعه کردن
study U بررسی کردن
study U تحقیق کردن
study U ارزیابی کردن
study U سنجیدن
study U محک زدن
study U تحصیل
study U طرح ازمایشی
study U تحقیق
study U درس خواندن خوانش
study U بررسی
study U بررسی کردن
study U مطالعه
study U تحصیل کردن مطالعه کردن
study U موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study U غور بررسی
study U درس
to make a study of something U چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
time study U بررسی زمانی
threat study U بررسی توسعه تهدید دشمن
to study persian U زبان فارسی تحصیل کردن
threat study U بررسی امکانات رزمی دشمن
system study U مطالعه سیستم
to make a study of something U برای بدست اوردن چیزی کوشیدن
to study for the bar U درس حقوق خواندن
to study for the bar U تحصیل حقوق کردن
case study U مورد پژوهی
case study U بررسی موردی
What is your branch of study? U رشته تحصیلیتان چیست ؟
brown study U عالم رویا و هپروت
my unwillingness to study U بی میلی من نسبت بتحصیل بیزازی من از تحصیل
study habits U عادتهای مطالعه
study for bar U دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
staff study U بررسی ستادی
graduate study U تحصیلات دانشگاهی
field study U بررسی میدانی
feasibility study U مطالعه امکان سنجی
feasibility study U مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
feasibility study U مطالعه امکانپذیری
feasibility study U امکان سنجی
feasability study U مطالعات اجرایی
feasability study U مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
empirical study U بررسی ازمودی
empirical study U بررسی تجربی
child study U کودک پژوهی
capability study U مطالعه امکان انجام کار
he applied him self to study U دست بتحصیل زد
he applied him self to study U مشغول تحصیل شد
pilot study U بررسی مقدماتی
application study U بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
area study U بررسی منطقه
motion study U تحرک سنجی
motion study U مطالعه ی حرکت
motion study U حرکت پژوهی
application study U بررسی پذیرش اماد
area study U بررسی منطقهای
methods of economic study U روشهای مطالعه علم اقتصاد
time study man U وقت نگه دار
time and motion study U بررسی زمان و حرکت
symonds' picture study test U ازمون تفسیر تصاویرسایموندز
rozenzweig picture frustration study U ناکامی سنج مصورروزنزوایگ
After dinner he likes to retire to his study. U پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
allport vernon lindzey study of values U ارزش سنج الپورت- ورنون- لیندزی
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions U این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. U اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com