Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mercury thread
U
مارپیچ جیوهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
U
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
mercury
U
تیر
mercury
U
یکی از خدایان یونان قدیم
mercury
U
دزدماهر
mercury
U
پیک پیغام بر
mercury
U
جیوه
mercury
U
عطارد
mercury
U
سیماب
mercury
U
Hg :symb
mercury
U
دبیرفلک
english mercury
U
اسفناج صحرایی
dogs mercury
U
سلمه تره
dogs mercury
U
سلمه
mercury battery
U
باطری جیوهای
mercury break
U
کلید جیوهای
mercury chloride
U
کلراید جیوه
mercury chloride
U
کلرور جیوه
mercury barometer
U
هواسنججیوهای
mercury bulb
U
لولهجیوه
mercury arc
U
قوس جیوهای
mercury vaper
U
بخار جیوه
mercury thermometer
U
گرماسنج جیوهای
mercury tank
U
مخزن جیوه
mercury mine
U
معدن جیوه
mercury lamp
U
لامپ جیوه
column of mercury
U
ستونجیوه
mercury chloride
U
کلرید جیوه
mercury column
U
ستون جیوه
mercury interrupter
U
ضربه گر جیوهای
mercury fulminate
U
جیوه فولمینات
magnetic mercury switch
U
کلید جیوهای مغناطیسی
mercury delay line
U
تولید می شد و به عنوان ورودی برمی گشت
mercury vapor rectifier
U
یکسوساز بخار جیوه
mercury arc lamp
U
لامپ بخار جیوه
mercury delay line
U
داده خوانده می شد
mercury vapor lamp
U
لامپ جیوهای
mercury arc rectifier
U
یکسوکننده جیوهای
mercury seal stirrer
U
همزن با هوابند جیوهای
mercury delay line
U
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
mercury pool tube
U
لامپ مایع
mercury pool cathode
U
کاتد جیوهای
mercury delay line
U
خط تاخیری جیوهای
mercury vapor rectifier tube
U
یکسو کننده جیوهای
low pressure mercury lamp
U
لامپ فشار ضعیف جیوهای
thread
U
ریسمان
thread
U
سیم
thread
U
دندانه
thread
U
پیچ کردن
thread
U
دنده دار کردن مارپیچ
thread
U
مثل نخ باریک شدن
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread
U
قیطان
thread
U
رزوه شیارداخل پیچ ومهره
thread
U
رگه
thread
U
رشته
thread
U
نخ کردن
thread
U
بند کشیدن
thread
U
نخ کشیدن به
thread
U
موجی کردن
thread
U
دنده پیچ
thread
U
نخ یاقیطان
thread
U
شیار برجستگی
thread
U
نخ
thread
U
برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
thread
U
رشته رشته شدن
thread
U
ساختاری که در آن هر گره اشاره گری به گره دیگر دارد
thread
U
فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
thread
U
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
silver thread
U
نخ های زربفت یا نقره ای
[این نوع نخ در بعضی قالیچه ها جهت تزئین در بافت فرش بکار می رود.]
thread fineness
U
نمره نخ
thread take-up lever
U
اهرم بالا-پائینبرندهنخ
thread guide
U
راهنماینخ
sewing thread
U
نخ خیاطی
rubber thread
U
ریسمانلاستیکی
thread count
U
[تعداد رشته نخ تار یا پود در یک طول مشخص]
thread fineness
U
ظرافت نخ
metallic thread
U
نخ زربفت
[اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
thread trimmer
U
آرایندهنخ
screw thread
U
پای پیچ
death thread
U
تهدید به مرگ
thread bare
U
فرش کهنه
warp thread
U
تارشیاری
weft thread
U
ریسمانتاریشکل
hang by a thread
<idiom>
U
thread fineness
U
[ضریبی جهت تعیین کیفیت نخ]
trapezoidal thread
U
دندههای ذوزنقهای
thread the needle
U
پاس دقیق از بین مدافعان
thread tap
U
قلاویز
gold thread
U
گلابتون زر
external thread
U
دنده خارجی
english thread
U
پیچ و مهره انگلیسی
direction of thread
U
جهت پیچ
direction of thread
U
سوی پیچش پیچ
cut a thread
U
پیچ تراشیدن
butterss thread
U
شیار اره
angular thread
U
پیچ تحت زاویه
angular thread
U
پیچ وی شکل
air thread
U
مخاط شیطان
inside thread
U
مارپیچ داخلی
acme thread
شیار ذوزنقه ای
stepped thread
U
کولاس پیچی ناقص
stepped thread
U
پیچ ناقص کولاس
stair thread
U
کف پله
screw thread
U
حدیده
nut thread
U
پیچ مهره
air thread
U
لعاب خورشید
inside thread
U
دنده داخلی قلاویز
left hand thread
U
پیچ چپ گرد
thread rubber separator
U
میانگیر نخدار
Our life is hanging by a thread .
U
زندگی مابه تار مویی بند است
To pick up (to lose) the thread of conversation.
U
رشته سخن را بدست گرفتن ( گم کردن )
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com