English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
maximal oxygen uptake U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
maximal oxygen consumption U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen consumption per minute U حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
uptake U دودکش
maximal U حداکثر
maximal U بیشین
maximal U وابسته به ضرب المثل
maximal U وابسته به حداکثر
uptake U بالا برنده
uptake U فهم
uptake U ادراک
uptake U بلند سازی درک
uptake U بالاگیری
maximal aerobic power U بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
oxygen U O :symb
oxygen U اکسیژن
oxygen U اکسیژن دار
oxygen U گاز اکسیژن
oxygen U هوادادن
oxygen convertor U مبدل اکسیژن مایع به اکسیژن گازی در سیستمهای تنفسی
oxygen carrier U اکسیژن بر
oxygen cylinder U مخزن اکسیژن
oxygen cylinder U سیلندراکسیژن
oxygen cylinder U سیلندر اکسیژن
oxygen valve U شیراکسیژن
oxygen indicator U اکسیژنیدک
oxygen mask U ماسکاکسیژن
oxygen extraction U جذب اکسیژن
oxygen deficit U کسر اکسیژن
oxygen deficit U کمبود اکسیژن
oxygen debt U وام اکسیژن
oxygen debt U بدهی اکسیژن
oxygen bridge U پل اکسیژنی
oxygen bottle U محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
oxygen acid U اکسی اسید
oxygen ration U ضریب قدرت اسیدی
atmospheric oxygen U اکسیژن هوا
oxygen ration U نسبت اکسیژن
oxygen tents U چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
liquid oxygen U اکسیژن مایع
oxygen acid U اسید اکسیژن دار
oxygen tent U چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
liquid oxygen tank U مخزناکسیژنمایع
acetylene oxygen flame U شعله استیلن اکسیژن
oxygen supply regulator U کنترلکنندهذخیرهاکسیژن
oxygen control handle U دستهکنترلاکسیژن
acyl oxygen fission U گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
biological oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
chemical oxygen demand U نیاز شیمیایی اکسیژن
demand oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
oxygen converter steel U فولاد ال دی
biochemical oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
oxygen steelmaking process U فرایند فولادسازی اکسیژنی
liquid oxygen tank baffle U مخزناکسیژنمایعبیمصرف
continuous flow oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com