English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
medium curing U قیرهای محلول کندگیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
curing U عمل اوردن بتن
curing U پروسهای که درطی ان بیشترلاستیکهای مصنوعی پلاستیکها و سوختهای جامدتغییر شکل داده و به ترکیباتی با وزن مولکولی بیشتر تبدیل میشوند
curing U پروراندن
curing vessel U فرف سخت گردانی
curing oven U کوره سخت گردانی
curing membrane U پوسته نگهبان
curing compound U مایه عمل اورنده
curing agent U سختگر
steam curing U عمل اوردن بتن با بخار
membrane curing U نگهداری غشایی بتن
curing time U مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
slow curing U قیرهای محلول دیرگیر
rapid curing U قیرهای محلول زودگیر
moist curing U نگهداری مرطوب بتن
membrane curing U گیرش پوستهای
slow curing cutback U قیر مایع دیرگیر
fog curing room U اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
rapid curing cutback U قیر مایع زودگیر
damp land pit curing U نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
medium U میانی
medium U رسانهای که امکان ذخیره و نمایش داده میدهد مثل دیسک مغناطیسی یا VDU
medium U هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
medium U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
medium U وسط یا میانگین
medium U واسط
medium U رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
medium U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium U معدل
medium U مقدار متوسط
medium U متوسط
medium U واسطه
medium U رسانه
medium U متوسط معتدل
medium U وسیله
medium U میانجی واسطه
medium U محیط کشت
medium U واسطه دلال
medium U وسیله انجام کار
medium U محیط
medium U ملا "
medium U میانه
medium U حد وسط
medium range U با شعاع عمل متوسط
medium range U وسیله یا جنگ افزار برد متوسط
medium of exchange U وسیله مبادله
medium pacer U توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
medium scale U در مقیاس متوسط
medium-dry U شرابنهچندانشیرین RO
medium scale U نقشه مقیاس متوسط
medium voltage U ولتاژ متوسط
medium steak U استیک متوسط سرخ یا پخته شده
polarization of a medium U قطبش محیط
transfer medium U رسانه انتقال
virgin medium U واسطه دست نخورده
virgin medium U رسانه بکر
medium of exchange U وسیله داد وستد
medium lampholder U سرپیچ معمولی
end of medium U انتهای رسانه
empty medium U رسانه تهی
dispersive medium U محیط پخش
dispersion medium U محیط پاشندگی
data medium U رسانه داده ها
data medium U داده رسان
circulating medium U وسیله انتقال قدرت خرید
medium speed U بیت در ثانیه
medium term U میان مدت
medium wave U موج متوسط
medium artillery U توپخانه متوسط
medium frequency U بسامد متوسط
medium gravle U شن متوسط
medium cloud U ابرهای متوسط
medium frequency U فرکانس میانه
medium pace bowler U توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
iron at medium setting U درجهمیانیدراتو
medium format SLR (6 x 6) U شکلمتوسطSLR
a medium sized car U یک اتومبیل متوسط
medium frequency motor U موتور با فرکانس میانی
medium carbon steel U فولادباکربن متوسط
medium energy particle U ذره میان انرژی
medium energy particle U ذره با انرژی متوسط
medium term planning U برنامه ریزی میان مدت
medium term loan U وام میان مدت
medium term forecast U پیش بینی میان مدت
medium scale intergration U مجتمع سازی در مقیاس متوسط
secondary storage medium U رسانه انباره ثانوی
medium scale integration U مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale integration U مدار مجتمع با دو قطعه
medium tension distribution line U خطسیرپخشفشارمتوسط
track [on a sound recording medium] U تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
track [on a sound recording medium] U تیتر آهنگ
Short medium and long wave موج کوتاه ومتوسط و بلند
medium range ballistic missile U موشک بالستیک میان برد
tumble dry at medium to high temperature U بادرجهمتوسطبهبالاوخشکبهمبزنید
Unimog [a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks] U یونیماک [حمل و نقل]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com