English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
maritime aircraft U هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
maritime U دریایی
maritime U وابسته بدریانوردی
maritime U استان بحری یاساحلی
maritime U ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
maritime U وابسته به بازرگانی دریایی
maritime U بحری
maritime climate U اقلیم اقیانوسی
maritime commerce U بازرگانی دریایی
maritime law U حقوق دریایی
maritime law U قوانین دریایی
maritime trade U تجارت دریایی
maritime operations U عملیات دریایی یا ناوگانی
maritime lien U امتیاز دریایی
maritime lien U برتری دریایی
maritime communications U ارتباطاتدریایی
aircraft U طیاره
aircraft U هواپیما
civil aircraft U هواپیمای غیر نظامی
clean aircraft U هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
escort aircraft U هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
axial of an aircraft U محور هواپیما
assault aircraft U هواپیمای هجومی
army aircraft U هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
aircraft scrambling U دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
anti aircraft U پدافند هوایی
aircraft section U قسمت هواپیمایی
aircraft section U رسدهواپیمایی
aircraft specification U خصوصیات هواپیما
aircraft structure U ساختمان هواپیما
aircraft system U سیستم ساختمان هواپیما
aircraft turn around U اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft vectoring U کنترل سمتی هواپیما
aircraft vectoring U کنترل مسیر سمتی هواپیما
anti aircraft U ضد هوایی
integrated aircraft U هواپیمای یک پارچه
landing aircraft U هواپیمای در حال فرود
large aircraft U هواپیمای بزرگ
aircraft company U شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
tactical aircraft U هواپیمای جنگی
program aircraft U جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
tailless aircraft U هواپیمای بی دم
one aircraft was shot down U یک هواپیما
notional aircraft U هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
naval aircraft U هواپیمای ناوپایه
ultralight aircraft U هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
unmanned aircraft U هواپیمای بدون سرنشین
The aircraft got off the ground . U هواپیما اززمین بلند شد
passenger aircraft U هواپیمای مسافربری
one aircraft was shot down U سرنگون گردید
marine aircraft U هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
lead aircraft U هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
shipboard aircraft U هواپیمای ناو پایه
aircraft engine U موتور هواپیما
aircraft alternation U اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft arrestment U عملیات مهار هواپیما
aircraft guide U مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft arrestment U مهارکردن هواپیما
aircraft defective U هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft carriers U ناو هواپیمابر
aircraft defective U هواپیمای معیوب
aircraft carriers U carrier : syn
anti-aircraft U ضد هواپیما
active aircraft U هواپیمای فعال
active aircraft U هواپیمای درگیر در رزم
aircraft battery U منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft arresting U دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft handover U تعویض کنترل هواپیما
aircraft rigging U تنظیم نهایی هواپیما
aircraft repair U تعمیر هواپیما
aircraft records U اسناد هواپیما
aircraft plumping U لوله کشی هواپیما
aircraft plotter U وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft plotter U وسیله ناوبر هواپیما
light aircraft U هواپیمای سبک
aircraft carrier U ناو هواپیمابر
aircraft inspection U بازرسی هواپیما
aircraft arresting U دستگاه مهار هواپیما
aircraft carrier U carrier : syn
aircraft handover U تبادل کنترل هواپیما
aircraft accident U سانحه هوایی
aircraft accident report U گزارش سانحه هوایی
aircraft gun laying U رادار هواپیما
rotary wing aircraft U هواپیما با بال گردنده
variable geometry aircraft U هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft maintenance truck U کامیونتعمیرهوایی
anti-aircraft missile U گلولهموشکضدهوایی
The lights of the aircraft were blinking. U چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting gear U جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
control line aircraft U نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
awaiting aircraft availability U زمان انتظار درخط تعمیر
awaiting aircraft availability U زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
attack aircraft carrier U ناو هواپیمابر تهاجمی
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
aircraft log book U بایگانیها هواپیما
aircraft mission equipment U وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft modification and control U کنترل و هدایت هواپیما
fixed wing aircraft U هواپیما با بال ثابت
heavier than air aircraft U هواپیمای سنگین تر از هوا
aircraft arresting hook U قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook U مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft block speed U سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
lighter than air aircraft U هواپیمای سبکتر از هوا
aircraft climb corridor U دالان صعود هواپیما
aircraft control unit U قسمت کنترل هواپیما
aircraft control unit U کابین کنترل هواپیما
aircraft cross servicing U سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
high tailed aircraft U هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft role equipment U تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com