English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
math coprocessor U کمک پردازنده ریاضی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
coprocessor U پردازندهای که نتایج عملیات ریاضی را سریع تر از بخش ALU از CPU انجام میدهد
coprocessor U آداپتور نمایش سریع که مخصوص عملیات گرافیکی مثلاگ رسم خط و... است
coprocessor U پردازنده جانبی مخصوص مشابه آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی برای افزایش سرعت اجرا کار کند
coprocessor U پردازنده کمکی
coprocessor U کمک پردازنده
weitek coprocessor U کمک پردازنده ویتک
numeric coprocessor U کمک پردازنده عددی
math U CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
math U MATHEMATICS
math U و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
Abelian group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] U گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه آبلی [ریاضی]
Abelian group [math.] U گروه آبلی [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
the math teacher-turned-model U آموزگار ریاضیی که مدل شده است.
math. least upper bound [lub, LUB] U سوپریمم [ریاضی]
HE is good at math. He has a good head for figures. U حسابش ( ریاضیات ) خوب است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com