English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
master carpenter U سردرودگر
master carpenter U سرنجار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
carpenter U خرپاکوب
carpenter U خرپاساز
carpenter U نجار شیروانی ساز
carpenter U نجار شیروانی ساز چوب بر
carpenter U نجاری کردن
carpenter U نجار
carpenter U درودگر
carpenter's clamp U پیچ دستی
carpenter's hammer U چکشنجاری
carpenter's Gothic U [تیرهای چوبی سقف]
carpenter bee U زنبور چوب سوراخ کن
carpenter stopper U خفت کتابی
carpenter's bench U دستگاه نجاری
carpenter's bench U خرپشت
carpenter's machines U ماشین الات درودگری
carpenter's rule U متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
carpenter's rule U خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule U خط کش [ابزار]
carpenter's bench U میزکار
roof truss carpenter U خرپاکوب
body of carpenter's plane U کوله رنده نجاری
master U مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
master U ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master U مهمترین شخص یا وسیله در سیستم . به روزترین و درست ترین فایل
master U آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
master U نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master U سیستمی که هر پردازنده آن اصلی و مخصوص یک کار است
master U رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
master U داده مرجع که در فایل اصلی ذخیره شده است
master U ارباب صاحب
to be a master of U دارا بودن
to be a master of U در اختیار خودداشتن
the master U خداوند
old master U هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
old master U نقاشی هر یک از این هنرمندان
master's U فوقلیسانسه-دارایمدرکMAیاMSc
master off U استاد شمشیربازی
master of U سرپرست گروه شکار روباه
master U ماهر شدن
the master U در
master U نرم افزاری که عملیات سیستم را کنترل میکند
master U دانشور
master U ماهر شدن در چیزی
master U استادشدن
master U تسلط یافتن
master U اصلی
master U رام کردن
master U تسلط یافتن بر
master U خوب یادگرفتن
master U ماهرشدن
master U صاحب
master U پیر
master U مدیر مرشد
master U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
master U رئیس
master U کارفرما
master U ارباب استاد
master U چیره دست
master U کسب مهارت کردن
master U مخدوم
master U جامع
master U قطعه کار اصلی
master U مدل اصلی
master U استاد شطرنج
master U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
master U اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
master U کاپیتان کشتی
master U سیگنال زمانی که تمام قط عات سیستم با آن سنکرون می شوند
master U کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
master U چیره دست شدن
master service U انشعاب اصلی
master sergeant U سرگروهبان
master slave U ارباب و برده
master slice U شاه قاچ
master station U پست اصلی مخابرات
master sergeant U استوار ارشد نیروی زمینی
master mind U فکر بزرگ
master tape U شاه نوار
master stroke U شاهکار
master stroke U هنر نمایی
master station U ایستگاه اصلی
master station U شاه ایستگاه
master routine U شاه روال
master mode U وضعیت اصلی
master mode U حالت راهبر
master of the horse U کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
master of the time U صاحب الزمان
master physician U سر پزشک
master pick U پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master tooth U پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master plot U نقشه راهنمای اصلی عکس برداری هوایی
master program U شاه برنامه
master race U نژاد برتر
master rod U شاتون اصلی
master mind U عقل کل
master tournament U مسابقه ازاد سالانه گلف بین قهرمانان دعوت شده
truck master U مامور یا سرپرست چندکامیون
wagon master U مسئول واگن
wagon master U رئیس قطار
whore master U جنده باز
master cord U ریسماناصلی
Master of Science U فوقلیسانسMSc-
question-master U فردپرسشگردریکمسابقهیاامتحان
To be a master of ones craft. U درفن خود استاد بودن
They all acknowledge him master . U همه او را به استادی قبول دارند
master agreement U توافق اولیه
master agreement U چهارچوب توافق [حقوق]
taxing master U مامور وصول مالیات هزینه دادرسی
singing master U اموزگار سرایش
ship's master U افسرارشد کشتی
master workman U سر کارگر
master workman U استاد کار
master workman U سرکارگر
master's certificate U گواهینامه فرماندهی
mint master U رئیس ضرابخانه
missile master U دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
pilot master U سر راهنما
property master U متصدی اثاثیهای که در روی صفحه نمایش بکار میرود
ring master U رئیس سیرک
sailing master U افسری که موافب راندن کرجیهای تفرجی است
scout master U در پیشاهنگی :سر رسد
ship's master U کاپیتان کشتی تجاری
master stroke U استادی
french master U فرانسه
french master U اموزگار
drop master U مدیر پرش
drill master U مشق دهنده
dock master U راهنمای حوض
master of the court U مدیر دفتر دادگاه
chess master U استاد شطرنج
cargo master U نوعی هواپیمای باری
globe master U نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
harbor master U رئیس بندر
head master U مدیر مدرسه
head master U رئیس
he is a past master in U او در استاد یا کهنه کار است
harbour master U مسئول بندر متصدی لنگرگاه
harbour master U متصدی بندر
harbour master U رئیس بندر
harbor master U راهنمای بندر
harbor master U مامور تنظیم حمل ونقل وامور بندرگاه
cargo master U هواپیمای کارگوماستر
candidate master U نامزد استادی شطرنج
master plan U نقشه مجموعه
master plan U نقشه کلیات
master of ceremonies U رئیس تشریفات
master keys U قاعده کلی شاه کلید
master keys U کلید چندین قفل
master key U قاعده کلی شاه کلید
master key U کلید چندین قفل
Master of Arts U صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
master plans U نقشه کلیات
master plans U نقشه مجموعه
beach master U رئیس بارانداز
beach master U افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
master of ceremonies U متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
station master U رئیس ایستگاه
master switches U کلید اصلی
master switch U کلید اصلی
past master U استاد قدیمی
past master U استاد پیشین
head master U مدیر اموزشگاه
international master U استاد بین المللی شطرنج
master in lunacy U مامور رسیدگی به دیوانگی ها
master data U دادههای اصلی
master clock U زمان سنج اصلی
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
master clear U کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
master clock U شاه زمان سنج
master file U شاه پرونده
master compass U قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
master console U پیشخوان اصلی
master document U مدرک اصلی
master data U شاه داده
master data U شاه دادهها
master mariner U ناخدای کشتی بازرگانی
master menu U لیست مبنای جیره غذایی اصلی
iron master U اهن ساز
iron master U رئیس کارخانه اهن سازی یا اهن ریزی
language master U اموزگار زبان
language master U زبان اموز
master at arms U درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
drop master U سرپرست پرش
master builder U معمار
master menu U برنامه غذایی اصلی یکان
master builder U بنای مقاطعه کار
master builder U معمارباشی
He is a jack of all trades, but master of none. <idiom> U او مرد همه کاره است و هیچ کاره.
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master gate valve U مدخلدریچهاصلی
master file maintenance U فرایند بروز دراوردن
master file maintenance U تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
Jack of all trades and master of none.. <proverb> U همه کاره هیچ کاره است .
Jack of all trades , master of none . U همه کاره وهیچ کاره
senior master sergeant U سرگروهبان
master boot record U رکورد راه اندازی اصلی
master slave system U سیستم ارباب و برده
master slave manipulator U بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
master slave manipulator U یک شانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com