English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
matrix isolation spectroscopy U طیف بینی مجزا شده درماتریس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spectroscopy U بیناب نمایی
spectroscopy U بینایی بین طیف بین
spectroscopy U طیف نما
spectroscopy U طیف بینی
spectroscopy U طیف نمایی
rotational spectroscopy U طیف بینی چرخشی
correlated spectroscopy U طیف بینی هم بسته
absorption spectroscopy U طیف بینی جذبی
atomic spectroscopy U طیف بینی اتمی
molecular spectroscopy U طیف بینی مولکولی
emission spectroscopy U طیف بینی نشری
relaxation spectroscopy U طیف بینی اسایشی
isolation U ایزوله کردن جداسازی
isolation U جدایی
isolation U تجزیه جداسازی
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
isolation U در صورتی که ولتاژ قط ع شود و..
isolation U جدا شده
isolation U جداسازی
isolation U ایزولاسیون
isolation U کناره گیری
isolation U انزوا
dielectric isolation U جداسازی با عایق
isolation diode U لامپ دو قطبی خودکار
diode isolation U جداسازی دیودی
political isolation U انزوای سیاسی
oxide isolation U جداسازی اکسیدی
matrix U جای پیدایش ماتریس
matrix U بچه دان موطن
matrix U شبکه
matrix U ماترس
matrix U رحم
matrix U ماتریس [ریاضی]
matrix U جدول اعداد
z matrix U ماتریس "زد"
matrix U ماتریس
y matrix U ماتریس ایگرگ
matrix U جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrix U قالب
matrix U روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix U زهدان
matrix U الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrix U آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix U زمینه ملاط
matrix U الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
singular matrix U ماتریس تکین
triangular matrix U ماتریس مثلثی
unit matrix U ماتریس واحد
unit matrix U ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
semidefinite matrix U ماتریس نیمه معین
singular matrix U ماتریش ویژه
transpose matrix U ماتریس برگردان
symmetric matrix U ماتریس متقارن
square matrix U ماتریس مربعی
square matrix U ماتریس مربع
singular matrix U ماتریس منفرد
matrix multiplication U ضرب ماتریس [ریاضی]
singular matrix U ماتریس ویژه
singular matrix U ماتریس غیر عادی
identity matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
transpose matrix U ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
nail matrix U جایگاهناخن
the transpose of a matrix U ترانهاده یک ماتریس [ریاضی]
adjoint matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
adjunct matrix U ماتریس الحاقی [ریاضی]
Jacobi matrix U ماتریس ژاکوبی [ریاضی]
triangular matrix U ماتریس مثلثی [ریاضی]
unit matrix U ماتریس همانی [ریاضی]
square matrix U ماتریس مربعی [ریاضی]
invertible matrix U ماتریس وارون [ریاضی]
belief value matrix U شبکه باورها و ارزشها
impedance matrix U ماتریس امپدانس
impedance matrix U ماتریس مقاومت فاهری
incidence matrix U ماتریس تلاقی
inverse matrix U ماتریس عکس
lattice matrix U ماتریس
leontief matrix U ماتریس لئونتیف
leontief matrix U اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
matrix algebra U جبر ماتریس
matrix mechnics U مکانیک ماتریسی
matrix notation U نمایش ماتریسی
identity matrix U ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
identity matrix U ماتریس واحد
black matrix U صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
boolean matrix U ماتریس بولی
correlation matrix U ماتریس همبستگی
diagonal matrix U ماتریس قطری
diagonal matrix U ماتریسی که همه اجزای ان به جز اجزای قطر اصلی صفر باشد
core matrix U ماتریس چنبرهای
dot matrix U ماتریس نقطهای
dot matrix U روش شکل دادن به حروف با استفاده ازنقاط درون ماتریسهای مستط یلی
factor matrix U ماتریس عاملی
matrix or matrices U زهدان
payoff matrix U ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
invert matrix U ماتریس معکوس
nonsingular matrix U ماتریس غیر منفرد
nonsingular matrix U ماتریس ناویژه
null matrix U ماتریس تهی
nonsingular matrix U ماتریس عادی
nonsingular matrix U ماتریس ناتکین
null matrix U ماتریس صفر
order of matrix U مرتبه ماتریس
minor of matrix U کهاد ماتریس
matrix storage U انباره ماتریسی
matrix or matrices U تخمدان
matrix or matrices U شکم
residual matrix U ماتریس مازاد
matrix or matrices U قالب
matrix or matrices U رحم
matrix or matrices U قرارگاه گوهر
matrix or matrices U کالبد
matrix printer U چاپگر ماتریسی
matrix or matrices U بچه دان
wire matrix printer U یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
positive definite matrix U ماتریس همیشه مثبت
dot matrix printers U چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers U چاپگر یا ماتریس نقطهای
upper triangular matrix U ماتریس بالا مثلثی [ریاضی]
dot matrix printer U چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer U چاپگر یا ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory U حافظه ماتریس مغناطیسی
multivariable multimethod matrix U ماتریس چند متغیری- چندروشی
impluse response matrix U ماتریس انتقال ضربه
dot matrix character U کاراکتر ماتریس نقطهای
primary diagonal [matrix] U قطر اصلی [ریاضی]
the main diagonal of a matrix U قطر اصلی یک ماتریس [ریاضی]
lower triangular matrix U ماتریس پایین مثلثی [ریاضی]
principal diagonal [matrix] U قطر اصلی [ریاضی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com